در يك حادثه دلخراش و دردناك در ولسوالي نهر سراج هلمند، براثر بمباران يك پايگاه نظامي تصرفشده توسط طالبان چندين فرد ملكي حاضر در پايگاه هم كشته شدند. وزارت دفاع در بيانيهاي روی دادن اين حادثه را تائید و از مردم خواسته است تا از مناطق جنگي و بهخصوص پايگاههاي نظامي دولتي فاصله گرفته و وارد اين مناطق نشوند تا بهاشتباه هدف قرار نگيرند. در اطلاعيه وزارت دفاع فقط به وقوع اين حادثه اشارهشده و سخن بيشتري از آمار تلفات غیرنظامیان به ميان نيامده است. اما طالبان بدون اينكه به اصل حادثه و هجوم برخي از مردم محل براي غارت پاسگاههاي نيروهاي امنيتي و مسئولیت اين گروه براي دور نگهداشتن مردم ملكي از صحنههاي جنگ اشارهاي كند، فقط به آمار اين تلفات اشارهکرده و تعداد كشتهشدههاي اين رويداد را 30 نفر و زخميان را 70 تن غيرنظامي اعلان کردهاند. طالبان افراد کشتهشده را تماشاچياني خوانده است كه براي ديدن پاسگاه تصرفشده آمده بودند!
حكايت غارت اموال عمومي و داراييهاي عمومي در افغانستان، داستان آشنايي است. اين روند از زمان جهاد نمود بيشتري پيدا كرد. باوجودی كه در احكام اسلامي صریحاً به حفاظت از داراييهاي عامه و يا بيتالمال اشارهشده و مردم ازلحاظ ديني موظف به حفظ و نگهداري از اموال عامة مسلمين هستند، اما باکمال تعجب، مجاهدين و كساني كه عليه نيروهاي دولتي وقت جهاد ميكردند، اشتهاي عجيبي براي غارت اموال عمومي بهعنوان «غنيمت جنگي» از خود نشان ميدادند. قبل از سقوط شهر كابل، در مناطقي كه به تصرف مجاهدين درمیآمد، هر چيزي كه ارزش فروختن در بازارهاي پاكستان را داشت، از افغانستان غارت و به پاكستان بهحساب آهن كهنه از سوي افرادي كه خود را مجاهد ميناميدند، فروخته شد. مكاتب دولتي و حتي شفاخانهها هم از اين هجوم در امان نماندند. هنگام سقوط كابل، مجاهدين و افرادي كه اصلاً معلوم نبودند كه چه کسانی هستند، با اشتياق عجيبي دست به غارت شهر و خصوصاً ادارات دولتي زدند. همانند جنگهاي دوران هجوم چنگيز و يا حمله پادشاهان گذشته به هندوستان و ديگر مناطق غیرمسلمان، غارت داراييهاي عامة كابل آغاز شد. هيچ جايي در امان نماند، دفاتر دولتي چور شدند. مجاهدين به اين امر بسنده نكردند، حتي موزيم ملي افغانستان و مراكز فرهنگي كه محافظت از آنها به معني نگهداري از تاريخ كشورمان است، بهطور وحشتناكي چور و چپاول شد. موزيم كابل كه يكي از غنيترين موزيمها در كل منطقه و يكي از ارزشمندترين گنجينههاي ملي ما بود، در یکچشم به هم زدن بر باد رفت. سربازان غارتگر همانند رباتهايي كه قبلاً برنامهریزیشدهاند، با بيرحمي تمام هرچه دم دستشان ميرسيد؛ برمیداشتند. بنا به روايت قهار عاصي در كتاب «آغاز يك پايان» برخي از اين جنگجويان حتي از كتابهاي ارزشمند كتابخانهها را غارت و بهعنوان سوخت بخاریهایشان استفاده ميكردند. اين وضعيت تبديل به فرهنگ عمومي بين مجاهدين سرمست از پيروزي تبدیلشده و ازآنجاکه هيچ نيرويي براي كنترل اين موج چپاول وجود نداشت، طولي نكشيد كه آنها بر سر قدرت و توانايي جمعكردن دارايي بيشتر به جان هم افتادند. جنگهاي داخلي بين مجاهدين آغاز شد و وضعيت اسفبار كشور افغانستان در زمان جنگهاي داخلي را همه شاهد بوديم و نيازي به بازگويي آن نيست.
با ادامه اين وضعيت و نارضايتي عميق مردم از جنگهاي داخلي، با استفاده پاكستان از فرصت، طالبان ظهور كردند. اين گروه با توجه به رنجي كه مردم از غارتگري مجاهدين سابق و جنگجويان بيرحم كنوني ميكشيدند، در آغاز كار خود، محتاطانه عمل ميكردند و خود را بسيار پابند به اصول و مباني ديني نشان میدادند. امنيت نسبي در مناطق تحت كنترل اين گروه برقرار بوده و مجازات سنگيني عليه مجرمين و دزدان در زمان حاكميت آنها اعمال میشد. باوجودی كه عملا امنيت جاني براي كسي وجود نداشت، اما مهار چپاول و دزدي در مناطق تحت كنترل اين گروه موفقانه بود. اما منفجر ساختن پيكرههاي بودا در باميان نشان داد كه به اين گروه اميد چنداني نيست و طالبان هم مثل مجاهدين سابق، آنچه به آنها ديكته ميشود را عمل ميكنند و به منافع و ميراث فرهنگي افغانستان پايبند نيستند. مدت بيست سال اخير و خصوصاً اصرار اين گروه در منفجر ساختن پل، پلچك، پايههاي برق و حمله بر تأسیسات عمومي نشان داد كه اين خوي و خصلت بهجامانده از سالها پيش مجاهدين، همچنان در ميان اين گروه وجود دارد. در موارد بسياري، پلهای بسيار مهم در جادههاي عمومي كشور بدون اينكه هيچ ارزش نظامي داشته باشند، بدون هيچ دليل منطقي توسط اين گروه ويران شدند. فعلاً در عموم شاهراههاي كشور پل و پلچكي در مناطق تحت تصرف طالبان سالم نمانده است.
در دو سال اخير دو رويداد جداگانه در ارزگان و هلمند بهخوبی نشان داد كه اين خاصيت به اين راحتيها مهار شدني نيست و داستان تلخ غارت داراييهاي عامه همچنان ادامه خواهد داشت.
در نخستين مورد، بعد از تصرف يك ولسوالي در ارزگان، برخي از مردم محل يا طالبان با شروع به غارت داراييهاي عامه كردند. دارالمعلمين موجود در ولسوالي تصرفشده، بهسرعت تاراج شد. ميز، چوكي، وسايل تدريسي و حتي در اتاقها و… همه بهعنوان غنيمت جنگي توسط جوانان و نوجوانان منطقه به غارت رفت. قضيه وقتي واكنش طالبان را برانگيخت كه فيلمي از اين جريان در شبكههاي اجتماعي پخش شد. وقتي اين قضيه با واكنش منفي گسترده بين مردم مواجه شد، طالبان با پخش اعلاميهاي، با تبرئة نيروهاي خود، بدون اينكه از مسئولیت خود در قبال حفظ بيتالمال سخني بگويند، بهانه را به گردن مردم محل انداختند.
در دومين حادثه، استيشن برق در ولايت هلمند پس از تصرف توسط طالبان غارت شد. بعدازاینکه پیچ و مهرهها و تجهيزات اين مركز توزيع برق به تاراج رفته و فيلمهايي از وسايل آن، که براي فروش در پاكستان بهعنوان آهنپاره عرضهشده بود، در شبكههاي اجتماعي پخششده و باعث واكنش منفي مردم گرديد، طالبان اعلان كردند كه با عاملين اين قضيه برخورد خواهند كرد. اما معلوم نشد كه آيا برخوردي صورت گرفت يا اينكه اين گروه فقط براي كاستن فشار افكار عمومي دست به صدور چنين اعلاميهاي زده بود.
جدا از اين دو حادثة مشهور اين دو سال اخير، فيلمها و عکسهای زيادي در شبكههاي اجتماعي دستبهدست ميشود كه با تصرف هر پاسگاه دولتي توسط طالبان، برخي از فرصتطلبان با شادي و شعف بسيار و بدون توجه به نظامي بودن منطقه و از همه مهمتر، تعلق داشتن اين پايگاهها به اموال عمومي دولتي، به اين پاسگاهها حمله كرده و اقدام به غارت آن ميكند. اين رويه چنان باب شده است كه انگار كساني هميشه نيروهاي نظامي طالبان را دنبال ميكنند تا بلكه بهعنوان گروههاي جمعآوری «غنيمت جنگي» با اين گروه همكاري كرده و از اين وضعيت پولي به جيب خود بزنند.
در حادثه ديروز هلمند، همين اتفاق افتاده و برخي از سوءاستفاده گران محلي سرمست از پيروزي طالبان، بدون اينكه به وضعيت جنگي و نظامي بودن محل توجه كنند، به پايگاه نظامي براي چپاول هجوم آورده بودند. نيروهاي دولتي به اين گمان كه در حال جنگ با مهاجمان مسلح طالبان هستند، پايگاه تصرفشده را بمباران كرده و درنتیجه بعدها مشخص ميشود كه همراه با نظامیان طالبان، دهها غیرنظامی هم کشتهشدهاند. تفاوت اين غيرنظاميان با نظاميان طالبان فقط «غیرمسلح بودن» آنها است، وگرنه حمله براي غارت اماكن نظامي فرقي با حمله مسلحانه ندارد و مدافعان مجبورند تا از خود دفاع كنند.
وزارت دفاع كشور از اين حادثه اظهار تأسف كرده و مردم را از هجوم به مناطق نظامي بازداشته است. طالبان بدون اينكه به نقش خود در اين حادثه اذعان كرده و بر مسئوليت خود مبني بر دور نگهداشتن مردم از مواضع جنگي اشارهاي كند، فقط از تلفات غیرنظامیان صحبت كرده و سعي كرده تا از اين رويداد بهرهبرداري سياسي نموده از اين حادثة تلخ، به نفع خود در ميان مردم تبليغات منطقه كند.
اين حادثه تلخيهاي بسياري دارد؛ كشته شدن غیرنظامیان از یکسو و اشتياق برخي از سوءاستفادهچی از وضعيت موجود براي غارت اموال عمومي از سوي ديگر، براي مردم افغانستان بسيار رنجآور است. بدون شك طالبان بايد در اين زمينه و دور نگهداشتن غيرنظاميان از مواضع نظامي پاسخگو باشند و اين گروه نبايد به سوءاستفاده كنندگان اين فرصت را مهيا سازند تا عطش غارتگري خود را با چپاول اموال عمومي دولتي به نمايش بگذارند. اگر اين وضعيت ادامه يابد، بهزودی دستههاي بزرگ مافيايي مخصوص چپاول، تشکیلشده و به بهانههاي گوناگون وضعيت وحشتناك دوران جنگهاي داخلي را تكرار خواهند كرد.


