امنیت ملی ریاستی بنام «رجال برجسته» دارد. حکومت برای امنیت مقامات دولتی و سیاسی از کارمندان این ریاست استفاده میکند. نام این ریاست برای اینکه کارمندان آن امنیت مقامات را میگیرند «رجال برجسته» گذاشته شده است. منظور از رجال برجسته، مقامات دولتی است. نام این ریاست از نظر فرهنگی جنسیتزده و زنستیز است و از نظر اصول دولتداری اشتباه است، زیرا مقامهای دولتی و افراد سیاسی تنها مرد نیست، زن نیز میتواند مقام دولتی و سیاسی باشد. اگر این نام اصلاح نمیشود، حداقل یک ریاست دیگر بنام «نسای برجسته یا زنان برجسته» ساخته شود تا این ریاست از زنان برجسته محافظت کند. به هر صورت نامگذاری «رجال برجسته» خیلی مضحک، احمقانه و جاهلانه است.
بحث رجال برجسته این روزها نه برای نام خود بلکه برای کارکرد خود موجب ماجرا شده است. رییس پارلمان در آخرین واکنش خود گفت که حکومت برای محافظت از امرالله صالح 300 کارمند را از رجال برجسته استخدام کرده است. اما برای من که رییس یکی از قوههای دولت استم 50 کارمند استخدام کرده است. از این 50 کارمند نیز میخواهد کم کند.
بحث من این نیست که بگویم چرا برای امرالله صالح 300 کارمند امنیتی از این ریاست استخدام شده است و چرا برای رییس پارلمان 50 کارمند استخدام شده است. بحث من این استکه در کل استفاده از ریاست رجال برجسته توسط حکومت نادرست است. نخست اینکه حکومت اصول مشخصی ندارد که برای حفاظت کدام مقام دولتی و کدام فرد سیاسی چه تعداد کارمند امنیتی از ریاست رجال برجسته استخدام کند و شرایط این استخدام چیست. دوم اینکه حکومت از ریاست رجال برجسته استفادهی سیاسی میکند. برای تعدادی از مقامات دولتی بیشتر کارمند امنیتی استخدام میکند و برای تعدادی کمتر استخدام میکند. همینطور برای تعدادی از شخصیتهای سیاسی بیشتر کارمند امنیتی استخدام میکند و برای تعدادی کمتر استخدام میکند. این تصمیم را حکومت به اساس رابطهی شخص رییسجمهور با مقامات دولتی و شخصیتهای سیاسی میگیرد.
گفته می شود، حکومت قبلا 300 کارمند امنیتی برای محافظت از حکمتیار استخدام کرده بود، حالا که رابطهی حکمتیار با ریاستجمهوری چندان خوب نیست، حکومت میخواهد کارمندان امنیتی حکمتیار را کم کند. همینطور حکومت با عطا رابطهاش خوب نبود، محافظان امنیتی او را کم کرد، رابطهی حکومت که با عطا خوب شد، تعداد محافظان امنیتی او را بیشتر کرد.
رییسجمهور چند صد مشاور دارد. برای این مشاوران نیز بنابه رابطه و نزدیکیای که با ارگ دارند، تعداد محافظان امنیتی شان تفاوت میکند. مشاروانیکه با ارگ رابطهی نزدیکتری دارند به آنها محافظ امنیتی بیشتری استخدام میشود، کسانیکه با ارگ چندان رابطهای ندارند، به آنها محافظ امنیتی کمتری استخدام میشود.
حکومت از ریاست رجال برجسته استفادهی سیاسی، تشریفاتی و تجملی میکند. فردی که نیاز به 10 محافظ امنیتی ندارد، اما با ریاستجمهوری رابطهی نزدیک دارد، برای تجمل و تشریفات به او 10 محافظ امنیتی استخدام میشود. تعدادی از مشاروان رییسجمهور 3 و تعدادی بیشتر از 3 محافظ امنیتی دارد اما معلوم نیست کار این مشاوران چیست و چرا آنها محافظان امنیتی داشته باشند.
اگر رییسجمهور طبق مصلحتهای سیاسی 500 مشاور داشته باشد، هر مشاور 3 محافظ امنیتی یا حتا بیشتر داشته باشد، 1500 کارمند امنیتی برای این 500 مشاور استخدام شده است. درحالیکه اکثر این مشاوران نیاز به محافظ امنیتی ندارند. زیرا این مشاوران بنابه مصلحتهای سیاسی مشاور استخدام شدهاند، کار مشخصی ندارند، در خانهی خود استند، تهدید امنیتیای متوجهِ آنها نیست، اما از حکومت استفادهی تجملی و تشریفاتی میکنند. بودجه، هزینه و منابع انسانی بدون ضرورت، برای تشریفات مصرف میشود.
فکر کنید برای یک معاون رییسجمهور یا برای یک مقام سیاسی مانند حکمتیار، عطامحمد نور یا… استخدام 300 کارمند امنیتی خیلی زیاد است. 300 نفر در واقع یک لشکر است. برای تامین امنیت یک ولسوالی و یک ولایت شاید 300 نفر وجود نداشته باشد که برای محافظت از یک مقام دولتی و شخصیت سیاسی 300 نفر استخدام میشود.
نخست بهتر این استکه استفاده از ریاست رجال برجسته غیر سیاسی باشد. دوم از این ریاست نباید استفادهی تجملی و تشریفاتی صورت بگیرد. سوم برای استخدام محافظان امنیتی مقامات دولتی و شخصیتهای سیاسی اصول و معیاری باید وجود داشته باشد. چهارم اگر به یک مقام و شخصیت سیاسی محافظ بیشتری استخدام میشود باید بنابه گزارش تهدیدهای امنیتی باشد نه برای تجمل و تشریفات.
متاسفانه از بودجهی ملی و نهادهای ملی استفادهی سیاسی، تشریفاتی و تجملی صورت میگیرد. چنین استفادههایی از بودجهی ملی و نهادهای ملی خیانت به دولتداری، خیانت به بودجهی ملی و خیانت به ملت و کشور است. کسانیکه در راس حکومت و قدرت دارند، نباید از منابع و نهادهای دولتی و ملی طبق میل و… خود استفاده کنند.


