صلح و جنگ افغانستان به منافع امریکا و کشورهای منطقه ارتباط دارد. طبعا منافع امریکا و کشورهای منطقه یکسان نیست. هر کشور منفعت خود را از صلح و جنگ افغانستان در نظر دارد. بنابراین برای تصمیمگیری صلح و جنگ افغانستان بحث تضاد منافع امریکا و کشورهای دخیل در امور سیاسی افغانستان پیش میآید.
در این یادداشت از بحث جنگ افغانستان میگذرم، به بحث صلح افغانستان میپردازم. زیرا دو ماه میشود که صلح افغانستان سر خط خبرها است. اما در این دو ماه چشماندازی نسبت به صلح افغانستان گشوده نشده است. هنوز بحث صلح در دوحه در همان جا قرار دارد که جلسهی مذاکرات هیات صلح افغانستان و طالبان افتتاح شد. پس از افتتاح آن جلسه، پیشرفت و گشایشی در مذاکرهی صلح مطرح نبوده است. در ضمن، در افغانستان جنگ و خونریزی از طرف طالبان شدت گرفته است.
واقعیت این استکه طالبان و حکومت افغانستان حامیان خارجی زیادی دارند. این حامیان زیاد خارجی باعث میشود که تصمیم اول و آخر را در چگونگی پیشرفت مذاکرات صلح، حکومت افغانستان و طالبان گرفته نتوانند. اینکه مذاکرات چگونه باید صورت بگیرد، ارتباط میگیرد به کشورهاییکه حامی طالبان و حامی حکومت افغانستان استند.
جالب این استکه حامیان حکومت افغانستان و حامیان طالبان فقط حامی حکومت یا طالب نیستند، بلکه حامی هر دو طرف استند. مثلا امریکا با طالبان و حکومت افغانستان ارتباط دارد. پیش از اینکه مذاکرهی حکومت افغانستان و طالبان شروع شود، امریکا با طالبان تفاهمنامه امضا کرد. این تفاهمنامه امضا کردن امریکا با طالبان به این معنا بود که امریکا طالبان را به رسمیت شناخت و طبق آن تفاهمنامه از موقف طالبان حمایت میکند. زیرا در آن تفاهمنامه هر دو طرف نسبت به هم مکلفیتهای سیاسی و… دارند. حکومت افغانستان نیز حکومتی استکه مستقیم توسط امریکا رویکار آمده است.
هزینهی نیروهای امنیتی و… حکومت افغانستان توسط امریکا تامین میشود. ایران با حکومت افغانستان و با طالبان ارتباط دارد. طبق منفعت منطقهای و با درنظرگیری موضع سیاسی خود در قبال سیاست امریکا با حکومت افغانستان و طالبان ارتباط برقرار میکند. چین و روسیه دو قدرت جهانی و منطقهای نیز مترصد بحث صلح افغانستان استند و با طرف طالب و حکومت افغانستان ارتباط دارند. هند و پاکستان طبق تضاد منافعی که در بین خود و در منطقه دارند از حکومت افغانستان و طالبان حمایت میکنند.
میتوان گفت تضاد منافع منطقهای هند و پاکستان بیشترین درگیریها را در افغانستان دامن زده است. پاکستان از جریانی در افغانستان حمایت میکند که مخالف هند باشد و از منافع پاکستان در افغانستان حمایت کند. هند از جریانی در افغانستان حمایت میکند که مخالف پاکستان باشد و از منافع هند در افغانستان حمایت کند.
سعودی و کشورهای عربی دخالت در امور کشورهای اسلامی را حق خود میداند. القاعده و طالبان معمولا توسط جریانهایی در کشورهای عربی حمایت میشدند و میشوند. بنابراین بحث صلح افغانستان را بنابه این تضاد منافع کشورها باید در نظر گرفت. این همه کشور طبق منفعت جهانی و منطقهای خود برای صلح افغانستان نقش بازی میکنند. طالبان و حکومت افغانستان بنابه وابستگیها و ناگزیریهاییکه دارند، بازیچهی دست بازیگران کشورهای قدرتمند قرار میگیرند. در صلح افغانستان مهم مدیریت تضاد منافع کشورهای دخیل در امور سیاسی افغانستان و طالبان است. اگر این تضاد منفع مدیریت نشود، رسیدن به صلح در افغانستان مشکل است.
امریکا که قرار است از افغانستان سربازان خود را خارج کند، حکومت افغانستان دنبال حمایتگران جدید منطقهای برای خود است. گفته میشود هند برای مخالفت با پاکستان و ایران برای عقبنشینی امریکا از افغانستان وعدهی کمک به حکومت افغانستان دادهاند. طالبان نیز بنابه حمایتیکه از طرف پاکستان، کشورهای منطقه و حتا امریکا دریافت میکند در تلاش این استکه بعد از عقبنشینی امریکا افغانستان را تصرف کند. اینکه در این وسط مشخصا چین و روسیه چه تصمیمی خواهند گرفت، میتواند مهم باشد.
تقابل منافع این همه کشور جهان و منطقه در بحث صلح افغانستان، به پیچیدگی صلح افغانستان منجر میشود. افغانستان حکومت مستقل و قوی ندارد که بتواند بدون حمایت امریکا یا حامیان قوی خارجی دوام بیارد. بنابراین مدیریت تضاد منافع کشورهای جهان و منطقه در امور افغانستان برای حکومت افغانستان دشوار است. درصورتیکه حکومت افغانستان بتواند تضاد منافع کشورهای منطقه در امور افغانستان را مدیریت کند، طبعا صلح به نفع مردم افغانستان تمام میشود.
اگر حکومت افغانستان بنابه ناگزیریهاییکه دارد بازیچهی تضاد منافع حکومتهای جهان و منطقه قرار بگیرد و نتواند صلح را طبق منفعت دولت و مردم افغانستان مدیریت کند؛ معلوم نیستکه بازی امریکا و کشورهای منطقه چگونه سرنوشتی را برای صلح افغانستان رقم خواهند زد.
تا هنوز حکومت افغانستان زیر فشار امریکا در بحث صلح با طالبان نقش بازی کرده است. حکومت افغانستان تقلا میکند که فشار امریکا را دور بزند اما هنوز برای دور زدن فشار امریکا به حامی منطقهای یا ساز وکار داخلی دست نیافته است.


