سلامت روان کودکان یکی از اساسیترین عوامل در رشد سالم، یادگیری مؤثر و موفقیت در زندگی آیندهی کودکان پنداشته میشود و رفتار والدین تاثیر مستقیمی بر رفتارهای کودکان دارد. مشاوران درمانی میگویند، کودکانی که در محیطهای خانوادگی پر از تنش یا خشونت رشد میکنند، معمولاً با مشکلات اضطراب و استرس، افسردگی، مشکلات رفتاری و اختلال خواب مواجه میشوند که میتواند بر رشد و سلامت روانی آنها در طولانیمدت تأثیرات منفی داشته باشد.
شمس الرحمان حبیبی، روانشناس و مشاور روان درمانی در رابطه به «تاثیرات رفتار والدین بر سلامت روان کودکان» میگوید محیطی که والدین برای کودک فراهم میکنند، رفتارهایی که از خود نشان میدهند، و نوع ارتباطی که با کودک دارند، بر روحیه و رفتار کودک تأثیرات عمیقی دارد. به گفته او، ایجاد یک فضای امن، حمایتی و پر از محبت میتواند به رشد روانی سالم کودک کمک کند.
این مشاور روان درمانی میافزاید که رفتارهای مثبت والدین مانند محبت، توجه، حمایت عاطفی و ایجاد محیط امن، نقش مهمی در سلامت روانی و روحیه کودک دارند و موجب افزایش اعتماد به نفس، کاهش اضطراب و تقویت مهارتهای اجتماعی در کودکان میشود.
حبیبی از تاثیرات رفتار پرتنش و منفی خانوادهها بر سلامت روان کودکان هشدار داده و میافزاید که “رفتارهای منفی مانند خشونت، بیتوجهی، انتقاد بیپایان و فشار زیاد میتواند باعث ایجاد مشکلات روانی در کودک شود و تأثیرات منفی بلندمدت بر رشد و شخصیت کودکان داشته باشد”.
رشد در محیط پرتنش نیز زنگ خطری برای سلامت روان دانسته میشود و کودکانی که در محیطهای پر از تنش و خشونت رشد میکنند، در معرض اختلالاتی مانند اضطراب، افسردگی، و مشکلات خواب قرار دارند. حبیبی این کودکان را قربانیان خاموش خشونت خانگی دانسته و میافزاید که اگر این کودکان به موقع مورد حمایت قرار نگیرند ممکن است این آسیبها تا بزرگسالی همراه کودکان باشد.
والدین نهتنها از نظر عاطفی و روانی بهعنوان اولین و مهمترین الگوهای زندگی کودک عمل میکنند، بلکه در زمینههای مختلف دیگری مانند ارزشها، روابط اجتماعی، مهارتهای حل مسئله و اعتماد به نفس نیز تأثیر زیادی بر رشد و توسعه شخصیت کودک دارند. این تأثیرات بهطور مستقیم و غیرمستقیم به رفتارها، نگرشها و شخصیت آینده کودک شکل میدهند. بنابراین، الگو بودن والدین برای کودکان یک مسئولیت بزرگ است که میتواند مسیر زندگی کودک را به شکل مثبت یا منفی هدایت کند.
رفتار متفاوت والدین نسبت به دختر و پسر هم از دیگر نکات قابل توجه در سلامت روان کودکان است که به گفته حبیبی ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد. او میگوید والدین باید در نظر داشته باشند که هر کودک، فارغ از جنسیت، به توجه، حمایت و احترام نیاز دارد و رفتارهای والدین باید مبتنی بر نیازهای خاص هر کودک باشد. از این رو، ایجاد محیطی حمایتگر و پذیرنده برای هر دو جنس ضروری است تا کودکان به درستی رشد کنند و به اعتماد به نفس و سلامت روانی دست یابند.
حبیبی در پیوند به نقش مشاوره و رواندرمانی خانواده در بهبود روابط والدین و فرزندان میافزاید مشاوره و رواندرمانی خانواده میتوانند ابزارهای بسیار مؤثری در بهبود روابط والدین و فرزندان باشند. این فرآیندها نه تنها به حل مشکلات موجود کمک میکنند، بلکه میتوانند باعث تقویت ارتباطات، افزایش همدلی و بهبود سلامت روانی کلی خانواده شوند. در نهایت، مشاوره خانواده میتواند محیطی سالم، حمایتی و رشددهنده برای کودکان فراهم کند و والدین را قادر سازد تا به بهترین شکل ممکن از فرزندان خود حمایت کنند.
با این حال محبت افراطی یا آسیب پنهان نیز بر خلاف تصورات رایج، میتواند تأثیرات منفی بر کودک داشته باشد. حبیبی توضیح میدهد که حمایت بیش از اندازه، استقلال کودک را کاهش داده و او را در برابر چالشهای زندگی ناتوان میسازد. این موضوع در بلندمدت به ضعف در تصمیمگیری و عدم خودباوری منجر خواهد شد.
سلامت روان کودکان یکی از مهمترین ارکان رشد سالم جامعه پنداشته میشود و مشاوران درمانی همواره تاکید کردهاند که سلامت روان کودکان بهطور مستقیم با نوع رفتار، الگوها و تصمیمات والدین در تعامل است و والدین نقش کلیدی در رشد شخصیتی سلامت روان کودکان دارند.
با وجود آن که جنگ و نابسامانیهای دیگر، تاثیرات فراوانی بر سلامت روان کودکان در افغانستان داشتهاند، تلاشهای موثری برای شناسایی و رفع مشکلات روانی کودکان در کشور صورت نگرفتهاند. حتی آمار دقیقی از مراجعه خانوادهها به مشاوران رواندرمان در دست نیست که یکی از علتهای آن، نبود علاقه و آگاهی نسبت به این مساله پنداشته میشود.


