افغانستان طی یک ماۀ اخیر شاهد اتفاقات غیر منتظرهیی بود. هنوز عطش زدوبندها بر سر پیمان امنیتی کابل- واشنگتن فرونانشسته و نارسیده به انتخابات، مارشال قسیم فهیم معاون اول ریاست جمهوری درگذشت. اغلب آگاهان باور دارند که نقش مارشال در ثبات افغانستان و برگزاری انخبات شفاف در 16 حمل 1393 میتوانست تعیین کننده باشد و حالا در نبود وی بوی گمانهزنیها مبنی بر انتخاب جانشینش توسط حامد کرزی و تنشها میان سیاسیون و رهبران جهادی بر سر این موضوع کم کم به مشام میرسد و در حال بروز بیشتر است. این موضوع و برخی از موضوعات دیگر را در روزنامههای امروز دنبال کردهایم:
روزنامۀ ماندگار در نخستین برگش، زیرعنوان«کدام چهره معاون اول میشود» به این موضوع پرداخته و نگاشتهاست:” با تکمیل مراسم تدفین و به خاکسپاری مارشال فهیم، بحث اینکه چه کسی جانشین او به عنوان معاون رییسجمهوری خواهد شد، در محافل سیاسی و در میان شهروندان کشور بالا گرفته است. بربنیاد حکم قانون اساسی افغانستان، هرگاه یکی از دو معاون ریاستجمهوری «استعفا و یا وفات کند»، رییسجمهوری میتواند فرد دیگری را به تایید مجلس نمایندهگان جایگزین او کند.“
به باور نگارندۀ متن:” با توجه به ترورهای زنجیرهیی چهرههای سیاسی و فرماندهان پر نفوذ طیف مقاومت برضد طالبان که مارشال فهیم نیز به آن تعلق داشت به نظر میرسد که فقط چند چهره به عنوان این که جانشین مارشال فهیم یا معاون اول رییس جمهور کرزی از میان آنان انتخاب شود مطرح استند.”
در ادامه آمدهاست:” از این رو، اکنون در رسانهها و محافل سیاسی و حتا ارگ ریاست جمهوری، از احمدولی مسعود رییس بنیاد شهید احمدشاه مسعود و سفیر پیشین افغانستان در بریتانیا، محمد یونس قانونی رییس پیشین مجلس و عضو مجلس شانزدهم، صلاحالدین ربانی رییس شورای عالی صلح و رییس جمعیت اسلامی افغانستان و بسمالله محمدی وزیر دفاع ملی و حتا استاد عطا محمد نور والی بلخ، به عنوان گزینههای احتمالی جانشین مارشال فهیم یاد میشود.”
اما با توجه به برخوردهای پیشین آقای کرزی و وضعیتی که او و کشور را احاطه کرده است، ممکن او با سران طیف سیاسی مقاومت و چهرههای پرنفوذ مجاهدین، در این خصوص مشورتها و رایزنیهایی داشته باشد.
روزنامۀ هشت صبح نیز در سرمقالهاش زیر عنوان« لزوم پیشگیری از هر نوع جنجال سیاسی» این موضوع را پوشش داده و نگاشتهاست:” وفات ناگهانی مارشال فهیم، تصور تشدید پراکندههای سیاسی را بیشتر کرده است. گفته میشود که نبود او بر انتخابات سال آینده و حوادث احتمالی پس از آن، تاثیرگذار است.”
به ادامه:” برای جلوگیری از هر نوع بحران و پراکندگی سیاسی، لازم است تا قشر سیاسی افغانستان در هماهنگی با رییسجمهور کرزی، از همین حالا روی میکانیزم جلوگیری از تقلب در انتخابات بحث کنند. قشر سیاسی کشور، نامزدان انتخابات ریاستجمهوری و رییسجمهور کرزی باید روی میکانیزمی به توافق برسند که بر مبنای آن از تقلب جلوگیری شود و اگر انتخابات به دور دوم میرود، تیم بازنده، نتیجه انتخابات را بپذیرد. حالا که چهرههای تاثیرگذاری چون مارشال فهیم در صحنه حضور ندارند، ضرورت رسیدن به چنین توافقی بیشتر محسوس است. در صورتیکه یکی از تیمهای رقیب نتایج نهایی دور دوم انتخابات ریاستجمهوری را قبول نکند، بحران سیاسی جدی در کشور ایجاد خواهد شد.”
به عقیدۀ نگارنده:” همچنان سازماندهی یک تقلب بزرگ در انتخابات هم چیزی است که برخی از ستادهای انتخاباتی از بابت آن، ابراز نگرانی کردهاند…رییسجمهور کرزی بهدلیل اینکه در این دور نامزد نیست، باید پیشقدم شود و ابتکار عمل را بهدست گیرد و بهگونهای عمل کند که پس از برگزاری انتخابات، هیچ نوع جنجال سیاسی ایجاد نشود.”
روزنامۀ افغانستان اما، در یکی از برگهایش با این عنوان« ترس پوشالی از تهدیدات در انتخابات» طالبان را درگیر ضعف سیاسی و نظامی خوانده و نگاشتهاست:” گروه طالبان با انتشار اعلامیه ای تهدید کرده اند که انتخابات را مختل می کنند. این گروه از مردم خواسته اند که در انتخابات شرکت نکنند و گفته “انتخابات یک دسیسه آمریکایی برای جابجایی فرد مورد نظر شان می باشد”. تلاش طالبان برای اخلال یا حداقل ایجاد مشکل در روند برگزاری انتخابات از پیش بینی های مسلم است.”
نگارنده باور دارد:” طالبان قادر به اخلال پروسه انتخابات نیست. نه به لحاظ نظامی این توان را دارد و نه هم از نظر سیاسی در وضعیتی هستند که دولت افغانستان را از برگزاری انتخابات سراسری به وقت معینش بازبدارد. هرچند طالبان در شاهراه ها و مسیرراه ها حضور قوی دارند، اما مانع از انتقال مواد و تدارکات انتخابات و مامورین آن نخواهد شد. نیروهای امنیتی افغانستان برای امنیت این پروسه آمادگی های خوبی گرفته و تاکنون براساس اظهارات مقام های وزارت امور داخله تعداد مراکز رای دهی که بسته می مانند خیلی کاهش یافته است.”
بیشترین مشکل در نقاطی است که در تسلط طالبان قرار دارند. هم اکنون شماری از ولسوالی ها در کشور قرار دارند که یا به گونه کامل تحت تسلط طالبان است و یا هم حضور جنگجویان طالب در آنها قوی هستند. تنها در این نقاط طالبان قادر به اخلال انتخابات و یا مانع از برگزاری آن شده می تواند ولی در مناطقی که تحت نفوذ و در معرض حمله طالبان قرار دارد، انتخابات برگزار خواهد شد. تهدید مردم از شرکت در انتخابات، مهمترین تاکتیک طالبان می باشد و طالبان از این تاکتیک زیاد استفاده خواهد کرد.
روزنامۀ آرمان ملی این عنوان«در آستانۀ انتخابات قتل خبرنگار در کابل، زنگ خطر بر رسانههاست» را برای سرمقالهاش برگزیده و نگاشتهاست:” پیش از چاشت دیروز یکی از خبرنگارانخارجی در ساحه وزیرمحمداکبر خان شهر کابل – جایی که در آن تدابیر امنیتی از نقاط دیگر شهر بهترتراست و به ریاست جمهوری کشور چندان فاصله یی ندارد، توسط افراد مسلح ناشناس کشته شد.”
از دید نگارندۀ سرمقاله:” افغانستان همانند سایر کشور هایی که در آن ها جنگ جریان دارد، برای خبرنگاران مکان امنی نیست،اما آنچه بسیار نگران کننده است این می باشد که چرا نیرو های امنیتی قادر نشده اند تا در مهمترین نقطۀشهر، قاتل و یا قاتلان این خبر نگار خارجی را شناسایی و گرفتار کنند.”
سرمقالهنگار باورمند است:” پیشۀخبرنگاری در هر کشوری می تواند خطرناک باشد ولی در افغانستان این پیشه بیش از هرجا های دیگر برای خبرنگاران و دست اندر کاران رسانه ها خطر آفرین است. موجودیت افراد زور گو در پایتخت، فساد گسترده در دوایر دولتی، عدم تطبیق قانون و رعایت نکردن حقوق کسانی که درکار اند تا برای مردم از طریق رسانه های شان آگاهی بدهند، همه و همه مواردی اند که سبب می شوند تا خبرنگاران نتوانند به گونه شاید و باید به کار های شان رسیده گی کنند.”
“از این که خبر نگار سویدنی در منطقه وزیر اکبر خان کشته شده است می توان آن را به ضعف ها و کم کاری های نیرو های امنیتی کشور نسبت داد.”


