خانهدیدگاه هااز تروریزم و مواد مخدر تا تجارت زردی سیاه در افغانستان

از تروریزم و مواد مخدر تا تجارت زردی سیاه در افغانستان

مستطیل شیطانی MI6 – CIA – I S I و ایران

این را همه میدانیم در مسابقات تسلحاتی بعد از یوریشیما و ناگاساکی افغانستان در چهار دهه اخیر دومین کشوریست که توسط ابر قدرت های سیاه و سرخ, مرکز آزمایش انواع مختلف اسلحه های ثقیله و خفیفه از RPG7 تا لونا, اسکارت, اوراگان, کروز, بمب های 40 تنه, استنگر بلوفایف, میدان انواع ماین, دفن مواد فوسیلی رادیو اکتیف پاکستان و… تبدیل شده و هنوز هم زیر آزمایش قرار دارد. همانطور که در ابتدای خلقت مخلوقات, ابلیس لعین تحت نام عزازیل هیچ نقطه کره زمین نیست که سجده نکرده باشد. دود و باروت زهر آگین ابر قدرت های سیاه و سرخ هیچ نقطه سر زمین افغانستان را نیست که خون افغان هارا نریختانده باشد و داشته های مادی و معنوی آنرا تخریب نکرده باشد. طفلی را یتیم, زن را بیوه, جوانی را معیوب, پدر و مادری را در سوگ فرزندانش نکشانده باشند.

قسمی بکشش که خونش نریزد! خشخاش, تنباکو و هروئین چگونه با ائتلاف دود باروت, جای کشت شالی و گندم باعث مرگ تدریجی نسل جوان و از هم پاشی شیرازه خانواده های افغان گردید؟

از هنگامیکه افغانستان نزد روسها پل حیاتی جهت رسیدن به آب های گرم و برای امریکا ویتنام دوم و برای روسها، مد نظر گرفته شده بود، برای پیشبرد این بازی بزرگ، بودجه کلان مالی ضرورت داشتند، که 50% این بودجه را استخبارات عربستان صعودی،MI6 ،CIA تدارک می کردند و باقی مانده را با الهام گرفتن از نیرنگ های کمپنی هند شرقی و تطبیق نظریه الکساندر دی میرانج رییس سازمان استخبارات خارجی فرانسه، توسط رونالد ریگان رییس جمهور امریکا، تهداب گذاری تهیه و تادیه می گردید، که تا فعلاً ادامه دارند.

دی میرانج طی ملاقات رسمی با ریگان می پرسد! آقای رییس جمهور! آیا میتوانم بپرسم که با اشیای ضبط شده از طرف موسسات مربوط به مبارزه با مواد مخدر چه می کنید؟ ریگان پاسخ میدهد: بصورت دقیق نمیدانم که با آنها چه میشود ولی حدس میزنم که باید زیر مراقبت شدید به آتش کشیده شود. دی میرانج میگوید: آقای رییس جمهور! این یک اشتباه است که شما مرتکب میشوید.

ضبط آن چیز ها برایم قابل فهم است ولی سوختاندن آن برایم قابل فهم نیست. من پیشنهاد می نمایم که یک قسمت این مواد را به اردوگاه های شوروی ها به افغانستان بفرستید تا از این طریق نیروی رزمی سربازان ارتش سرخ را به تحلیل برید، آقای رییس جمهور! آیای این همان شیوه ای نیست که مقا ومت ملی ویتنام علیه ارتش شما استفاده کرد و معنویات آنرا به زمین کوفت. من پیشنهاد می کنم بخش باقی مانده آنرا  در بازار های جهانی بفروش رسانیده تا مصارف جهاد افغانستان را تأمین نماید. ریگان با فریاد بلند میگوید من تا هنوز چنین اندیشه بلند و پیشنهاد مهمی را از هیچکس نشنیده ام و با هدایت به ویلیام کیسی رییس CIA خواستار هر چه عاجل تطبیق نظریه دی میرانج در افغانستان شد.

با تطبیق همین دستور سود جویانه بود که از آن هنگام تا فعلاً برای ادامه جنگ، جاری نگهداشتن خون افغان ها و پیشبرد بازی های استخباراتی در افغانستان و منطقه وعنوان بهترین منبع مالی استفاده میشود.

با ایجاد  یک وزارت خانه مبارزه علیه مواد مخدر و ده سال مبارزه مسلحانه با آن نه تنها کشت خشخاش ، ترافیک و قاچاق هیروئین و تریاک از بین نرفت بلکه انکشاف پیدا کرد.

اگر به شکل تداعی به بازی استخباراتی مبارزه با مواد مخدر بنگریم، ولایت هلمند کاملاً وضعیت بنگال را که توسط کمپنی هند شرقی اداره میشد، در ذهن ما مجسم می سازد.

تهداب گذاری کشت، ترافیک، قاچاق و تجارت مواد مخدر در افغانستان خود غربی هاست. و امرزو که غربی ها مردم و کشور ما را متهم به کشت و تجارت مواد مخدر می کنند در اصل آئینه ای خود را گم کرده اند، تا چهره اصلی خود را در این بازی خونین و پلید ببینند، که چگونه تهداب گذاری کرده اند و برای پیشبرد بازی های استخباراتی خود چگونه پشتیبانه مالی بوجود آوردند. آیا شعار مبارزه علیه مواد  مخدر که توسط غربی ها سر داده میشود همانند مبارزه علیه تروریزم (نفت در نقاب صلح و دموکراسی) نیست؟

با مطالعه به تاریچه کمپنی کمپنی هند شرقی ودوجنگ تاریخی با چین که مشهور به جنگ تریاک ثبت تاریخ است. به وضاحت نشان میدهد که برای اولین بار در کشور های اروپایی MI6 انگلیس بود که تریاک را معرفی کردند، و برای نخستین بار در کشور جرمنی با استفاده از عملیات کیمیاوی تریاک به هروئین تبدیل شد و بعد ها به کسب تجربه در این عرصه بشکل پیشرفته تر کوکائین را ساختند.

مدت هفت سال MI6 از طریق اخبار و مجلات در مورد فواید کوکین، مورفین، هروئین و اسپرین تبلیغات همه جانبه ای را در سراسر اروپا انجام دادند و این مواد بصورت آزاد در بازار های اروپا خرید و فروش میشد. و مبارزه علیه بلاک سوسیالیزم و کمونیزم که توسط MI6 و CIA پیشبرده میشد، این دو سازمان را به بزرگترین سازمان قاچاق مواد مخدر در جهان تبدیل کرده است، یعنی بزرگترین انتقال دهنده مواد مخدر در جهان می باشند.

بازی های استخباراتی از همان مفاد که به سبب تجارت مواد مخدر بدست میاید، براه انداخته میشوند، افغانستان یکی از مثال های زنده آن است.

امروز سازمان CIA که شرکت هوایی کام ایر را متهم به ترانسپورتیشن مواد مخدر می کنند، باز هم آئینه خود را گم کرده اند، زمانیکه تریاک، هیروئین و کوکائین ازیکی از کشور های زیر بازی های استخباراتی آنها تولید میشود CIA با انتقالات American Air line با مصونیت تام آنرا انتقال میدهد.

یکی از موارد افشا گردید که بتاریخ 13 مارچ 2008 در اثر حمله انتحاری در فاصله بین سفارت امریکا و میدان هوایی کابل چهار نظامی امریکایی بشمول رانند موتر بقتل رسید و در اثر انفجار خریطه های مواد مخدرد به هر سو پراگنده شد.

هر چند دولتمردان کابل تلاش زیاد به خرچ دادند تا از رسوائی ارباب شان جلوگیری کنند اما افسر ناحیه نهم شهر کابل و مشاهدین محل واقعه، حقایق را در برابر خبر گزاریها افشا کردند طوریکه گفته شد این مواد مخدر، موتر امریکایی تحت مراقبت و حفاظت دو تانک بصوب فرودگاه کابل در حرکت بود.

در سال 1979 CIA و MI6 موقع این را پیداکرد که در افغانستان به فعالیت بپردازند، زمینه برای تشویق دهاقین و بزرگان قومی (تحت نام مبارزه با کمونیزم) برای کشت وتولید کوکنار کاملاً مهیا بود. تریاک افغانستان را بعد از یک عملیه کیمیاوی توسط( استیک هایدریت) به هیروئین تبدیل میکردند، و این مواد ( استیک هایدریت) نه در افغانستان نه در پاکستان و نه در سایر کشور های همسایه افغانستان ساخته میشد. بلکه مواد فقط در اروپا و امریکا تولید میشود.

اسناد گمرکی بندر کراچی از سال 2002 الی 2010 نشان میدهد که به صدها کانتینر مواد “استیک هایدریت” بنام اموال افغانی بدون بازرسی و تفتیش از خاک پاکستان داخل افغانستان می گردید.

آیا نزد دولتمردان اروپایی و امریکایی این موضوع قابل بحث نیست که به هزاران تن مواد “کیمیاوی استیک هایدریت” به چی مقصدی به افغانستان صادر میشود؟ در حالیکه واضیح است که این مواد فقط برای ساختن هیروئین و سایر مواد مخدر به کار میرود. میزان تجارت مواد مخدر در افغانستان به 150 بلیون دالر رسیده است.

با چنین صادرات و واردات اروپایی و امریکایی می توان مبارزه علیه مواد مخدر در افغانستان را به سر منزل مقصود رساند ؟

خدا می داند چندین نسل جوان افغان با این تجارت به تباهی کشانده میشود وچندین جنگ تریاک مانند چین، در افغانستان صورت خواهد گرفت و تاریخ شاهد آن خواهد بود.

اما امروز تجارت ویروس های مهلک ومرگبار زردی سیاه چگونه مردم افغانستان با آن ملوث شد؟

کانگرس امریکا به میلیون ها دالر را جهت باز سازی باشگاه حربی جنگ دوم جهانی در شهر کوچک (پین بلیوف) در حومه شهر( ارکانساس) مخفییانه تصویب نمود تا دور از افکار همگانی بحیث لابراتوار مواد سمی بکتریولوژی و بیولوژیکی مورد استفاده قرار گیرد و مبلغ ده ها میلیون دالر بدسترسی دوکتور ( سیدنی گوتلیب) عضو سازمان سیاه گذاشتند تا آزمایشات خود را تکمیل و جهت استفاده در دسترس سازمان استخباراتی امریکا قرار دهد.

آنچه دوکتور( گوتلیب) و تیم” فرانگ ولسون” انجام دادند آزمایش مواد بکتریولوژی از طریق هوا. مواد غذائی- قلم و آب بالای اشخاص بی گناه بود که منجر به مرگ اکثر کسانی شد که در نا آگهی مورد چنین آزمایشات زهر آگین واقع شد و اندک اشخاص که زنده ماندند همه مجنون صفت، عقل و حافظه خود را از دست دادند.

از همه وحشتناکتر این است که امریکا در حال حاضر اکثر اختراعات جدید اسلحه شیمائی، بیولوژیکی و مکروبی و دفن یورانیوم ضعیف شده خود را فرسخها دور از امریکا مورد آزمایش قرار میدهد که مسلماً موقعیت جغرافیایی و استراتیژیک افغانستان به امریکا یک شانس و یک فرصت مساعد است استعمال اسلحه یورانیوم ضعیف شده توسط امریکا در مناطق کوهستان توره بوره جان ده ها نفر را گرفته و حیات هزاران نفر دیگر را در حال و آینده به خطر مواجه نموده است و باعث شیوع بسا امراض نا شناخته شده در قبال دارد.

یک مدت امریکا به کشور هند پول می پرداخت و در بدل پول یورانیوم ضعیف شده در هند دفن میکردند، اما وقتیکه هندیها دریافتند که خاصیت کشنده این ماده زوال نا پذیر است و هیچگاه از بین نمیرود از قبول دفن آن در خاک خود اباء ورزیدند.

فعلاً امریکا یورانیوم ضعیف شده را در سر گلوله های راکت ها و بم ها جا به جا نموده و بالای کشور های فقیر و مسلمان استعمال می کند نظیر افغانستان.

بعضی از اهالی قندهار، هلمند، شیندن و گرشک مدعی اند که امریکایی ها با حفر زیر زمینی های عمیق 700-800 متری در اطراف میدان هوای یورانیوم ضعیف شده را دفن میکنند و یا هم یورانیوم افغانستان را استخراج و به یغما میبرند امریکا و انگلیس از 50 سال بدینسو در کشف و بلعیدن یورانیوم قندهار نقشه بر سر داشتند.

در عقب استعمال مواد زهری و شیمیائی در سوریه نیز MI6 و CIA  دست دارند. چیزیکه در عراق اتفاق افتاده و تهمت آن بالای صدام حسین انداخته شد. اما بعد از تصرف عراق و تحقیقات پژوهشگران سازمان ملل نشان داد که هیچ نوع مواد زهری و شیمیایی در دست رس صدام وجود نداشته، ادعای غرب خصوصاً امریکا توجه دادن، اداره سازماندهی واقنا سازی افکار عامه جهت حمله نظامی بالای عراق و اشغال آن بود، قضیه مواد زهری شیمیائی سوریه و عراق دو روی یک سکه بازی استخباراتی MI6 و CIA چیز بیش نیست. سوریه نیز درآینده نه چندان دور به عراق ثانی تبدیل خواهند شد.

امروز در هر خانه افغان یک عضو آن با امراض مهلک چون هپیتایت  Bو C (زردی سیاه مثبت و منفی)، دیابت یا شکر و چربی خون مبتلا اند و در هر هزار نفر یک نفر آن به ویروس HIV یا ایدز ملوث اند و بطرف مرگ حتمی روان هستند.

تجارت این ویروس ها از کجا آغاز شد، هدف شان چه است؟ تحقیقات دانشمندان و شواهد نشان میدهد، کمپنی های دارو سازی بزرگ غربی زیر چتر MI6 و CIA فعالیت دارند، برای سود جوی بلیون دالری، نخست ویروس ایدزHIV  را در لابراتوار های خود تهیه کردند و برای اولین بار در کشور افریقایی “کانگو” در جسم مردم تظریق نمودند و از آنجا به تمام جهان سرایت نمود و دارو های ضد ویروس ایدز را که خود ساخته اند به قیمت گزاف بالای مبتلایان بفروش میرسانند،

ازیک سو سود میلیارد دالری بدست میاورند و از سوی دیگر نظر یه چوچه ابلیس هنر کسنجر ( کاهش نفوس جهان از طریق جنگ ها و امراض مدهش) را تطبیق می کنند.

نشر ویروس Anthrax انترکس، بعد از حادثه 11 سپتامبر که در نقاب اسامه بن لادن توسط MI6 و CIA انجام شد، نخست در کانگرس امریکا اسناد ملوث با زهر انترکس شد و بعداً با ارسال نامه ها وپارسل ها ملوث با این ویروس پشت دروازه سناتوران امریکا این ویروس زهری در هیچ کشور اسلامی آثار آن دیده نشده بود به غیر از امریکا و روسیه. بعد از پخش این ویروس توسط MI6 و CIA وحشت و دهشت برای تبلیغات این ویروس به اندازه تأثیر گذار بود که به میلیون ها دالر واکسین ضد این ویروس را به فروش رسانیدند. زد و بند های رقابت های منفی و سود جویانه کشور های غربی نسبت به کشور های آسیایی بالای تولیدات گوشت مرغ و تخم مرغ زراعتی، باعث تولیدات ویروس انفلونزای مرغی گردید، MI6 و CIA توانستند با کمک کمپنی های دارو سازی خود بزرگترین خسارات اقتصادی را به کشور های آسیایی که دارای فارم های بزرگ مرغداری بودند وارد نماید و با تولید و توزیع واکسین های ضد انفلونزا مرغی به میلیارد ها دالر سودجوی نمودند، همینطور با نشر ویروس انفلونزا خوکی در اروپا و آسیا و فروش واکسین های ضد آن میلیون ها دالر سود بردند. تاریخ شاهد خواهد بو که کمپنی های دارو سازی غربی زیر چتر MI6  و CIA  در حال و آینده به ده ها ویروس مهلک و کشنده دیگر در لابراتوار ها خود زیر آزمایش دارند تا با تطبیق آن به بلیون ها دالر سود جوی نمایندو میلیون ها انسان را نا بود کنند.

در افغانستان هیچ نقطه از زمین زراعتی آن بدون ویروس مگس خربوزه نیست، این ویروس مهلک نیز توسط MI6 و CIA در زمین های بکر و بائر افغانستان پخش گردید تا زمینه را برای کشت کوکنار آماده سازند.

امروز در افغانستان 90% زمین های زرع خربوزه توسط ویروس مگس خربوزه از بین رفته است. امروز در افغانستان تجارت و فروش واکسین های زردی سیاه بازار گرمی دارد. و گرمتر از آن مرگ تدریجی مبتلایان به این ویروس است، که در مقابل اعضای فامیلشان مانند ماهی در کرائی بریان میشود و به کام مرگ فرو میروند.

نشر ویروس (زردی سیاه) نخست در پاکستان توسط نماینده گی های داروسازی غربی صورت گرفت. تمام نوشابه و لبنیات پاکستان در آغاز شیوع این ویروس با آن ملوث بود و همین علت باعث شد که به سرعت داخل افغانستان کشانده شود، زیرا تمام نوشابه ها و لبنیات کنسرو شده ای وارداتی در افغانستان ساخت پاکستان است. وما امروز شاهد مبتلا شدن بسیار افغان ها با این ویروس هستیم.

نبود نورم استندارد و لابراتوار تفتش و کنترول مواد وارداتی خوراکی در نظام حکومت داری افغانستان باعث نه تنها شیوع ویروس های مهلک زردی سیاه، ایدز، مگس خربوزه شده بلکه با وارد نمودن انواع مواد خوراکی ملوث با جوهر قند باعث ازدیاد امراض دیابت یا شکر و با وارد نمودن انواع روغن های تحت نام روغن های نباتی با لیول و پوسترتصاویر گل آفتاب پرست،جواری،ماهی و مرغ که معلوم نیست این روغن ها از نوع مواد و تعاملات کیمیاوی بدست میاید، باعث امراض چربی خون و مشکلات قلبی در میان افغان ها گردیده است، در هیچ خانواده افغانها نیست که یک یا دو عضو فامیلش در اثر استعمال این نوع روغن ها مبتلا به مرض چربی خون نباشند وقدم به قدم به مرگ نزدیک میشوند.

با ذکر حقایق فوق فعلاً افغانستان بوسیله MI6-CIA-I S I و ایران به میدان و آزمایشگاه چهار ضلعی شیاطین تبدیل شده است.

ضلع اول، آزمایشگاه استعمال انواع اسلحه خفیفه و ثقیله، ماین و باروت و انتحار

ضلع دوم، آزمایشگاه استعمال و تجارت انواع مواد مخدر.

ضلع سوم، پخش و نشر انواع ویروس ها مهلک و کشنده

ضلع چهارم، آزمایشگاه دیپلوماسی نیرنگ دست رسی به منابع نفتی در نقاب صلح دیموکراسی.

هوش و حواس دولتمردان ما را سود جویی دالر در مقابل این چهار ضلعی شیاطین کور وبی حس ساخته و نمی توانند فجاعیه که مانند آفتاب عواملش روشن و معلوم است، ببینند، تا تفاوت بین مرگ افغان ها مسلمان و “حیوان” را نمایند. احساس و ضمیر شانرا سود جویی دالر و رقابت های سیاسی جهت حفظ بقا قدرت و رسیدن به قدرت، به گرو گرفته است، تا در مقابل چنین فاجعه ای مرگبار، کوچکترین عکس العمل از خود نشان ندهند.

آیا با این فرصت های میلیارد دالری، دولتمردان ما نمیتوانستند سیستم لابراتوار کنترول تفتش امتعه خوراکی وارد شده را تهداب گذاری نمایند؟

پلان ها و اقدامات وزارت ها زراعت و صحت در زمینه چه بود؟ یا خود این ها مهره های کلیدی تولید کنندگان ویروس های مهلک در کشور اند؟

قضاوت را می گذاریم تا آن دهقان ها نمایند که خربوزه شرین به زهر تلخ تبدیل شده، فضاوت را می گذاریم به آن فامیل هایکه دل بند هایشان با ویروس های مهلک ایدز و زردی سیاه گرفتار و با کرائی آن بریان میشوند بکنند، داوری را میگذاریم به آن وارثان شهدا یکه به منظور پیدا نمودن یک لقمه نان برای یتیم های خود عفت خود را بفروش میرسانند بکنند، نه دولتمردان، سیاسیون و ائتلافیون که سرمایه هایشان به بانک های دوبی، امریکا، کانادا، پاکستان و ترکیه سرا زیر میشودو با دزدان MI6-CIA-I S I و ایران دهن جوال را گرفته اند.

اسامه بن لادن در سال 1982 تحت حمایت امریکا در صحنه جهاد افغانستان ظاهر شد در اوایل چندین بار با تجمع افراد خود به پشتبانی مخالفین نظام ایران به نقشه و پلان CIA  قصد حمله بالای ایران را نمود با طرح ونقشه جدید بعد ها امریکا وی را تروریست معرفی کرد و برای دست گیری وی 500 هزار دالر جایزه تعین نمودند و این در حال بود که شبکه های جاسوسی فرانسه و روزنامه فیگارو چاپ پاریس افشا نمود که اسامه از تاریخ 4 الی 14 جولای 2001 در شفا خانه نظامی امریکا در قطر تحت تداوی قرارداشت و با نماینده CIA ملاقات نموده است.

عملکرد های القاعده و رهبرآن اسامه چه در افغانستان و چه در سایر کشور هایکه ساحه فعالیت های او بود همه بر وفق مراد امریکا و بسوی اهداف امریکا به پیش میرفت و میرود و هیچ اثری که در راستای کمک و خیر جاری به مسلمانها باشد از فعالیت های انسان دوستی سازمان مذکور به چشم نمی خورد و آنچه مشهود است 95 درصد قربانیان اعمال انتحاری، راکت پرانیها وبم گذاری ها مربوط به فعالیت های القاعده متوجه مردم بیگناه و ویرانی لانه و کاشانه مسلمان ها است یعنی آنچه را که امریکا طرح می بندد توسط سازمان القاعده تحقق می بخشد و به یقین میتوان گفت که اگر اسامه وجود هم نمیداشت باید امریکا به منظور سیاست های عوام فریبانه و اعمال ضد انسانی خود اورا ایجاد میکرد.

قسمت اول سریال القاعده با از بین بردن اسامه در ابت آباد پاکستان پایان یافت و قسمت دوم سریال با چهر الزواهری در حال صحنه سازی های جدید در عراق، افغانستان و سوریه درحال شکل گرفتن و تطبیقات است.

اکثر انتحار کننده گان اطفال، جوان و نوجوانان یتیم و فقیر میباشندکه خانه،کاشانه و فامیل خود را در اثر بمباران و جنگ های تحمیلی، یا فقر و گرسنگی بیکاری و معتاد مواد مخدر از دست دادند و پای برهنه و تن ژولیده دشت ها و کو ها را پشت سرگذاشته و به امید یک لقمه نان وارد پشاور میشوند و به قیمت بسیار ارزان مورد استفاده طالبان و شبکه های I S I قرار میگیرند.

این جوانان و نوجوانان نه تنها از فقر مادی رنج میبرند بل عدم رشد ذهنی و فکری، آنها را به موجود غیر ارادی مبدل نموده که و شست و شوی مغزی آماده و سازگار اند.

شست و شوی مغزی این افراد در قرار گاه ها و پرورشگاه های I S I پاکستان به مصرف کم اما بسیار مثمیر صورت میگیرد. یکی از این پرورشگاه ها قرار گاه ورسک در چند کیلومتری شمال غرب شهر پشاور قرار دارد (ورسک) یک قشله متروک  عسکری است که جوانان پا برهنه، ژولیده و بیکار معتاد و یتیم بدام تزویر طالبان و I S I اسیر میشوند و تحت پروگرام منظم شبا روزی ذهن و حواس شان به یک نکته ( شهادت کلید جنت است) معطوف میگردد.

پروگرام طوری ترتیب گردیده که شحر گاه هان با صدای موزن جوانان از خواب بر خواسته میشوند وبعد از طهارت و قیام نماز، صرف صبحانه مصروف تلاوت قران کریم میشوند و متعاقب به آن مشق و تمرین جان سپاری جوانان را مصروف میدارند و بعد از یک وقفه کوتاه تلاوت و درس قران کریم تا ظهر و نماز پیشین ادامه پیدا می کند و دوباره سرو گردن جوانان به قرائت قران کریم خم میشود تا نماز عصر تسبیح و تکبیر نماز خفتن و نماز شکرانه تا ساعت معین خواب ادامه پیدا می کند. این پروگرام شش الی هشت ماه دوام می کند و در طول مدت ارتباط جوانان با خارج قشله قطع میباشد و اگر بعد از هشت ماه چهره زعفرانی و گونه های استخوانی همچو یک اسکلیت متحرک قدم به خارج فلعه می گذارند از نظارت اشخاص موظف بدور نمی باشند.

این نوع شست و شوی مغزی و تبلیغات چنان موثر واقع شده که امروز تمام برنامه های امنیتی داخلی و خارجی را در افغانستان و منطقه به چالش کشانیده است.

یکی از این پا برهنه ها می گفت:” اگه مه جان خود را در راه اسلام چاشت قربان کنم، انشا الله نماز دیگر را دربهشت به اقامت حضرت محمد (ص) میخوانم”

آیا این تبلیغات و شستشوی مغزی کوچکترین همخوانی با اصول و احکام دین مقدس اسلام دارد؟

آیان این تبلیغات و شستشوی مغزی مربوط لابراتوار های MI6 انگلیس مدارس(دیوبند) نیست که استراتیژیست های انگلیس برای دشمنی علیه اسلام در کتاب “چگونه اسلام اسلام را نابود کرد؟”

نقشه ریزی کرد کرده اند؟

برای مسلمان در این مقطع زمانی واجب است که هر گاه میخواهند نام از انگلیس ببرند باید بگویند اعوذبا الله من الانگلیس لعین تابه اعوذبالله من الشیطان رجیم

خــــدا گر پرده بـــردارد ز روی کـــار آدمـــها

چه شادی ها خورد برهم چه بازی ها شود رســـوا

چه کاذب ها شود صادق چه صادق ها شود کاذب

چه عابد شود فاسـق چه فاســـق ها شود مــــلا

عجب صبــــر خدا دارد که پرده بـــر نمیـــدارد

وگر نه برزمین افتــد زجیب محتـــسب مینـــا

به امید هوشیاری و بیداری اکثریت نادان و اقلیت خائین

نویسنده:   الحاج غلام جیلانی” وهاج”

نوشته های مرتبط

1 نظر

  1. سلام و احترامات مرا پذیرا شوید آقای وهاج. مقاله تان را خواندم بسیار حقایق جالب و پوشیده را افشا نمودید. . جهان سپاس از آشکار ساختن چنین وضوعات. مردم جهان سال هاست که از دست این شیاطین انسان صفت در رنج و بدبختی است.
    با احترام 
    نقیب سینا 

نظر دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

- اعلانات بازرگانی -spot_img

مطالب دیگر