خانهدیدگاه هازبان علمی یا ادبیات اصیل افغانی؟

زبان علمی یا ادبیات اصیل افغانی؟

نامه‌ای از ریاست‌جمهوری به وزارت تحصیلات عالی و از وزارت تحصیلات عالی به دانشگاه و موسسه‌های تحصیلات عالی فرستاده شده است. در این نامه تاکید شده که در پایان‌نامه‌نوسی (تیزس و منوگراف) و در تحقیق ادبیات اصیل افغانی رعایت شود. اما مشخص نشده است منظور از ادبیات اصیل افغانی چیست.

قبلا تاکید حکومت این بود که اصطلاحات ملی در تحقیق و… حفظ شود. منظور از اصطلاحات ملی رعایت تعدادی از واژه‌هایی (پوهیالی، پوهندوی، پوهنتون و…) به زبان پشتو بود. در دانشگاه معمولا برای یک زبانه بودن اصطلحات ملی اعتراض وجود داشت و اعتراض وجود دارد. متعرضان می‌گویند متن پول، متن تذکره، سرود ملی، اصطلحات ملی و… به یک زبان استند، درحالی‌که افغانستان دو زبان رسمی دارد؛ چرا هر دو زبان در امور ملی رعایت نمی‌شود.

عبارت «ادبیات اصیل افغانی» مبهم و گنگ است. معلوم نیست منظور از ادبیات اصیل افغانی چیست. مرجعی‌که این نامه را فرستاده است، ممکن می‌داند که چه منظوری دارد اما مردم نمی‌داند که منظور از ادبیات اصیل افغانی چیست. زیرا چند روز می‌شود که این نامه در رسانه‌های اجتماعی با این پرسش دست به دست می‌شود که «ادبیات اصیل افغانی چیست؟». تعدادی، واژه‌هایی مانند «it، تیزس، منوگراف، متحدالمال، الکترونیکی، لیسانس، مقتضی و…» نشانی کرده‌اند، به شوخی گفته‌اند شاید این واژه‌ها ادبیات اصیل افغانی است.

اصولا از نظر زبان‌شناسی و علمی عبارت «ادبیات اصیل افغانی» خلاف علم و ضد علم است. خلاف علم برای این است‌که از نظر علمی نمی‌توان عبارت ادبیات اصیل افغانی را توضیح داد، زیرا زبان‌ها و ادبیات‌ها اصیل نیستند، هر زبان و ادبیاتی شامل واژه‌ها، تعبیرها و مفاهیم زبان‌ها و ادبیات‌های جامعه‌های بشر می‌شود. بنابراین کاربرد اصطلاح زبان اصیل و ادبیات اصیل جنبه‌ی علمی نه بلکه جنبه‌ی عصبیت، نادانی و بدوی‌گری دارد.

عبارت ادبیات اصیل افغانی به این معنا ضد علم، رویکرد علمی و روش تحقیق است‌که زبان علمی، رویکرد علمی و روش تحقیق مستقل از هر گونه ادبیات و زبان ادبی‌ای است. زیرا زبان در نوشتار علمی و پژوهشی جنبه اطلاع­رسانی دارد؛ از این­رو باید جدی، برهانی، اثباتی و استوار بر منطق استدلالی باشد. کاربرد زبان ادبی و جمله­های عاطفی، احساسی، کنایی و استعاری از رسانه­گی زبان پژوهش می‌کاهد. استفاده از طعنه، طنز، سخنان دو پهلو، ایهام و ابهام در مقاله تحقیقی نه تنها پسندیده نیست بلکه ویرانگر نیز است؛ برای این‌که زبان مبهم و دارای ایهام و تفسیر­پذیر، باعث بدفهمی در نظریه‌ی علمی و دستاورد پژوهش می­شود.

سبک و شیوه‌ی نوشتار علمی، رسمی است نه محاوره­ای؛ درحالی‌که در گونه‌ی ادبی به ویژه در داستان از زبان محاوره می­توان استفاده­کرد. نوشته‌ی علمی باید در درون گفتمان تخصصی و حرفه­ای به تحریر درآید؛ بنابراین واژه­های انتخابی برای مقاله علمی باید متعلق به همان گفتمان تخصصی و همان رشته علمی باشد. عبارات کوچه و بازاری، سخنان محاوره­ای و خودمانی، اعتبار نوشتار علمی را پایین می­آورد. زبان گونه‌ی علمی زبان صریح، پرورده و شسته و رفته است که دارای صراحت الفاظ در کاربرد معانی است. یعنی هر لفظ و کلمه‌ای دارای یک مدلول، یک مصداق و یک معنا می­باشد. معنای کلمه و عبارت­ها محدود و مشخص است.

به این اساس دیده می‌شود که ریاست جمهوری نگران علم، زبان علمی، رویکرد علمی و روش تحقیق در دانشگاه‌های افغانستان نیست، بلکه دنبال اعمال برخورد سلیقه‌ای بر رویکرد علمی در دانشگاه‌ها است. هر گونه برخورد سلیقه‌ای با علم و رویکرد علمی، اقدام علم ستیزانه و ضد علم است. حقیقت این است‌که دانشگاه‌های ما دچار فقدان رویکرد علمی و روش علمی تحقیق است. بنابراین نگرانی ما باید این باشد که چگونه بتوانیم فقدان رویکرد علمی و روش علمی تحقیق را در دانشگاه‌های افغانستان کم و رفع کنیم.

متاسفانه حکومت به جای رفع فقدان رویکرد علمی و روش علمی تحقیق در دانشگاه‌ها با رفتارهای سلیقه‌ای می‌خواهد رویکردهای علم ستیزانه و ضد علم را در دانشگاه‌ها تقویت کند. بهتر این بود ریاست جمهوری به وزارت تحصیلات نامه می‌فرستاد که در تحقیق و پایان‌نامه‌نویسی ماهیت علم، رویکرد مدرن علمی و روش تحقیق جدی گرفته شود.

دانشگاه‌های افغانستان هنوز فصل‌نامه و مجله‌ی علمی‌ای ندارند که از نظر علمی در کشورهای جهان اعتبار و معیار علمی داشته باشد؛ بنابراین بهتر این است‌که ریاست جمهوری دنبال رفع این مشکل علمی باشد و این سوال را از وزارت تحصیلات عالی می‌پرسید که چگونه می‌توان فصل‌نامه‌ها و مجله‌های دانشگاه‌های افغانستان را از نظر اعتبار و معیارهای علمی جهان به درجه‌ی اعتبار و معیار علمی رساند.

صدور این گونه نامه از طرف ریاست جمهوری از یک‌طرف علم ستیزانه و ضد علم است و از طرف دیگر خلاف کثرت‌گرایی زبانی، فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین صدور این گونه نامه‌ها نه تنها گرایش به رویکرد علمی را در تدریس و تحقیق در دانشگاه‌ها مختل می‌کند؛ حتا می‌تواند موجب تنش و تعصب‌های زبانی و فرهنگی در جامعه شود.  

یعقوب یسنا
یعقوب یسناhttp://www.khaama.com
یعقوب یسنا، یکی از نویسنده های چیره دست افغانستان، مولف چند اثر ارزشمند و استاد زبان و ادبیات دری در دانشگاه البیرونی است. یسنا اکنون دانش‌جوی مقطع دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه یزد ایران است.
نوشته های مرتبط

نظر دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

- اعلانات بازرگانی -spot_img

مطالب دیگر