مریم یارام احمدی، شاعر و نویسندهایست که با لحن دلنشین خود قدرت قلمش را به نمایش میگذارد. نگاه او به زنان از عمق احساس و احترام برمیخیزد و آنها را فراتر از واقعیتهای روزمره، در لایههای عاطفی و درونیشان میبیند. آثار او سرشار از لطافت و معنای عمیقیست که به خوبی روح و شخصیت زنان را به تصویر میکشند.
مریم، زنان را موجودات قدرتمندی میبیند که به نظر میرسد هیچچیز نمیتواند آنها را شکست دهد. شعرهای او نشان میدهند که در دنیای بیرونی که سرشار از چالشها و بیرحمیهاست، زنها گویی مقاومتی بیپایان دارند، همچون کوههایی استوار که در برابر طوفانهای زندگی ایستادهاند. وجود زن باعث میشود جهان شکل خوبتر بگیرد.
در این مصاحبه، به دنیای احساسی و معنوی او در مسیر نوشتن، تأثیر اطرافیان، چالشها و موفقیتها و در نهایت، رابطهاش با عشق و هنر پرداختهایم.
به گفته مریم، قدرت زنان است که آنان را خاص ساخته است: «هیچ زن ضعیفی نمیشناسم. زن هر چقدر هم که ضعیف باشد، بازهم قدرتی دارد که خودش از آن آگاه نیست. همیشه قدرت در دستان و ذهن و قلب زنان است، زنان محور و ستون عشق هستند که میشود با آن دنیای زیبایی را بنا کنیم.»
او در سال ۱۳۸۰، در سایهی ترسها و ذهنیتهای بسته متولد شده است. مریم زمانی را که اولین شعر خود را نوشته به یاد دارد: «اولین شعرم را در ۱۲ ماه میزان ۱۳۹۴ نوشتم، زمانی که جنگ در افغانستان بر روحیهم تاثیر کرده بود.» از آن زمان تا امروز، مریم در مسیر نویسندگی پیش رفته است.
کتاب، رهنمایی که مریم را به سوی پیشرفت سوق داده است. مریم، تاثیرات کتاب را بر زندگیاش چنین توصیف میکند: «در زندگیام بیشترین تاثیر روی نوشتن را، کتابهای داشتهاند که از قبل می خواندم. از کتابهایی که میخوانم تلاش میکنم خودم را در آنها پیدا کنم. وقتی خودت را پیدا کنی، میتوانی خوب بنویسی. مطالعه، تاثیر بزرگی روی نوشته های من داشته است».
نوشتن برای مریم تنها یک علاقه نبود، بلکه یک نیاز روحی بود. دغدغه اصلی او همیشه این بود که اگر نتواند آثارش را به مردم برساند و صدایش را بر علیه نابرابریها بلند نکند، احساس پوچی و کمبود خواهد کرد. در جامعهای که برای یک دختر حضور در فضای مجازی تابو محسوب میشود، تصمیمم برای نشر آثار، قانونشکنی بود؛ اما همین تصمیم آغازگر یک انقلاب کوچک در خانوادهاش شد. مقاومت کرد، سکوت را شکست و بالاخره توانست نوشتههایش را به مردم برساند.
به گفته مریم، یکی از چالشهای اصلی در مسیر نویسندگی، ذهنیت منفی مردم است. بسیاری با تحقیر میپرسند: «نویسندگی چی میته برت؟” و گویی ارزش نوشتن تنها با پول یا شهرت سنجیده میشود. این نگاههای آزاردهنده گاهی چنان سنگیناند که آدم را در سکوت وادار به جنگیدن میکنند. اما من آموختهام که در برابر این ذهنیتها باید با صبوری ایستاد، حتی اگر با سکوت.»
چهار اثر مریم به نامهای «شعری برای نه خواندم، خدا خبر دارد، مرکز ثقل برای موفقیت در سخنرانی و دیوان نرگس» به نشر رسیده است. همچنان دو کتاب دیگر او به نامهای «سلام بر خدا» و «سرطان عشق» برای چاپ آماده استند.
اما در پس این آثار، دنیایی از دشواریها، تلاشها و بازتعریف هویت نهفته است. از مواجهه با ذهنیتهای محدود و حتی بیتوجهی به تلاشهای زنان در عرصههای هنری، تا عدم امکانات و حمایتهای کافی، او همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. اما وی در این مسیر، به جایی رسیده است که نه تنها آثارش را با دنیای بیرون به اشتراک گذاشته، بلکه به زنانی که همچنان در سایههای تردید زندگی میکنند، پیام روشن و دلگرمکنندهای دارد: «هیچکس در ابتدا نویسندهی خوبی نبوده است. هر چیزی به تلاش و باور به خود نیاز دارد.»
«شعر نان نمیدهد»، این یکی از جملاتی است که در گفتوگویش با ما به گوش میرسد. اما او به درستی یادآوری میکند که هر واکنش، چه مثبت و چه منفی، همیشه به انسان انرژی میدهد و او را به سمت پیشرفت و تعالی سوق میدهد. برای مریم، شعر نه تنها یک ابزار بیان احساسات است، بلکه یک وسیله برای تغییر ذهنیتها و ترسیم دنیای بهتر است.
جالبترین نکته در مورد مریم، نگرش او به زنان است. او معتقد است که وجود زن، خود معنای عشق را به جهان میبخشد. زنها را با ظرافت و قدرتی که در درون خود دارند، میبیند. حتی در دنیای پر از درد و چالشهای اجتماعی که بر دوش آنها گذاشته میشود، آنها توانایی و قدرتی دارند که در نهایت نمیتوانند شکست بخورند. برای مریم، زن همانند یک شاعر است که میتواند دنیای خود و دیگران را به گونهای زیبا و شاعرانه توصیف کند.
مریم یارام احمدی با آثارش، دغدغههایش و نگاهی که به زندگی و هنر دارد، نماد پایداری و امید است. او همچنان در جستجوی جایگاه خود در ادبیات است، اما از این که در مسیر خود قدم برمیدارد، هیچگاه ناامید نمیشود. این شاید بزرگترین پیامی باشد که او به دختران سرزمینش و تمام جهان میدهد: «تلاش کن، باور داشته باش، و همیشه به خودت اعتماد کن. چون قدرت واقعی در درون خودت نهفته است».
نمونهای از شعرهای مریم یارام احمدی:
خاموش میشوم که سکوتم پُر از بلاست
این روزها گلوی من آزرده از صداست
حرفی اگر نمیزنم از اشتباه نیست
خاموشیام نشانهی نافهمی شماست
من از خودم رها شدم این روزها چقدر-
“من بودنم” دچار رسیدن به انتهاست
هر چند زندگی غصه دارد ولی شکر
لبخند در برابر رنج من و شماست
هر چه که تا هنوز به هر جا رسیده است
تنها به انتخاب و به لطف خدای ماست
آباد کرده است چرا دشمن مرا؟
لبخند بر لبان من اما خدا نخواست
این روزها نتیجهی هر اشتباه ماست
آدم چنانچه سرکش و آلوده در خطاست
مریم علاوه بر چالشهای اجتماعی، با مشکلات مربوط به عدم حمایتهای کافی از سوی جامعه نیز روبهرو بوده است. به اعتقاد او، در افغانستان، مخصوصاً برای دختران، فرصتهای مناسبی برای پیشرفت در زمینه نویسندگی وجود ندارد.


