استاد عطا محمد نور تسلیت و غمشریکیای برای یک یار سفر کردهاش نوشته است. در این تسلیتنامه و غمشریکی حتا نامی از یار سفرکردهاش نبرده است، فقط در دو سطر نخست پیام نوشته که آن یار سفر کرده با او همنظر بوده و در جنگها با او دوشادوش جنگیده است. در این دو سطر نیز به تبلیغ خود پرداخته است و این طور وانمود کرده است: اگر آن یار سفر کرده اهمیتی داشت، اهمیتش در این بود که با من بود و فرمانبردار من بود.
در ادامهی این پیام، یار سفر کرده را فراموش میکند و با سوء استفاده از وفات یار سفرکردهاش به نشانی دیگران زبان اهانت میگشاید و به طبقهی “اناث” اهانت میکند و میگوید هیچ عضوی اناث خانوادهاش مدل نبود و رستورانت نداشت. زنیکه مدل است، یا رستورانت دارد، باید تحقیر و اهانت شود؟ عجب سیاستمداران و استادانی داریم!
استاد عطا همچنان به اهانت ادامه میدهد و میگوید هیچ عضوی خانوادهاش به شراب، پودر و چرس آغشته نبود. در آخر کسی بنام گلآب الدین شیرزی را مستقیم اهانت میکند؛ زیرا میگوید یار سفرکردهاش با او پیوندی نداشته است.
این غمشریکی استاد عطا واکنشبرانگیز شد، بسیاری در فضای مجازی، استاد عطا را برای این غمشریکی سرزنش کردند.
گفته میشود استاد عطا در این غمشریکی، استاد برهان الدین ربانی را اهانت کرده استکه گویا دخترش در خارج مدل است و رستورانت دارد و گویا پسرش معتاد است. در ضمنیکه استاد برهانالدین ربانی را اهانت کرده است، دختر و پسر استاد برهانالدین ربانی را نیز اهانت کرده است.
کسیکه معتاد است، نباید او را اهانت کرد. از نظر رفتار و اخلاق فرهنگی، اجتماعی و پزشکی درست نیست. زنانیکه کار دارند، نباید زنان شاغل را اهانت کرد. زنان شاغل را باید ستایش کرد.
نمیدانم سیاستمداران ما چه وقت حداقل اساسات برخورد فرهنگی را یاد میگیرند. چنین برخوردی از طرف سیاستمداری که تعدادی از شاعران و فرهنگیان به او لقب “فرزند فرزانهی بلخ” را داده بود، شرمآور است.


