در يك ماه اخير جنگ در افغانستان به‌یک‌باره شعله‌ور شده و طالبان با سرعت بيشتری دست به پيشروی و تصرف ولسوالی‌ها زده‌است. تا اكنون طبق آمار منابع خارجی، از 365 ولسوالی افغانستان، 118 ولسوالی به دست طالبان سقوط كرده است.(ممكن است اين آمار در اين روزها به خاطر جريان داشتن جنگ، كم يا زياد شود).

 بخش جالب ماجرا اينجا است كه اين آمار در یک‌باره در یک ماه گذشته با جهش بسيار بالايی مواجه شده‌است. حالا اينكه چرا طالبان توانسته‌اند در اين مدت كوتاه به اين حجم از موفقيت دست يابند، موضوعی است كه در اين نوشته نمي‌گنجد. ازآنجاکه منبع ميدانی موثق و قابل‌اعتمادی در افغانستان چه در نظام كنونی و چه مخالفان مسلح وجود ندارد، نمي‌توان به‌درستی ارقام و عددی كه ارائه مي‌شود، چندان اعتماد كرد. طالبان ادعا دارند كه بيش از هشتاد ولسوالی را در هفته‌های اخير به تصرف خود درآورده‌اند، منابع دولتی در اين مورد عموماً ساكت بوده و به‌ندرت به از دست دادن ولسوالي‌ها اعتراف مي‌كنند. اما سقوط حدود 50 ولسوالی بنا بر مستندات موجود قابل تائید است.

نكته‌ی مهم در اين آمار و ارقام اين است كه ازنظر استراتژیک و بحث تسلط طرفين درگيری بر نقاط حساس و پرجمعيت، طالبان دستاورد ارزشمند و مهمی نداشته و اين حكومت مركزی است كه در اين مورد دست بالا را دارد. تمامی مراكز ولايات در كنترل دولت است. طالبان عموماً به ولسوالي‌هاي کم‌جمعیت و دوردست تسلط یافته‌اند و ولسوالي‌هاي پرجمعيت و شهرهاي مهم كشور به‌طور كامل، كمتر به دست اين گروه افتاده است. البته نمی‌توان از برخی از شهرك‌ها و ولسوالي‌هاي مهم كشور چشم پوشيد كه شامل بندرهای تجاری در شمال كشور و ولسوالي‌هاي مسلط بر شاهراه‌های افغانستان مي‌باشند.

به‌طور نمونه از هجده ولسوالی ولايت غزنی، فقط چهار ولسوالی به اضافه شهر غزنی در كنترل كامل دولت بوده و بقيه همگی در تصرف طالبان قرار دارد. با توجه به اين آمار، ازنظر واحد اداری و جغرافيا، هشتاد درصد غزنی در اختيار طالبان است. ولی از نگاه جمعيت؛ سهم دولت و طالبان در بخش تسلط بر نقاط پرجمعيت 50-50 است. مثلاً جمعيت سيزده ولسوالی غزنی تحت تصرف طالبان را اگر بر اساس آمار موجود روی‌هم قرار دهيم، برابر با نفوس 350 هزارنفری ولسوالی جاغوری مي‌شود كه در كنترل دولت است. همین‌طور شهر غزنی مركز ولايت با جمعيت بالای 150 هزار نفر تا هنوز در كنترل حكومت مركزی قرار دارد.

اگر غزنی را معيار قرار داده و تمامی ولايات افغانستان را با آن مقايسه كنيم، مناطق تحت كنترل طالبان خودبه‌خود بخش زيادی از اهميت خود را از دست مي‌دهد. به‌طور يقين مي‌توان گفت كه اين دولت است كه بر اكثر مناطق مهم جمعيتی حکم‌فرما بوده و حدود دوسوم جمعيت كشور در مناطق تحت كنترل حكومت مركزي زندگی مي‌كنند.

پيشروي‌هاي طالبان در يك ماه اخير و سر صدايی كه از آن برخاسته است، توجه نهادهاي خارجی را به خود جلب كرده و بستر مناسبی را برای طالبان آماده كرده‌است تا با تبليغات خود نگاه‌ها را به خود جلب كند. سايت (oryxspioentkop.com) كه در بخش اسلحه و جنگ‌افزار در سراسر جهان فعاليت دارد، فهرستی از خسارت‌های وارده بر نيروهاي امنيتی افغانستان را با توجه به مستندات موجود جمع‌آوری كرده است كه مرور آن براي كسانی كه پيگير اخبار و شفافيت بيشتر موضوع‌اند، جالب و قابل‌تأمل است. اين سايت در تهيه‌ی ليست خود فقط به مواردی استناد كرده‌است كه عكس و فيلم از آن موجود است. اغلب اين فيلم‌ها از سوی طالبان نشر شده و احتمال دارد كه طالبان از همه موارد فيلم گرفته توانسته‌اند. ازاین‌رو شايد آمار واقعی فراتر از اين مستندات باشد.

از نكات جالب اين ليست اين است كه اكثر ادوات نظامی به غنيمت طالبان درآمده و تعداد كمی از انجا منهدم شده‌اند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه مقاومت كمی از سوی سربازان برای حفظ جنگ‌افزارهای خويش صورت گرفته است. از سوی ديگر، اين ليست شامل اسلحه‌ی انفرادی، واسكت ضدگلوله، ابزارهای ديد در شب، تفنگ‌های دوربين‌دار تك‌تيرانداز و تيربارهای سنگين و سبك نمي‌شود.

قابل ذكر است كه نمي‌توان به‌جرئت ادعا كرد كه همه‌ی اين تجهيزات به غنيمت گرفته‌شده از سوی طالبان، سالم بوده و بلافاصله از سوی نيروهای اين گروه به كار گرفته‌شده‌اند. احتمال آن وجود دارد كه بخش زيادی از اين تجهيزات عملياتی نبوده و صرف برای استفاده از قطعات آن برای تعمير و نگهداری ديگر وسايل نظامی به كار مي‌رفته است. ازاین‌رو شايد نيروهای نظامی افغانستان در هنگام عقب‌نشینی، اين وسايط را بی‌ارزش دانسته و آن‌ها را به‌عمد رها کرده‌اند. نكته ديگر اينكه اين ليست فقط ماه جون ميلادی امسال را در برمی‌گیرد و شامل روزهای ديگر نمي‌شود. ازاین‌رو احتمال اينكه بر اين ليست هرلحظه اضافه شود وجود دارد.

اكنون به‌مرور اين ليست به‌صورت كلی می‌پردازیم. (كسانی كه مايل باشند می‌توانند مستندات اين مطلب را در سايتی كه در بالا ذکرشده است، مرور كنند.)

  1. تانك‌ (دو عراده غنيمتی). 1 عراده تی 55 و يك عراده تی 62.
  2. زره‌پوش و نفربر زرهی. 22 دستگاه زره‌پوش تاير دار ام1117 و سه نفربر زرهی چين‌دار ام 113.
     از مجموع اين 25 عراده چهار مورد تخريب شده و 21 عراده به  غنيمت طالبان در آمده است.
  3. هاوان و توپ‌ جنگی شامل هاوان های 60، 82 و 120 م.م و 12 عراده توپ 122 م.م دي-30. در كنار اين تجهيزات دو پايه توپ ضد هوایی 22.م.م زي‌.يو. نيز به دست طالبان افتاده است. 
  4. چرخ‌بال نظامی چهار مورد منهدم شده كه سه بال آن چرخ‌بال ميل 17 روسی بوده يك فروند آن‌هم چرخ‌بال آمريكايی بلك هاوك است.
  5. وسايط نقليه‌ی نظامی که در اين ماه ازدست‌رفته است، 714 عراده است. بخش جالب و قابل‌تأمل اينجا است كه از اين تعداد، 53 مورد هدف قرارگرفته و منهدم شده و بقيه آن يعنی 662 عراده ديگر به غنيمت طالبان درآمده است.

از اين تعداد وسايط نقليه نظامی 339 مورد آن موتر زرهی هاموی است كه هركدام 250 هزار دالر قيمت دارد. در كنار اين هاموي‌ها، 275 عراده موتر فورد رنجر نيروهای نظامی كشور و 135 عراده موتر لاری حمل‌ونقل نظامی نيز در اين مدت ازدست‌رفته است. بقيه موارد شامل وسايط نظامی ديگر نظير لودر، موترهای تعميراتی جرثقيل‌دار و موتورهای نظامی است كه از ذكر اعداد آن‌ها مي‌گذريم.

از دست رفتن این‌همه تجهيزات و آن‌هم در اين مدت كوتاه، دولت را بر آن داشت تا دست به اصلاحاتی زده و تغييراتی در كادر رهبری وزارت دفاع و داخله ايجاد كند. پرداختن به عوامل اين وضعيت، در اين مجال نمي‌گنجد. می‌توان بزرگ‌ترین عامل آن را اتخاذ مواضع تدافعی از سوی دولت در مقابل طالبان و درنتیجه دادن فرصت براي اين گروه براي، فساد گسترده اداری و نااميدی مردم از حكومت‌داری دولت مركزی، سوءاستفاده طالبان از مردم محل برای ترك پايگاه‌های نظامی از سوی سربازان و…. نام برد. در چند مدت اخير با به راه افتادن خيزش‌های مردم و حمايت آن‌ها از حكومت، نيروهای دولتی توانسته تا حدودی پیشروی‌های طالبان را با مانع مواجه كرده و از سرعت گسترش مناطق تحت كنترل آن‌ها بكاهد. در روزهای اخير، دولت در مناطق زيادی رويكرد تهاجمی اتخاذ كرده و توانسته كه برخی از ولسوالي‌هاي ازدست‌رفته را از طالبان باز پس بگيرد.

تجربه ثابت كرده است كه در ميدان جنگ، غلبه با گروهی است كه مهاجم بوده و از لاك دفاعی بيرون آمده باشد. دولت افغانستان هم ازنظر كيفی و هم ازنظر كمی، توانايی آن را دارد كه مخالفانش را سركوب كند. برای تسريع روند صلح و مجبور ساختن طالبان برای نشستن پشت ميز مذاكرات، در حال حاضر دولت چاره‌ای جز اين ندارد كه دست از مسامحه با اين گروه برداشته و برخورد سخت‌تری با طالبان داشته باشد. در غير آن، اين جنگ فرسايشی  ادامه يافته و هرروز تلفات بيشتری بر مردم تحميل خواهد كرد.