ترامپ کارهای عجولانه زیاد کرد که بخشی از این کارها برای انتخابات بود و بخشی از این کار برای این بود که در دورهی دوم حکومت خود آنها را به پایان برساند. امضای تفاهمنامه با طالبان و بحث صلح طالبان و حکومت افغانستان بیشتر برای کمپاین انتخاباتی بود. بیرون شدن از برجام برنامهای بود که در دور دوم حکومت خود به آن رسیدگی کند. بیرونشدن از پیمان پاریس، سازمان بهداشت جهانی و… بیشتر تصمیمهای عجولانه و غیرمنطقی ترامپ بود که در آمریکا و جهان منتقدان خود را دارد.
اما آنچهکه این اقدامهای ترامپ را به نقطهی اوج بحران رسانده، این استکه حکومت ترامپ دور دوم ندارد. اگر حکومت ترامپ دور دوم میداشت، میتوانست بر بخشی از اقدامهای خود نظارت و تجدیدنظر کند. اکنون که حکومت ترامپ دور دوم ندارد، او میخواهد طوری برخورد کند که رد اقدامهای ترامپ برای حکومت بایدن چالشبرانگیز باشد. گفته میشود ترامپ حمله بر پایگاه هستهای ایران را مورد بررسی قرار داده است. حمله بر پایگاه هستهای ایران در آخر حکومت ترامپ غیر از اینکه چالشی برای حکومت بایدن باشد پیامد دیگری ندارد. در صورتیکه ترامپ به پایگاه هستهای ایران حمله کند، طبعا تنش ایران و آمریکا به جایی میرسد که هرگونه همکاری سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و حکومت بایدن برای مذاکره به برگشت آمریکا به برجام را دچار چالش میکند.
کاهش نابهنگام نیروهای آمریکایی در افغانستان را نیز میتوان از چشمانداز ایجاد چالش ترامپ برای حکومت بایدن در نظر گرفت. اصولا نیاز نبود که ترامپ در دورهای که بحث انتقال قدرت مطرح است به چنین اقداماتی دست بزند. زیرا چنین اقداماتی در دورهی انتقال قدرت از طرف رییسجمهورهای آمریکا سابقه نداشته است. ترامپ دیگر فرصت ندارد که طبق برنامهریزی و نظارت خود صلح طالبان و حکومت افغانستان را به نتیجه برساند و بعد نیروهای آمریکایی را در افغانستان کاهش بدهد یا از افغانستان بیرون کند.
بنابراین بدون درنظرگیری اینکه بحث صلح طالبان و حکومت افغانستان و سرنوشت حکومت افغانستان چه میشود، نیروهای امریکایی را به صورت غیرمنتظره در افغانستان کاهش میدهد. با این کاهش نابهنگام نیروهای آمریکایی میخواهد به آمریکاییها وانمود کند که او سربازان آمریکایی را به خانه برگشتاند. زیرا برگشتاندن نیروهای آمریکایی به خانه از وعدههای انتخاباتی دورهی اول ریاستجمهوری ترامپ بود. این اقدام ترامپ چالشی برای حکومت بایدن در افغانستان و بازی با سرنوشت حکومت افغانستان میتواند باشد.
متاسفانه حکومت افغانستان همین اکنون دچار چالشهای شدید امنیتی است. این گونه کاهش نابهنگام نیروهای آمریکایی در افغانستان در واقع چالشهای امنیتی حکومت افغانستان را شدیدتر میکند. زیرا کاهش نیروهای آمریکایی در وضعیت فعلی به نفع طالبان و گروهای مسلح و تروریست در افغانستان تمام میشود. اگر به صورت مشخص نفعی به طالبان و… نداشته باشد، حداقل میتواند موجب تقویهی روحی و روانی طالبان و جنگجویان طالبان شود. زیرا طالبان از کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان در چنین وضعیتی به نفع خود تبلیغ میکند که آمریکاییها بیرون میشود، ما افغانستان را تصرف میکنیم.
اصولا درست این بود که در کاهش نیروهای آمریکایی در این وضعیت مدارا و توجه صورت میگرفت و طبق توسعه و پیشرفت مذاکرات صلح بین طالبان و حکومت افغانستان کاهش یا خروج نیروهای آمریکایی مطرح میشد. درحالیکه مذاکرات صلح طالبان و حکومت افغانستان هنوز پیشرفتی نداشته است و نتیجهای از مذاکرات صلح طالبان و حکومت افغانستان قابل تصور نیست؛ بنابراین کاهش و خروج نیروهای آمریکایی در چنین وضعیتی به نوعی حمایت حکومت آمریکا از موضع طالبان تلقی میشود. زیرا طالبان هیچ گونه تغییر موضع ندادهاند. در ضمن، خشونت و جنگ شان را برای تصرف افغانستان بیشتر کردهاند. در صورتیکه طالبان موضع خود را در قبال سیاست جهانی و سیاست حکومت افغانستان تغییر نداده است، کاهش نیروهای آمریکایی در این وضعیت، عقبنشینی دولت آمریکا در برابر موضع طالبان تعبیر میشود.
کشورهای منطقه و جهان به این کاهش نابهنگام نیروهای آمریکایی در افغانستان ابراز نگرانی کردند و تاکید کردند که دولت آمریکا نباید در چنین وضعیتی نیروهای خود را در افغانستان کاهش بدهد. نگرانی کشورهای جهان از کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان در چنین وضعیتی برای این بود که این کاهش بیموقع مدیریت جنگ در افغانستان را غیر قابل پیشبینی میکند. درصورتیکه مدیریت جنگ در افغانستان غیر قابل پیشبینی و غیر قابل کنترول شود؛ چشمانداز حکومتداری در افغانستان و حضور نظامی و سیاسی آمریکا در افغانستان میتواند نقشی بر آب شود.


