اقوام باعزت پشتون قیمت اکثریت بودن خود را می پردازند
تنظیم های هفت پدره ، تکنوکرات های { وندگیر MI6 ‘ CIA } خلقی و پرچمی راه گم KGB و افغان ملتی های MI6 صفت ، جعماً یک ایتلاف را بوجود آورده اند و حدث میزنند که سرنوشت مردم افغانستان را ما رقم میزنیم، تقدیرشانرا ما می سازیم ، یعنی همه چیز افغانها در گرو ماست.
تمام عملکرد های این عناصر به یک سازمان میماند که در سریال ترکی { وادی گرگ ها } به تصویر کشیده شده است. با وجود که پولاد علم دار یک شخصیت ساختگی است، اما }سازمان {و { باند ها } که در سریال نشان داده می شود واقعی است .
بازی های استخباراتی MI6 ‘ CIA ‘ KGB ‘ ISI و ایران توسط مهره های آن در داخل و بیرون نظام افغانستان پیش برده می شود ؛ تا اندازه زیاد شباهت به { سازمان } و { باند ها } سریال وادی گرگ ها دارد. به واقعیت افغانستان در وضعیت فعلی به یک پولاد علم دار ضرورت جدی دارد ، که ظهور چنین شخصیت در مقطع کنونی معجزه الهی می طلبد.
انتخابات نزدیک است ، برای سران قدرت در افغانستان روز های سختی پیش آمده است. سران { تنظیمی } این بار به طور بی پیشینه یی نسبت به آینده و موقعیت شان، هراسان گشته اند. لحن رهبران متحد حکومت کرزی در دوازدهمین سالروز شهادت احمد شاه مسعود و دوهمین سالروز شهادت استاد ربانی ، نمایش از سرمایه گذاری سیاسی ایران را برای برهم زدن برنامه { پیمان استراتیژیک } میان امریکا و افغانستان را نشان میداد .
سران تنظیم ها و حکومت هیچگاه نتوانستند با استفاده از هنر سیاسی معاصر مانند { دولتمردان پاکستان } از میان ایران و امریکا یکی را انتخاب کنند ؛ مرز میان منافع ملی افغانستان و پول سازی و موقعیت شخصی به درستی انجام نشد . رابطه با امریکا که ده ها هزار نیروی نظامی در افغانستان مستقر کرده و بخش اعظم مایحتاج اقتصادی و هزینه ارتش را تامین می کند، هنوزهم غیر شفاف و آکنده از بی اعتمادی است .
افغانستان در دیدگاه غول های نفتیMI6 ‘ CIA ، مهمتر از سیاست های حکومت برسراقتدار در کابل است.هر حکومتی که روی صحنه می آید یا روی صحنه آورده می شود، فقط یک راه دارند، باید خودش را با روند سیاست غول های نفتی غرب هم آهنگ کند. در غیر آن حکومت دیگر و وضعیت بحرانی دیگر، روی کار خواهد آمد. بقای افغانستان کنونی به استراتیژی عبور از افغانستان به قلمروهای انرژی به پیروی از سیاست های غول های نفتی MI6 و CIAرابطه دارد.
امریکا این را درک کرده است، اگر سربازان مایکل سمپل { طالبان تنظیم کش } در صحنه نباشند، رژیم ایتلافی کابل در اثر سرمایه گذاری ایران، فوری خواستار خروج امریکا از افغانستان خواهد شد وعملاً علیه اهداف امریکا یاغی گری و سرکشی را آغاز می کنند.
سخنرانی های مارشال فهیم و سیاف در دوازده همین سالروز شهادت احمدشاه مسعود و دوهمین سالروز شهادت برهان الدین ربانی؛ حدس امریکا را بواقعیت تبدیل نموده است. به همین علت است که امریکا جنگ در افغانستان را پایان اعلان نمود و جنگ فعلی ترویزم طالبانی را جنگ بین لاافغانی اعلام کرد.
تغیر جدی در وضعیت سیاسی و نظامی درافغانستان در حال شکل گرفتن است ؛ برای امریکا راه دیگرنمانده تااز شرح ایتلافیون { تنظیمی } رهایی یابد و با ایجاد { دردمصنوعی } در حیات سیاسی افغانستان برای تولد { تغییرتازه } در عقب بدیل های جدید موضع گرفته است و یک بار دیگر از سربازان مایکل سمپل { طالبان تنظیم کش } و مدیریت پاکستان حمایت خواهد کرد.
نگرانی مردم ، جدی تر از گذشته است. درحال که جنگ { مبارزه با ترویزم طالبانی } به جنگ { بین لاافغانی } توسط امریکا اعلام شد. مردمی که در دوازده سال اخیر، تاوان تمام خیالبافی ها و وعده های عملی نشده حاکمیت و جامعه جهانی را پرداخته اند؛ از باز گشت اشباح { جنگ همه بر ضد همه } ایتلاف های موٌقت، دشمنی های موٌقت، اتحاد با همه، پیمان شکنی با همه، هر لحظه احتمال دشمنی، هر لحظه احتمال کنارآمدن، همه چیز؛ اما نه برای همیشه، سخت هراسان اند.
برای شخصیت های { وندگیر} سیاسی ظاهراً مرحله جدید ایتلاف سازی فرا رسیده است. ایتلاف سازی مثل گذشته کار دشواری نیست. نکته این جاست که این بار بحران به گونه یی است که از درون هر ایتلافی که تازه تشکیل شود، نسخه نجات بیرون نمی آید؛ یک علت اساسی آن است که ایتلاف سازان، هنوز هم امید وار اند که شرایط جدید و { حساس } را با فرمول های جبهه یی و فضای امروزی را، طبق محاسبه های دیروزی مدیریت کنند. اصل قضیه این است که ایتلاف سازان { تنظیمی } در حقیقت اکنون با ایتلاف جهانی درتقابل قرار دارند.
چنانچه تجربه نشان داده ، هر ضلع { ایتلاف } مسیر جداگانه یی را در پیش گرفته اند { ماجرای امرالله صالح و حاجی محمد محقق، ماهیت اصلی چهره ها، ایتلاف ها و زدو بند های رسیدن به قدرت و ثروت را هویدا می کند } ایتلاف های قومی و تنظیمی هیچگاه به زعامت ملی بدل نشده اند؛ در دو انتخابات گذشته مردم شاهد آن است و تجربه کرده اند ، این واقعیت برجسته است که { ضیافت } های ایتلافی حتی در ظاهر امر نیز ، نتوانسته اند نقش ممثل اراده عمومی را انجام دهند . تلاش برای یکدست سازی کوتاه مدت { تنظیم ها } از خصایل میراثی دوره جهاد و جنگ های میان گروهی است .
در اوضاع کنونی که کشور باید خود را برای تشکیل یک نظام دموکراتیک و مشارکت عمومی مردم در امر اداره دولت آماده کند ، تکیه بر شگرد های کهنه ، تکرارتجارب ناکام است.
پیش از شهادت استاد ربانی ، حامد کرزی و استاد ربانی با ایتلاف و طرح سیاسی ، تغییر نظام در افغانستان و حفظ قدرت { زنجیره یی } به توافق رسیده بودند. که در آن استاد بحیث رییس جمهور و حامد کرزی به صفت نخست وزیر نقش داشتند ؛ اما با شهادت ربانی این طرح از بین رفت .
آنچه که در تاریخ معاصر افغانستان مبرهن است و آنچه که سران حزب جمعیت اسلامی در دو دهه اخیر در صحنه سیاسی افغانستان تجربه حاصل کرده اند . سران جمعیت را ملتفت ساخته است که هیچگاه نمی توانند قدرت دست اول { زعامت ملی } را بدست گیرند ؛ زیرا حکومت آنها را انگلیس ها ، امریکا و isi در نقاب بازی { پشتونیزم } قبول ندارند . چنانچه حکومت حبیب الله کلکانی و حکومت برهان الدین ربانی را به چالش کشانیدند ؛ فلهذ آنها بدست آوردن قدرت دست دوم { معاون اول ریاست جمهوری ، وزارت دفاع ، وزارت داخله وصلاحیت عام و تام صفحات شمال } و رسیدن به آن را سرخط اهداف درازمدت حزب جمعیت طرح ریزی کرده اند .
طوریکه در دور دوم ریاست جمهوری حامد کرزی ، مارشال فهیم بحیث معاون اول ، نقش مرکزی قدرت را بازی کرد و توانست در بسیاری معادلات سیاسی حامد کرزی را بحیث سمبول { ارگ نشین } تبدیل کند ؛ کاندیداتوری داکتر عبدالله در دور دوم انتخابات ، صرف نمایش از قدرت وفشار سیاسی جمعیت در سهمیه بندی نظام سیاسی ، چیزی دیگر نبوده است .
کاندیداتوری داکتر عبدالله در دور سوم انتخابات ریاست جمهوری و پیشتبانی مارشال فهیم از آن ، نشان دهنده ای دو بازی جداگانه سیاسی است ؛ نخست اینکه سران جمعیت اسلامی جهت نمایش قدرت سیاسی و سهمیه بندی آینده در ایتلاف قدرت و ثروت و به همین ترتیب سرمایه گذاری سیاستمداران را بر ملا می سازد .
دوم اینکه ، حرکت تازه MI6 ‘ CIA در حمایت از برنامه استراتیژیک ISI یعنی رو آوردن دوباره به پروژه طالبان ؛ به همین منظور بود که امریکا جنگ فعلی در افغانستان را جنگ { بین لاافغانی } اعلام نمود.
در صورتیکه میدان سیاسی رسیدن به قدرت برای داکتر عبدالله به اساس بازی های جدید { MI6 ‘CIA ‘SI} خالی گذاشته شود. گروهی طالبان به سرعت برقاسا برای ختم آخرین حکومت تنظیم ها، سمارقوار در همه مناطق سرخواهند کشید.
طوریکه از حرکت های سیاسی و ایتلاف های اخیر دیده می شود حامد کرزی با ایتلاف { تنظیمی } نمی خواهد نظام { زنجیره یی } که خود یکی از اعضای برجسته آنها در طول دوازده بوده ، از هم بپاشد . باید انتخابات بطرف اهداف همین نظام { زنجیره یی } پیش برود ؛ این جاست که حفظ قدرت و ثروت بالاتر از منافع قومی ، دینی و ارزشهای ملی خود نمایی می کند . که قربانی اصلی آنها بازهم مردم عام وخصوصاً قوم با عزت پشتون
قیمت اکثریت بودن خود را توسط مهره های استعمار در نقاب { زعامت ملی } بپردازند .
تاریخ معاصر افغانستان نشاندهنده آن است که اقوام باعزت پشتون ، چگونه مورد استفاده مهره های {MI6 ‘ CIA‘KGB ‘ISI } قرار گرفته وخود را به قدرت و ثروت رسانیدند و پیامد عملکرد های منفی { خیانت ملی } آنها بنام قوم پشتون ثبت تاریخ گردیده است { امضای معاهده ننگین گندمک ، معاهده خط مرزی دیورند ، نظام خلقی وپرچمی و کشاندن قشون سرخ شوروی ، تطبیق اسلام کیبلی مایکل سمپل } و امروز با پیمان استراتیژیک امنیتی امریکا ، واگذاری 9 پایگاه نظامی . باز هم { زعامت ملی } پشتون تبار ، دراوراق این { پیمان } امضا کند . که جواب دی هرنوع پیامد منفی آن در حال و آینده بدوش قوم باعزت پشتون تمام میشود .
یک عامل که کرزی تافعلاً از امضای این پیمان شانه خالی می نماید و آنرا به فیصله لویه جرگه محول نموده همین است . که این را هوشیاری و زیرکی کرزی می توان به شمار آورد.
طوریکه از سرمایه گذاری سیاسی ایران در قبال { پیمان استراتیژیک } امریکا و افغانستان و حمایت تنظیم های هفت پدره از آن هویدا است و همچنان حرکت های MI6 ‘ CIA ‘ ISI نشاندهنده آن است که طوفان بازی های استخباراتی کشتی مراد انتخابات را از ساحل دموکراتیک ، بطرف وادی گرگ ها { ایتلافیون تنظیمی ، مهره های MI6 ‘ CIA ‘ISI ’ KGB وایران } که از گرگ های وحشی وحشی تراند ، هدایت و عیار ساخته اند .
مردم که گوسفندوار سر تسلیم به بازی های استخباراتی { MI6 ‘ ISI ‘ KGB ‘ CIA وایران } گذاشته اند و با تیغ جوهردار و چنکک قصابان آنها {مهره ها } تماشاه گر مرگ و ویرانی کشور خود است . آیا می توانند در وادی گرگ ها به آرامش زندگی ومنتظرآینده روشن باشند ؟
ملت که گرگ را چوپان خود انتخاب کند ، هر لحظه منتظر دریدن جان و مال خود باشد ؛ ملت که از خون ریزی بدن خود مانند معتادین مواد مخدر بی تفاوت اند و چشمان شان { گرگ } را { میش } می بینند وبخاطر دفاع از خود زیر چتر { گرگ زاده ها } پناه می برند ، آینده جز رفتن بطرف تیغ و چنکک قصابان ، چاره ی ندارند . تا چی وقت بهه ! بهه ! بهه ! ؟ ؟ ؟ انسان هستی نه گوسفند .
نویسنده : الحاج غلام جیلانی « وهاج »


