سه‌شنبه اكتبر 2, 2018

دیورند بهترین آله استثمار،استعمار و استحمار افغانها توسط استخبارات انگلیس

نوشته شده توسط غلام جیلانی وهاج - ی سنبله ۲۴ ۱۳۹۲, ۵:۰۱ ب.ظ

Durand Lineدیورند آیینه تمام نمای بازی mi6  انگلیس ها در منطقه.

دیورند تنور داغ اهداف انگلیسها درمنطقه وافغانها چوب سوخت آن.

پشتونها قربانی مهره های استخباراتی انگلیسها در افغانستان.

هیولای دیورند افغانستان و پاکستان را می بلعد.

پشتونیزم عامل تجزیه افغانستان وپاکستان در استراتیژی مشترک روسیه وامریکا.

شعار پشتونیزم ! فعال نگهداشتن آسیاب  mi6،kgb وcia درمنطقه.

از ملت تا دولت از صلح تا ثبات افعانستان درگرو دیورند.

هدف انگلیسها تطبیق بازی { پشتونیزم } در قالب دیورند اما هدف افغانها چیست؟

تکرار اشتباهات تاریخی در افغانستان میراثی است یا حفظ قدرت و ثروت در تطبیق بازی { پشتونیزم } انگلیسها.

تمام  اقوام  افغانستان  افغان  اند اما  پشتونیزم نه.

دیورند و پشتونیزم  چماق دست mi6 انگلیس در تبرهه نظام سازی افغانستان.

دیورند بهترین آله استثمار،استعمار و استحمارافغانها توسط mi6 انگلیس.

از دیوبند تا دیورند ازپشتونیزم تا دارالفتن ، جاسوسان انگلیس شعبده بازی می کنند.

به منظور انتخاب عنوان برای این نگارش {۱۳} شماره عناوین فوق الذکر به ذهنم خطور می کرد ، که شماره {۱۲} را بر گزیدم.

{زه یم زمری په دی نری زما اتل نشته } شاید این کلام شرین و شعار افتخار آ فرین ،حدیث و آیینهء تمام نمای ماهیت و سرشت افغانها ،در زمانه های ابومسلم خراسانی ، سلطان محمود غزنوی و احمد شاه بابا درانی ، هنگامیکه افغانستان بزرگ سرحدات اش تا دهلی  و بحیره کاسپین و سمرقند و بخارا امتداد داشت ، به مردانگی و قهرمانی در میدان ارزشهای مادی و معنوی صدق می کرد ؛ اما امروز { زمری اش} ایران و پاکستان {اتل اش} k g b ، cia وmi6 و { نشته آن } ملت و دولت افغانستان است ، که هیچگاه از گذشت روزگار معاصراش پند نگرفته و اشتباهات تاریخ را به کرات به تجربه می گیرد و به عقب فرو میرود، گوسفندوار حوادث تلخ را {نشقار} وبا چنکک و تیغ قصابان mi6 ، cia و kgb تماشاگر مرگ خود است ، ما را  از {زمری} و {اتل} بودن بسیار  دور فاصله بخشیده است.

استقلال داشتن و مستقل بودن در این مقطع کنونی که افغانستان در عمق بازی های استخباراتی ابر قدرت های غربی و شرقی فرورفته ، رویای بیش نخواهد بود ؛ استقلال و مستقل بودن را از طریق هنر سیاسی معاصر در استفاده از این بازی های استخباراتی جستجو و از نوع تعریف کرد و به آن دست رسی پیدا کرد و رسیدن به استقلال کامل را تا فروپاشی بلاک غرب ناتو خصوصأ امریکا منتظر ماند، و مانند مربای داخل بوتل از پشت شیشه لذت آنرا به تلخی و شرین کامی چشید.

بعد از شکست جبر تاریخ از سال ۱۳۷۱ تا بدینسو بسیار دانشمندان و پژوهشگران ، واقیعت ها و حقیقت های خفته و سانسورشده ای تاریخی و سیاسی افغانستان را در آثار گرانبهایشان یکی پی دیگر تهیه و همه را آفتابی ساختند و چهره و عملکرد های معامله گران  و مهره های استعمار در داخل نظام افغانستان را معرفی و درس عبرت برای آیندگان پیش کش کرده اند.

در باره { دیورند و پشتونیزم } که دو روی یک سکه بازی  mi6 انگلیس ها در افغانستان و منطقه است ؛ شاید به صدها جلد کتاب و مقاله و برنامه های رادیویی و تلویزونی تهیه شده باشد.

اما در این نگارش تلاش فراوان به خرچ داده شده تا بازی { دیورند و پشتونیزم } را درحرکت های mi6 انگلیس و عملکرد های مهره های آنها در داخل  و بیرون نظام افغانستان و اینکه mi6 انگلیس با بازی {دیورند و پشتونیزم } تمام هست بود افغانها را به گرو گرفته و چگونه mi6 انگلیس سرنوشت سیاسی ،اجتماعی ، دینی و مذهبی و اقتصادی افغانستان و منطقه را در جال  عنکبوتی خود حلق آویز کرده است ، بمطالعه پرداخته و ماهیت اصلی بازیگران بازی {دیورند و پشتونیزم} را در افغانستان به تصویر خواهدکشید؛ افغانها را ملتفت خواهد ساخت که بین پشتونیزم و قوم پشتون یک فرق کلی وجود دارد ، نباید پشتونیزم را که یک پدیده خطرناک و بازی mi6 انگلیس است به قوم با عزت پشتون ربط داد.

دولت های غیر ملی ، غیر مردمی و قوم گرا با محافل معامله گر و شریک در قدرت های استبدادی خود برای مردم افغانستان دارالفتن ایجاد کرده و با تطبیق بازی { دیورند و پشتونیزم } و دامن زدن به آن ، زمینه را برای تطبیق سیاست های درازمدت و استراتیژی های mi6, cia,kgb هموارنمودند؛ تجاوز شوروی ها و حضور امروز امریکا و غربی ها در افغانستان از برکت تطبیق همین بازی { دیورند و پشتونیزم } است.

گروه های معامله گری سیاسی هم در پاکستان و هم درافغانستان وجود دارند که یکی برای دیگری در دوطرف سرحد بازی {دیورند و پشتونیزم } را پاس میدهند و شوت می کنند؛ متأسفانه تباهی پشتونهای عقب مانده و مظلوم دو طرف سرحد برای شان اهمیتی ندارد.

بمنظور داخل شدن به عمق بازی { دیورند و پشتونیزم } mi6 انگلیس ها در افغانستان  و منطقه ، نخست عمق استراتیژی انگلیس ها را در دشمنی با جهان اسلام را به توضیح گرفته و در قدم دوم می پردازیم به نخستین حرکت و عملکردهای mi6 انگلیس با ارسال جواسیس در لباس ملا و عالم در افغانستان.

{ چگونه اسلام را نابود کنیم ؟ } عنوان کتابیست که تهداب سازمان های استخباراتی {mi6, mi5 } انگلیس راتشکیل میدهد. این کتاب دو قرن پیش توسط تیورسنهای استراتیژیست انگلیس برای تطبیق استراتیژی های درازمدت خود در جهان اسلام تهیه و آنرا اساس گذاری سرخط سیاست های خارجی و سلطه جوی خود  در حال و آینده های دور قرار دادند و میدهند.

“مستر همفر” جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی در کتاب خاطرات خود در باره تطبیق مواد های این کتاب {چگونه اسلام را نابود کنیم؟} می نویسد :

{ بعد از بسیار جنگ ها و تجربه ها در یافتیم که به هیچ وجه نمی توان  با اسلام از درِ جنگ پیش آمد و آنرا از بین برد ؛ اندیشه ای رهبران دولت کبیر ما بر آن شد که اسلام را با نقشه ای دقیق و حساب

شده و با شکیبایی بس درازمدت از داخل نابود کنند ، درست است که ما سر انجام باید دست به کار نظامی بزنیم ، اما این تصمیم را در مرحله آخیر ، زمانیکه کشور های اسلامی را به ضعف کشانده ایم ، به مورد اجرا در میابد ، ما به هر جز از پیکره اسلام چنان تیشه ای میزنیم که دیگر نتواند قوایش را جمع و اقدام به مقابله به مثل کند.}

یک فصل این کتاب را برافروختن آتش جنگ و شورش های داخلی  و مرزی میان مسلمین و غیر مسلمین  و نیز بین خود مسلمانان در طول زمان تا آنکه نیرو مسلمین به تحلیل برود و از اندیشه پیشرفت و یکی کردن صفوف خود غافل شوند و توان فکری و منابع مادی آنها از بین برود ، جوانان و نیروهای فعال و کار آمد شان نابود شوند و هرج مرج و نزاع در میان مسلمانان حاکم گردد ، تشکیل میدهد.

به اساس تطبیق مواد ها ی همین کتاب بود که mi6 انگلیس منازعه یا خط مرزی دیورند و کشمیر را درکنار افغانستان و هندوستان در دو سوی پاکستان بعنوان پایگاه همیشگی و باب الورود خود بمثابه درد سر منطقه ، جاری نگهداشتن تنش های قومی میان مسلمانان و تطبیق اهداف خود در آینده های دور به میراث گذاشت.

هر نوع منازعه ، جنگ و قتل میان کشمیری ، پاکستانی و افغانها جاری نگهداشتن خون مسلمانان و فعال نگهداری آسیاب mi6 در منطقه بوده و است ؛ شکل گیری اداره و رهبری پاکستان در جغرافیای منطقه قبل از اینکه یک کشور مستقل اسلامی باشد  یک تشکیلات مرموز و مافیایست که در راستای منافع منطقه یی قدرتهای بزرگ بخصوص انگلیس و امریکا رقم خورده ، رهبری و هدایت می شود.

انگلیس ها از وحدت و رشد فکری جهان اسلام در خوف بودند و سعی کردند با اعزام اجنت ها و گماشتگان خود در افغانستان مانع رشد فرهنگ و فلسفه علمی اسلام گردیده و افغانها را در حیطه عقیده و خرافات از اصل اسلام دور و احساسات عقیدوی آنها را در گروی سحر و جادو نگهدارند و درتامین این مامول نمایندگان خود را در لباس پیر و حضرت و شیخ و طالب با عبا و قبا و دستار و

چلتار آراسته به افغانستان اعزام نمودند تا اهداف سیاسی و استعماری خود را بوسیله همین فرستادگان مسلمان نما زیر چتر اسلام در افغانستان مرعی دارند ، که مشت نمونه خروار از چند تن آنها و کارنامه های آنها که درکتاب ” افغانستان در مسیر تاریخ “از آنها ذکر بعمل آمده و در کتاب  ”  افغانستان تخته خیز استعمار” از صحفه ۲۳ الی ۲۸ کاملآ چهره های جواسیس را آفتابی ساخته است ، نام می گیریم:

یکی از دست پروردگان عراقی تواری انگلیس بنام سید حسین معروف به نقیب از طریق هندبریتانیوی در زمان حبیب الله خان وارد افغانستان و در جلال آباد در ناحیه چار باغ جا بجا شد ، که به شیوه پیر و مرشد دام تزویر سرراه مردم بی آلایش و باک طینت آنولا نهاد و عقاید سچه مردم را در ریا و ساحری بست و مردم را در جهل خرافات فروبرد ؛ مردم را علیه امان الله به قیام کشاند و تا پایان امارت حبیب الله کلکانی به توطه علیه امان الله خان در جنوب و شرق افغانستان مصروف بود ، در ابتدا حکومت نادر خان وارد کابل شد که مورد استقبال حکومت قرار گرفت و در کابل مسکن گزید و در محوطه اقامتگاه بهاری که بنام باغ نقیب شهرت یافت ، چرس را بنام بته فقیر مورد استفاده جوانان قرار داد و آب چرک دست و پا خود را منحیث آب تبرک و شفا بخش بالای مردم نوشانید.

توماس ادورا لارنس ، یکی از چهره های مرموز سیاسی انگلیس که در افغانستان مشهور به حاجی پیرکرم شاه شهرت یافته بود ، وی با عبا و قبا ملایی هرروز شعبده بازیها از خود کرامات نشان میداد و مردم را بر علیه دولت به شورش می کشاند و دعوت می کرد ؛ همین لارنس بود که هزاران قطعه عکس عریان ملکه ثریا را در بین  مردم توزیع داشت ، این عکس ها بصورت فریبانه طوری مونتاژ گردیده بود که سر از ملکه ثریا و بدن از یک زن انگلیسی گرفته شده بود ، وی حتی در مسجد پل خشتی مردم را نماز داده است.

قیوم مجددی در سال  ۱۹۰۲ وارد افغانستان شد و در بازار تجارتی کابل مدرسه ای را بنا گذاشت که بعد ها به اسم حضرت شوربازار شهرت یافت، مرکز تربیوی این خانواده سرهند پنجاب بود که

از مدرسه هند بریتانیوی به کشور مورد نظر اعزام می شدند ،شیرآغا مجددی ، نورآغامجددی ، میاجان مجددی ، صادق مجددی ،فضل الرحیم مجددی ،فضل عمرمجددی از ماموریت کلا گذاری سرشاهان افغانستان به مقام و القاب نورالمشایخ ، شمس المشایخ و… دست یافتند که نمایندگان مالی شان با ابعاد گسترده تر از تشکیلات مالی دولت بنام خلیفه در سراسر افغانستان حضور یافتند؛ زمانیکه سردار عنایت الله خان صادق مجددی را در راس هیات نزد حبیب الله کلکانی روان نمود ، حین ورود به قرارگاه حبیب الله کلکانی  خلاف شان و شرف انسان به اصطلاح بازاری { سگ زرد برادر شغال است } را در مورد عنایت الله و امان الله بکار برد ،بکار بردن این اصطلاح تصادفی نبود بلکه عبارت دیکته شده و دستوری بود که زمینه را به ورود نادرخان دست پرورده انگلیسها به سلطنت افغانستان مساعد می ساخت . همین صادق مجددی نورالمشایخ بود که در حاشیه قرآن عظیم الشان مهر و تایید نادرخان را گرفته و حبیب الله کلکانی را بدام تزویر و احترام به قرآن به دار کشانید .

سر انجام فعالیت های مشترک نقیب { سیدحسین عراقی تبارانگلیس} دلارنس { حاجی پیرکرم شاه} و اجنت های حضرت ها بود که حکومت غازی امان الله و حبیب الله خادم دین رسول الله را سر نگون و زمینه را به انگلیس زاده ها { نادرخان} مساعد ساخت و نفاق و شقاق را میان اقوام باهم برادر افغان دامن زد ، که زخم چرکین آن تا فعلآ در سینه ای افغانها تازه است.

همینطور از پروژه گروه طالبان که تحت نام  اسلام ، سیاست زمین سوخته ، عمار منار کله ها ، تخریب و نابود سازی آثار تاریخی و انجام حملات انتحاری ، سیمای اسلام و فرهنگ  و فلسفه اسلام را طور انعکاس دادند که در کتاب { چگونه اسلام را نابود کنیم ؟ } انگلیس برای نابودی اسلام طرح ریزی کرده اند.

طالبان کسی نبودند وهویتی سیاسی نداشتند ، آنها را سازمانهای استخباراتی {  mi6 , mi5} انگلیس طراحی و نقشه ریزی کرده اند ؛ کار خانه تولید طالب هم مدارس علوم دینی { نمایندگی های دیوبند} پاکستان است ، که mi6 انگلیس از زمان حضور در هند تا اکنون به شیوه های خیلی مرموز این

مدارس راتمویل و نگهداشته است.

تمویل مالی این گروه از طریق حامیان mi6 ، سازمان استخباراتی عربستان سعودی و امارات عربی ، تدارک دیده می شود . امریکا به مشوره mi6 انگلیس در زمان حضور مجاهدین در صحنه  از این گروه تلحویحآ حمایت سیاسی و مالی  نمود ؛ اکنون هم که امریکا  در افغانستان حضور دارد با این گروه  می جنگد و با ایجاد دفتر گاه در قطر یا در ترکیه و یا در عربستان ، دوستی و دشمنی آن با این گروه کاملآ نا شناخته و در پرده های رمز و راز بازی های استخباراتی قرار دارد.

قابل یاد آوریست که این ” مایکل سمپل ” جاسوس mi6 انگلیس بود که طالبان مدارس را به طالبان مسلح ، انتحاری و انفجاری تبدیل نمود و بنام امارات اسلامی به طالبان چهره سیاسی بخشید و فرهنگ اسلام را بنام دین کیبلی به جهانیان معرفی کرد.

توافقتنامه و یا معاهده دیورند در اصل نطفه گذاری استراتیژی دراز مدت انگلیس ها در افغانستان و منطقه بود ؛ شاهان سدوزایی و سرداران محمدزایی که همه دست پرورده انگلیس بودند ، زمینه های امضای توافقتنامه دیورند و شکل گیری مرز دیورند را مساعد کردند و تا یید و پذیرش آن توسط آنها این معاهده و مرز را به واقعیت غیر قابل انکار مبدل کرد و بازی { دیورند و پشتونیزم } mi6 انگلیس را به کرسی نشاندند.

در طول ۶۸ سال منازعه دیورند ، افغانستان هیچگاهْ موفق نشد تا این منازعه را به عنوان حق مشروع و منطبق به قوانین حقوقی بین المللی شامل دستوری کار در مجامح و نهاد های رسمی جهان بسازد.

بازی { دیورند و پشتونیزم } برای mi6, kgb, cia و هندوستان از چندین دهه گذشته تا امروز و شاید آینده های دور وسیله موثر در تطبیق اهداف استراتیژیک شان در افغانستان و منطقه به حساب میرود.

تعین نام پشتونستان بجای منازعه دیورند و اختلاف بر سر دیورند  در واقع  آغاز بازی mi6 انگلیس بمنظوری کشاندن شوروی به افغانستان بود ، که بهترین نقش استخباراتی در این بازی را ریاست

اقوام و قباییل که بعداْ به وزارت ارتقاع یافت ، داشته است.

هموطنان عزیزام که در عمق بازی { دیورند و پشتونیزم } داخل نباشند این حرف ها برایشان یاوه گوی تصور می شود ؛ این یاوه گوی نیست ! واقعیت هایست که نسل ، نسل افغانها را به گرو گرفته است؛ پشتونستان خواهی حق نیست بهترین آله ای بازی تطبیق اهداف  mi6 انگلیس , k gb , cia و حفظ مهره های mi6 در نظام افغانستان است .

منازعه دیورند پیش از آنکه یک منازعه سرحدی باشد ، با ملوس ساختن ” پشتونیزم ” به آن یک بازی خطرناک استخباراتی mi6 انگلیس ها در منطقه بوده و است ؛ که توسط مهره ها آنها در دو طرف دیورند به  یکدیگر پاس داده و شوت می شود.

برژنیسکی ، مشاور امنیت کاخ سفید ادعا می کند که این ما بودیم که بوسیله بازی استخباراتی خود شوروی را وادار ساختیم تا افغانستان را اشغال کند و افغانستان را ویتنام ثانی برای آنها تبدیل کردیم ؛ اما قراْیین ، حوادث ، تحولات ، و عملکرد های مهره های mi6 در نظام های پاکستان و افغانستان بطور دقیق مطالعه شود کاملاْ آشکار می گردد که این mi6 انگلیس بود که با آتش زذن نفاق و بازی { دیورند و پشتونیزم } پای شوروی ها را در افغانستان کشانید و معنویت ، اقتصاد و قدرت نظامی آنرا پاشان کرد و امروز هم این mi6  انگلیس  است که با بازی { دیورند و پشتونیزم } عملکردهای امریکا، روسیه و بلاْخره بلاک ناتو را به بازی گرفته و در جال عنکبوتی دیورند ، انتحار ، انفجار ، تولید و قاچاق موادمخدر ، افراطیت های دینی و مذهبی را پیش کش و انسان زیستن را به مردم دو طرف سرحد دیورند به چالش کشیده است .

یکی  از مهره های mi6 انگلیس در افغانستان ، در پهلوی بازی ” دیورند ” بازی ” پشتونیزم” را وصل و به ان دامن زده است ، که امروز از آن بنام شخصیت ملی نامبرده می شود ، عبدالمجید زابلی است ؛ شخصاً خود بنده تا زمان زیاد وی را نخستین شخصیت ملی و اساس گذار اقتصاد مدرن در افغانستان محاسبه می کردم ، اما مطالعه به عمق بازی های mi6 انگلیس در افغانستان چهره مذکور را آفتابی ساخت ؛ وی نخستین کسی است که به دیکته mi6 انگلیس ، حزب کلوب ملی   و    اتحادیه  آزاد

پشتونستان را بمنظور تطبیق بازی ” پشتونیزم” در پهلوی بازی ” دیورند ” از مصارف شخصی خود تهداب گذاری کرد ، اگر به گذشته پدر و پدر کلان موصوف و نوعیت تجارت شانرا به مطالعه پرداخته شود ، شفاف معلوم می شود که این چهره و مهره چگونه سرمایدار و به شخصیت ملی معرفی شد ؛ که این نگارش گنجایش آنرا ندارد.

مطالعه دقیق به عملکرد های سردار محمد داوود ، این را روشن می سازد که این mi6 انگلیس بود که جهت گرم نگهداشتن تنش های قومی برسر خط مرزی دیورند و به کرسی نشاندن اهداف خود در منطقه که همانا رسانیدن سردارمحمد داوود به قدرت و زمینه سازی اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی ها ؛ این mi6 انگلیس بود که سردار محمد داوود را گاه مانند هژدها برسرمنازعه دیورند تصویر کشی می کرد و گاهی چو ماهی به دریا ، همین سردارمحمد داوود بود که به اشاره مهره های mi6 انگلیس در اجلاس سران کشور های غیر منسلک منعقد بلگراد پایتخت یوگسلاویا سابق از موضوع پشتونیستان به اصطلاح ” وندگیرهای فعلی ” چراغ گل از موضوع تیرشد یعنی { نه چرگی بود نه پرگی } و به اثبات رسانید که حفظ قدرت بالاتر از ارزشهای ملی و قومی است.

هموطنان عزیزما اگر تاریخ جنگ های هند و پاکستان را در شش دهه اخیر دقیق مطالعه کنند ، حرکت های mi6 انگلیس در نظام افغانستان و عملکرد های مهره های آن درافغانستان را به خوبی درک خواهند کرد ، همین mi6 انگلیس بود هنگامیکه جنگ میان هند و پاکستان طی چندین مراتب رخ داد ، مهره های mi6 در نظام افغانستان ، سیاست دولت افغانستان را سیاست بیطرفانه و عدم مداخله  استوار نگهداری کردند و به اصطلاح ” شتر دیدی نه ” در حالیکه بهترین شانس برای مستقل سازی پشتونستان بود .

اگر عملکرد های مهره های mi6 انگلیس در آنسوی دیورند دقیق پژوهش شود ، از خان عبدالغفارخان تا داکتر خان صاحب ، خان عبدالولی خان ، حاجی علی خان مشهور به فقیر ایپی ، خان عبدالصمد خان ، محمود خان اچکزی ، خان اجمل خان ختک خان و . . . صدها خان دو سره دیگر همه از پدر و پدر کلان ، حاضر بودند به هندوستان مدغم شوند اما هیچگاه آماده و حاضر نبودند که به افغانستان

الحاق شوند  و به بسیار خوشی تابعیت و قانون اساسی پاکستان را قبول کرده و به پاکستان بودن خویش افتخار می کنند .

امروز پشتونهای اکستان با حدود ۱۴ فیصد نفوس  ۲۵ فیصد ارتش نیم میلونی پاکستان را تشکیل میدهند و از همه اینکه ۶۰ فیصد اعضای سازمان isi  آنرا پشتون ها تشکیل میدهد ، همچنین دو رییس جمهور{ غلام اسحاق خان ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ } و {دیکتاتور نظامی ژنرال ایوب خان ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۹ } و چهار لوی درستیز پاکستان ، پشتون ها بودند.

پس شناختن حقوق حقه برادران پشتون و بلوچ توسط مهره های mi6 در نظام افغانستان چه معنی دارد که تا فعلاْ به طبل آن از سوی این مهره ها کو بیده شده میرود ؟   منظور این مهره ها ی mi6 از حقوق حقه پشتون و بلوچ چیست ؟  حد و مرز این حقوق حقه در کجا نهفته است ؟  چی کسی به جز از اهداف mi6 انگلیس این حقوق حقه را تعین می کند ؛ مهره های mi6 در داخل نظام افغانستان یا مهره های آنسوی دیورند ؟   این حقوق حقه را بر چه مبنای مطالبه می کنند؟   اگر آنسوی دیورند بخشی از خاک افغانستان بود چرا به جای حقوق حقه پشتونستان و بلوچ حقوق حقه  افغانستان در ادغام آن مناطق به افغانستان خواسته نمی شود ؟

پس واضع است { دیورند و پشتونیزم} حق نه بلکه یک بازی استخباراتی mi6 انگلیس در منطقه است که توسط مهره های آن در نظام های افغانستان و پاکستان بازی صورت می گیرد ، که تمام هست بود افغانها را در گرو خود قرار داده است .

این mi6 انگلیس بود که بوسیله  isi  پاکستان  از رهبری جهاد و مقاومت مردم افغانستان ، تنظیم های هفت پدره ساخت و به اساس کتاب { چگونه اسلام را نا بود کنیم ؟ } ارزشهای اسلامی را به افراطیت و اهداف رهبران تنظیمی را رسیدن به قدرت و ثروت سوق و عیار ساخت .

با حمله شوروی بر افغانستان و حضوری نظامی آنها در اطراف مرز دیورند و ایجاد وزارت اقوام قبایل می توانست تنشهای قومی ، سیاسی و استقلال طلبانه را در آن طرف ماورا  دیورند ، بسیج ، اداره ، و سازماندهی کند ، اما این mi6 انگلیس بود که نگذاشت کوچکترین عکس العمل برضد پاکستان صورت

بگیرد؛ بلکه برعکس تمام دنیا غرب و جهان اسلام را به پیشتیبانی پاکستان و جهاد و مقاومت گران

افغانستان کشاند و مرز دیورند را معبر جنگ و جهاد علیه شوروی و نظام دست نشانده آنها تبدیل کرد و تا فروپاشی اردو ملی ، تخریب زیربنا های اقتصادی ، بدنام سازی جهاد مقدس مردم و تبدیل نمودن افغانستان به لانه و کاشانه تروریزم ، انتحار و انفجار ، تولید و قاچاق مواد مخدر و بازی موش و پشک توسط امریکا و ناتو  در حال پیشروی و تطبیق اهداف خود است .

در واقعیت سیاست انگلیس ها در مقطع کنونی در افغانستان و منطقه ، بدست گرفتن تجارت مواد مخدر ، بردن منابع غنی یورانیم ، دلالی سیاست های منطقه ای و غرق کردن امریکا در منجلاب بحران افغانستان  تشکیل میدهد . گرچه تضاد میان cia و mi6 برسر چگونگی استفاده از بازی تروریزم {القاعده و طالبان } در منطقه بحث جداگانه است اما در اینجا همینقدر یاد آور می شوم که mi6 بوسیله

isi طالب را تولید و به تمام ولایات افغانستان خصوصاْ در صفحات شمال توسط هلیکوپتر های  انگلیسی دیسانت و اکمال می کنند و در مقابل این بازی ، cia پولیس محلی را از بودجه اسپیشل فورس خود تقویه وتشکیل آنرا روز به روز  در تمام مناطق افغانستان توسعه داده و بازی را پیش میبرند ، تضاد و رویا روی بازی استخباراتی mi6 و cia در اینجا کاملاْ آشکار می گردد.

بستمین سفر حامد کرزی به پاکستان آنهم در آستانه ختم حکومتداری وی ، آیامنطق سالم این را قبول خواهد کرد که پاکستان در دوازده سال حکومت کرزی هیچ نوع تغییر در استراتیژی ” جنگ و صلح” در افغانستان و منطقه نیآورد و حال در نفس های اخیر حکومت کرزی تغییر در عمق استراتیژی خود بیآورد؟  واضع است که هدف این سفر در ظاهر مانند سایر سفرها{ تعهدات اعوام فریبانه } روی همکاری همه جانبه برای برقراری صلح در افغانستان انعکاس داده شد ، اما درعقب درِهای بسته ، چگونگی تطبیق بازی جدید mi6 و isi در مقابله با بازی جدید kgb و cia {طرح تجزیه افغانستان و پاکستان } و تبدیل نمودن بخشی از سربازان ” مایکل سمپل ” { طالبان کیبلی } از حالت نظامی به حالت سیاسی و جا بجای آنها در داخل نظام سیاسی افغانستان ، چیز بیش نخواهد بود. این به دولتمردان افغانستان است که از این مقابله و زدو بند های استخباراتی برای نجات کشور حد اکثر بهره برداری را

چگونه انجام خواهند داد ؟

هر زمانکه تنش میان افغانستان و پاکستان به اوج خود رسیده ، این mi6 انگلیس است که توسط صدرعظمان حکومت خود پا در میان جگری گذاشته و پاکستان را از بد نامی و انزوای سیاسی در سطح ملی  و بین المللی رهایی بخشیده است ؛ گذشته از ذکر مداخلات چند دهه اخیر پاکستان ، از تروربرهان الدین ربانی و حمله سوی قسط به جان اسد الله خالد رییس امنیت ملی که باعث بالا رفتن تنش میان افغانستان و پاکستان شد ، جهت رفع این تنش با میان جگری کامرون صدرعظم انگلیس ، دعوت رسمی از آصف علی زرداری و حامد کرزی  به لندن و  وعده توافق برقراری صلح سر تاسری تا شش ماه آینده در افغانستان؛ صلح که سی سال است جامح جهانی نمی تواند به افغانستان تامین کند ، mi6انگلیس میخواهد در ظرف شش ماه آنرا به ارمغان بیآورد.

آیا دولتمردان افغانستان زیر تاثیر استحمار انگلیس و پیروی از سیاست استحماری و آله تحمیل افکار استحماری بالای مردم ما نیستند ؟

مهره  های mi6  که امروز تحت نقاب نشنلیست های قومی در دو طرف سرحد دیورند از بازی { دیورند و پشتونیزم } وندگیری  دو سره دارند ، خصوصاْ نشنلیست هایکه مانند ” کنه ” در جان ملت و دولت افغانستان چسپیده اند  و خون این ملت را می کمند ؛ مانند شاهدان عقد نکاح صحنه سازی و نقش بازی می کنند ، عملکرد های آنها به فکاهی می ماند که می گویند :

روزی موش به فیل پیشنهاد کرد که فیل جان ! همرای مه عروسی می کنی ؟ آیا پشتونهای پاکستان که نفوس شان ۳۰ میلون و ۴۰ فیصد در حیات سیاسی ، نظامی و اقتصادی نظام پاکستان شریک اند و یکی از سر سخت تری حامیان نظام دولت پاکستان به شمار میروند ، حاضر اند سر تابعیت به ۱۰ میلون پشتون افغانستان بدهند؟ فعلاْ پشتونهای پاکستان شعارمیدهند که باید پشتونهای افغانستان به آنها مدغم شوند ، آنها مدعی اند که ۹۰ فیصد در ولایت جنوب و جنوب شرق افغانستان کلدارپاکستانی قابل  چلند و سرنوشت اجتماعی و اقتصادی آ نها را تعین می کند  نه افغانی .

این  چیزیست که نقشه جدید و بازی مشترک { طرح تجزیه افغانستان و پاکستان } امریکا و روسیه را تشکیل میدهد .

مهره های mi6 انگلیس در نظام های مختلف افغانستان ” دیورند ” را به منافع و مصالح بزرگ ملی افغانستان تصویر کشی کرده اند ، جالب تر از همه  اینکه هیچ زمامدار و مهره های mi6 انگلیس که در چهره های نشنلیست های قومی در نظام های مختلف افغانستان ظاهر شده اند ، تعریف واقعی و حقیقی از منافع ملی در بازی { دیورند و پشتونیزم } به مردم ارایه نکرده اند؛ منازعه که تمام هست بود مادی و معنوی افغانستان را به تباهی کشانیده و کشانده میرود . آیا این منافع ملی و مصالح بزرگ ملی است یا خیانت ملی ؟

امروز بازی { دیورند و پشتونیزم } به بزرگترین ” ماشین جنگی ” در منطقه و بهترین آله تطبیق اهداف  و بازی های استخباراتی mi6’ kgb’ cia’ isi و ایران تبدیل شده است ؛ از این “ماشین جنگی” هر کشور ذیع نفع در منطقه استفاده ای شایان نموده و می نماید.

۶۸ سال پس از آغاز بازی { دیورند و پشتونیزم } توسط مهره های mi6 انگلیس در افغانستان برسرحقوق حقه پشتونهای آنسوی دیورند ، پشتونهای افغان قربانی اصلی این بازی استخباراتی شمرده می شوند.

این پشتونهای آن سوی دیورند اند که با ارسال انتحار و افراطیون خوناشام افغانها را به کام مرگ می فرستند و با جاری نگداشتن خون آنها آسیاب mi6 انگلیس را فعال نگهداری می کنند و به  اثبات رسانیدند که آنها پشتون اند اما پاکستانی اند .

از کودکی تا جوانی از جوانی تا پیری از پیری تا به کی ! چی وقت افغانها عمق ویرانی ها را که توسط بازی { دیورند و پشتونیزم } بالایشان  تحمیل می شود درک خواهند کرد و از آن دوری خواهند جست ؟ گوشواره ای که گوش را بچکاند آنرا باید دور انداخت ! چی وقت چهره های mi6 صفت ها را که در داخل و بیرون نظام افغانستان مانند ” کنه ” چسپیده اند ، شناسایی و درس عبرت به آیندگان خواهند ساخت ؟ آیا روزی فراه خواهد رسید که افغانها از پشتونهای

پاکستان پند بگیرند و متوجه منافع ملی کشور خود باشند نه منافع قوم گرایی mi6 صفت { تفرقه بینداز و حکومت کن } .

پاکستان از پشتونهای آنسوی دیورند در جهت منافع کشور خود بهره گیری کرد ، در حالیکه افغانستان منحیث پرچمدار داعیه  پشتونستان داشته های مادی و معنوی خود را قربانی این داعیه  کرد .

یکی از اهداف اساسی mi6 انگلیس در بهره برداری از بازی { دیورند و پشتونیزم } و استفاده از مهره های خود در داخل و بیرون نظام افغانستان ، سیاست نظامداری افغانستان را قومی ساخت ؛ بی اعتمادی ملی را شعله ور ساخت ، ثبات و امنیت ، ترقی و تعالی ، عدالت اجتماعی و وحدت ملی را به چالشهای گوناگون کشاند ، حتی قوانین اساسی این کشور را به توپ فتبال مبدل کرد . خلاصه اینکه فرهنگ سیاسی را به بینش قوم گرایی تبدیل نمود ؛ امروز افغانستان در آستانه سومین دور انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد ، افغانها دراین دوازده سال اخیر عملاْ دیدند ، که این سه دوره در ظاهر انتخابات نام نهاده شده اما در اصل ایْتلاف های قومی ، باند های تنظیمی بوده که یک نظام مافیایی را شکل بخشیده اند ، دور سوم نیز از روی حرکت های تنظیمی ، تنش های قومی { پوهنتون باشد یا دانشگا ، افغان باشد یا آریایی ، سیاف باشد یا عبدالله } دنباله روی ایْتلاف های قبلی خواهد بود ایْتلاف هایکه همه از کارت قومی و باند های تنظیمی ، سودجوی می کنند نه فرهنگ سیاسی و دموکراتیک .

این چیزیست که mi6 انگلیس سنگ بنا آنرا در افغانستان گذاشته است . mi6 انگلیس با استفاده از بازی { دیورند  و  پشتونیزم } مشروعیت ملی ، هویت ملی ، مشارکت ملی ، وحدت ملی و منافع ملی افغانها را به گرو گرفته و مطابق به خواست خود در نظام سازی افغانستان و سیاست های منطقوی ، نقش اساسی را بازی می کند و منحیث یک عامل مهم مانع شکل گیری ملت و دولت در افغانستان شده و پیش میرود .

جای بسیار شگفت آور اینست ،اکثر زمامداران که به منازعه { دیورند و پشتونیزم } دامن میزنند

خود بوسیله mi6 و یا با طرح و ترتیب نقشه آن در افغانستان به سوی قدرت و ثروت دیسانت شده اند .

بازی { دیورند و پشتونیزم } mi6 انگلیس ، افغانستان را به میدان رقابت و جنگ غیر مستقیم ابر قدرت ها و متحدانشان مبدل کرد ، جنگی که هنوز هم ادامه دارد و شاید چندین دهه دیگر طول بکشد و دولت افغانستان بوسیله مهره های mi6 هنوزهم بر طبل این بازی می کوبند و با پف سرنی  این بازی افراط گریان ستیزه جو و انتحارگر را به کشتار کودکان ، جوانان مسلمان ، سوختاندن قرآن غظیم الشان ، قتل عالم دین در محراب و منبر مسجد ، سوختاندن مکاتب ، تیزآب پاشی بالای دختران ، سربریدن سربازان افغان ، به ارمغان آورده است .

شخصیت سیاسی مرموز دیگر که گاه بحیث جاسوس kgb و گاهم جاسوس cia وگاهی هم شخصیت ملی و بیطرف تصویر کشی شده ، { داکتر حسن شرق } یک تن از چهره های کلیدی mi6 انگلیس در نظام های مختلف افغانستان خصوصاْ در بازی استخباراتی ، رسانیدن سردارمحمد داوود بر ریاست جمهوری و کشاندن پا ی روسها در افغانستان ، نقش مشاور خاص محمد داوود  را  در بازی { دیورند و پشتونیزم } و جابجایی مهره های سیاسی و نظامی kgb در داخل نظام افغانستان و خصوصاَ  اردوی ملی ، بازی کرده است .

این مهره mi6 چنان در بین مهره های kgb { خلقی و پرچمی } روابط زیرکانه و عملکرد های خود را طوری عیار ساخته بود که تا امروز هم یکتعداد وی را عضوی kgb یا cia قلم داد می کنند ، در حالیکه یکی از مهره های کارکشته mi6 انگلیس در نظام های افغانستان سناریو نویسی و کارگردانی کرده است .

 خوش بود گر محک تجربه آید به میان        تا سیه رو شود هرکی در او غش باشد

ماهیت و عملکرد وی را در مصاحبه دیکته شده ای اخیر مذکور که توسط خبرنگار نذیره جان تهیه و از طریق تلویزیون آریانا در لیل ۱۵/۱۶ و ۱۶/۱۷  اسد ۱۳۹۲ بنشر رسید می توان به خوبی درک کرد ؛ وی به زبان خود روابط مرموز و زیرکانه خود را با مهره های kgb { خلقی و

پرچمی } و چگونگی تبادله افکار و مشوره میان وی  و سردار محمد داوود  و جالب تر از همه اینکه بعد از ۲۰ سال سکوت طور راز ها را افشا می کند که گویا نجات افغانستان در طرح تجزیه افغانستان بوسیله مشاورین روس وخصوصاَ پیشنهاد گرباچوف ، تهیه متن خط مشی صدارت وی  درهنگام رژیم نجیب الله توسط مشاورین روس … وی نقش اساسی داشته ؛ گرچه این مصاحبه هجوآمیز با موجودیت صدها جلد کتاب که تمام واقعیت ها و حقیقت های سه دهه اخیر را کاملاَ آفتابی ساخته به نقدی جدی ضرورت دارد که در این نگارش گنجایش آن نیست ، همینقدر یادآور می شوام ، با وجود قتل عام افغانها توسط بازی های استخباراتی

MI6-CIA-KGB-ISI و ایران هنوزهم نسل که با این بازی ها بزرگ شده اند و همه چیز را با گوشت ، پوست واستخوان لمس کرده اند زنده اند ؛ در بخش مصاحبه مذکور ، بعد از ۲۰ سال سکوت افشا می کند که گویا داکترنجیب الله و مشاورین روس در تهیه متن خط مشی صدارت وی تجزیه ۹ ولایات صفحات شمال را گنجانیده بودند که وی این طرح را خنثی کرده وهمچنان خاطر نشان می کند طی دعوت وی به مسکو، گرباچوف به وی پیشنهاد تجزیه افغانستان و ملاقات با احمدشاه مسعود به دره پنجشیر را می کند که از طرف وی این پلان نیز خنثی می شود .

هموطنان عزیزما که صد ها جلد کتاب که توسط خلقی ها ، پرچمی ها ، افغان ملتی ها ، تنظیم های هفت پدره ، جواسیس و مشاورین روسی و امریکایی در ارتباط به تحولات سه دهه اخیر افغانستان حقیقت ها را پرده برداری کرده اند ، مطالعه دقیق کنند در هیچ آثار نویسندگان به چنین موضوع که حتی به گفته وی طرح تجزیه به اعضای پارلمان افشا شد و سروصدای داوود کاویانی بلند شد ، درج نگردیده است ، حتی به خبر نگار نذیره جان که در آن وقت بحیث خبرنگار فعال آژانس باختر و رادیو تلویزیون افغانستان ایفاْ وظیفه می نمود از این طرح بی خبر بوده و فعلاَ بعد از ۲۰ سال با سخنان دیکته شده ” شرق” کله ای تایید خم می کند ؛ این آشکار می شود که مصاحبه مذکور دیکته شده تهیه گردیده است ، زیرا  افغانستان در آستانه بازی جدید روسیه و امریکا در استفاده از بازی { دیورند و پشتونیزم } قراردارد و به همین منظور در این اواخر بازی

{ دیورند و پشتونیزم } توسط mi6 ‘cia ‘kgb  تنور آن گرمتر و داغتر شده میرود ، که تهیه این مصاحبه اختصاصی نیز از جمله چوب سوخت همین بازی به حساب میرود  .

آنانکه از ادرس قوم با عزت پشتون و استفاده از بازی { دیورند و پشتونیزم } به قدرت و ثروت رسیده اند ، آیا برابر نوک سوزن خدمت به قوم پشتون نموده اند ؟ ؟ ؟

اینکه چرا قضیه ای پشتونستان { بازی mi6 انگلیس } به ” دیوان بین المللی دادگستری ” علی رغم این همه قتل وکشتار ، تروریزم ، تولید و قاچاق موا د مخدر ، ارجاع نمی شود ، علت هویداست که منافع درازمدت mi6’ cia ‘ kgb در منطقه و افغانستان و موجودیت مهره های mi6 در داخل و بیرون نظام افغانستان ، مانع هرنوع راه حل های منطقی و حقوقی در سطح ملی و بین المللی گردیده است و شاید تا  آینده های دور سرنخ حل معضله { بازی  mi6  } لادرک گذاشته شود .

امروز مهره های mi6 انگلیس در داخل و بیرون نظام افغانستان زمینه سازی دارند تا با استفاده ازفرهنگ اصیل افغانها { لویه جرگه } اشغال افغانستان را توسط غربی ها تحت نام پیمان امنیتی  و واگذاری { ۹ } پایگای نظامی ، مشروعیت بخشند ، وسرنوشت مادی و معنوی ملت وکشور را به غربی ها به گرو بدهند ، اما حاضر نیستند درِ بلا ها، درِ بد بختی ها ، درِ قتل و کشتار، درِ افراطیت های دینی و مذهبی ، درِ ورودملاهای انگلیس صفت ومسلمانما ، درِ باب الورود انگلیسها و درِ که انگلیسها برای تطبیق بازی استخباراتی خود آنرا { دیورند و پشتونیزم} نام نهادند و از آن انواع بلاها برای نابودی افغانها ارسال کرده اند و می کنند ، این درِ بلا را ببندند.

آیا خاتمه دادن به بازی { دیورند و پشتونیزم } mi6 انگلیس برای نجات افغانستان مهمتراست یا مشروعیت بخشیدن به اشغالگری امریکا  ؟

امروز که امریکا سیاست { به مرگ بگیرش که به تب راضی شود } را بالای مردم افغانستان تطبیق و استفاده می کند ، از برکت بلاهای تولیدی و وارداتی  بازی { دیورند و پشتونیزم }

mi6 انگلیس است . و طوری نمایان می کند که اگر ما نباشیم هیولای انتحاری و انفجاری القاعده و مسلمانان کیبلی طالب نما شما را از بین میبرد.

عقل سلیم ،کلام الهی و حادیث نبوی {ص} کدام راه را مشروعیت می بخشد ! مشروعیت بخشیدن به اشغالگری امریکا یا خاتمه دادن به بازی mi6  انگلیس {دیورند وپشتونیزم } ؟

امروز در جهان مردمان  صدها قوم ، ملیت ، نژاد و زبان بوسیله ای مرز های بین المللی  از هم جدا شده اند ، اما در کشورهای مربوط  زندگی انسانی دارند ؛ در هیچ کشور جهان به استثنای اسراییل دولت مبتنی بر قوم و نژاد نیست .

اگر زبان معیاری دولت سازی بود ، امروز ۱۳ کشوری عربی باید یک کشور واحد می بودند.

پشتونهای آن طرف دیورند برادران هم نژاد ، هم زبان و هم دین ما هستند اما پاکستانی اند ، هیچگاه افغان نبودند ، نیستند و نخواهند بود ؛ چنانچه تاجک های بخارا ، سمرقند ، تاجکستان وایران برادران هم فرهنگ و هم زبان ما اند ، اما تاجکی ، ازبکستانی و ایرانی اند ، هیچگاه

افغان شده نمی توانند.

افغانها اگر میخواهند به استثمار ، استعمار و استحمار mi6’ kgb ‘ cia ‘ isi  وایرانی ها واز بلاهای استخباراتی { انتحار وانفجار} برای همیشه رهایی یابند باید به بازی { دیورند و پشتونیزم} خاتمه دهند و درِ بلا ها را ببندند.

پیروزی و قهرمانی تیم ملی پوشان فوتبال افغانستان  و  واکنش تمام اقوام ساکن درافغانستان از این دست آورد بزرگ ، تمثیل از یک افغانستان واحد و مستقل را به نمایش گذاشت و به جهانیان نشان دادنند ، اگر مداخلات

وغول های نفتی  و ایرانی های  در امور سیاسی ، امنیتی و اقتصادی افغانستان نباشد.  KGB ‘ ISI  ‘ CIA ‘MI6

مردم افغانستان توانایی ، شکیبای به پا ایستادن ، همزیستی مصالمت آمیز و همکاری همه جانبه با جامع بین المللی را دارند .

 ، ایران و هند است که از افغانستان {تروریست و KGB ‘ ISI  ‘CIA ‘   MI6 این مداخلات   بنیادگرا } تصویر کشی کرده اند وبا نوکران داخلی خود این بازی وحشیانه انگلیس { دیورند و پشتونیزم } را پیش میبرند

اما جشن ملی افغانها بمناسبت پیروزی تیم ملی پوشان فوتبال ، چهره واقعی افغانها را به جهانیان به نمایش گذاشت که افغانها فرزندان ، مولاناجلال الدین محمد بلخی ،سلطان محمود غزنوی ، ابوعلی سینا بلخی ، ابومسلم خراسانی ، سید جمال الدین افغان ، احمدشاه بابا درانی ، شاه امان الله غازی و احمد شاه معسود عزیز اند .

    زه یم زمری په دی نری زما اتل نشته ، این شعار افتخار آفرین را در میدان عمل  و انسان زیستن به جهانیان انعکاس دادند .

این عکس العمل ملی ، الگوی شده برای اجماع ملی جهت تهداب گذاری یک دولت مستقل و مقتدر در افغانستان عزیز، که انشا الله با هوشیاری هرچه بیشتر ملت عزیزمان به این اجماع نزدیکتر شده میروم ، نه شرق نه غرب ، زنده باد افغانستان ، پیروزی آن ماست !

            انگلیس برفت و تخــم نفــــــاق را بجــا گــــــذاشت

            دیورند بنا نهاد و باب الــورود را بجـــا گــــــذاشت

            انگلیس زاده هایش ابلیس نامه را قانون ســــاخــتند

            پشتونستان را بهانه خون افغان را جاری نگهداشتند

  نویسنده :  الحاج غلام جیلانی ” وهاج “

خبرگزاری خامه پرس - فارسی را دنبال کنید با تویتر, فسبک. و آر اس اس

۲ Comments

Comments -49 - 0 of 2First« PrevNext »Last
  1. نوشته زیاد تر به یک بحث اظهار نظر می ماند تا به یک نوشته تحقیقی. بهر صورت چنین موضوعی توسط سازمان استخبارات انگلیس نه تنها به سطح کشور های جنوب اسیا بلکه به سطح جهان اسلام جریان دارد. ایجاد فرقه وهابی های تکفیری که سایر مسلمانان را تکفیر و مباح الدم می دانند نیز یکی از همین پروژه هاست و حکومت های تاسیس شده توسط انگلیس در عرب حامی آن ها اند و ده ها موارد دیگر. جهان غرب نیرو و فکر خود را در راه پیشرفت خود بمصرف می رساند و مسلمانان برای حذف یکدیگر و بد تر از آن برای اثبات برتری قومی و سلطه قومی. بخاطری که تنور این نفاق ها را تازه نگه دارند یک مقدار بودجه خود را نیز اختصاص می دهند و از آن به عنوان سرمایه گزاری برای بدست آوردن منافع بزرگ شان استفاده می نمایند. وای به حال کله پوک های ما که هنوز یک دیگر را نمی پذیرند.

  2. این که در این نوشته بر ایران تاخته اید بی انصافی است .چرا که ایران به خاطر اینکه شوروی افغانستان را اشغال کرد روابط خود با شوروی را تیره کرد در حالی که مشغول جنگ بود و تنها یک همراهی کوچک با شوروی می توانست باعث قراردادهای نطظامی خوبی برای ایران شود ولی ایران برادران مسلمان خود را در زمانی که مشکل داشت نفروخت

Comments -49 - 0 of 2First« PrevNext »Last

نظر دهید

Advertisement