محتویات و نظریات درین نوشته تنها مربوط به نویسنده بوده و انعکاس دهنده دیدگاه خبرگزاری خامه پرس نمی باشد. ما در بخش مطالب و نظریات، نوشته می پذیریم که می توانید به این ایمیل بفرستید INFO@KHAAMA.COM

طالبان انگشت این مرد را به جرم اشتراک در انتخابات، قطع کرده است

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به تاریخ ۶ ماه میزان امسال، یکبار دیگر روند مردم سالاری و دموکراسی پس از سال ۲۰۰۱ در افغانستان را به آزمایش گرفت. دموکراسی نوپای افغانستان فراز و نشیب فراوانی را پشت سر گذاشته و چند بار هم از لبه‌ی پرتگاه برگشته است. در این میان، «تقلب» تبدیل به واژه‌ای کلیدی تمام انتخابات های گذشته‌ی افغانستان است. نخستین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۴ احتمالاً کم دردسرترین انتخابات در تاریخ افغانستان بوده است. انتخابات های بعدی یکی بدتر از دیگر برگزار شدند و هر بار دامنه‌ی افتضاح و تقلب، گسترده تر از پیش بود. انتخابات ۲۰۱۴ ریاست جمهوری که منجر به تشکیل دولت وحدت ملی به ریاست محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله شد، بد نام ترین و بحرانی ترین انتخابات بود و در بین مردم به «انتخابات گوسفندی» شهرت دارد. در آن زمان صدای ضیاالحق امرخیل (رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات) افشا شد که به یکی از زیر دستانش دستور می داد که گوسفند ها را چاق کند؛ کنایه‌ای بر پر کردن صندوق ها از آرای جعلی. آقای امرخیل بلند پایه ترین مقام اجرایی در مدیریت انتخابات بود و دست‌اندازی مستقیم او برای مدیریت تقلب به نفع محمد اشرف غنی، موجی از نارضایتی ها و اعتراضات را بلند کرد. او در آن زمان از مقام خود استعفا کرد ولی پس از رسیدن محمد اشرف غنی به مقام ریاست دولت وحدت ملی، امرخیل به عنوان مشاور ارشد مقام ریاست جمهوری تعیین گردید؛ موقفی که تا اکنون نیز از آن برخوردار است.

تاثیر کوتاه مدت این رفتارهای ناشایست و خلافِ مردم‌سالاری، تلاش برای جهت دادن نتیجه‌ی انتخابات بود. اما تاثیر بلند مدت و اساسی تقلب های روشمند، خفه کردن دموکراسی و تزریق زهر قاتل بر بدن نیمه جان نظام انتخاباتی در افغانستان است.

سطح مشارکت مردم در انتخابات اخیر، به مراتب کمتر از تمام انتخابات های گذشته است. در پایان روز انتخابات، کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اعلان کرد که چیزی بیش از یک میلیون تن در انتخابات اشتراک نموده اند. این رقم در پایان روز دوم، به بیش از دو میلیون رسید و اکنون به حول و حوش سه میلیون می رسد. ارائّه‌ی ارقام ضد و نقیض و با تفاوت چند برابر، از یک جانب اعتماد مردم به مدیریت انتخابات را ضربه می زند و از جانب دیگر، به هر صورت یک سطح بسیار پایین مشارکت را ثابت می سازد. به اساس پیش بینی ها، در حدود ۱۷ میلیون فرد واجد شرایط رای دهی در افغانستان اند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ تعداد رای دهندگان ۷ میلیون نفر اعلان شده بود. پیمودن سیر نزولی گراف مشارکت مردم در انتخابات، پرسشی جدی فرا راه روند مردم سالاری است. به صورت عموم سه عامل اساسی را می توان برای پاسخ به این پرسش مطرح نمود: تهدید بلند امنیتی از جانب طالبان و سایر گروه های هراس افگن، مشکلات مدیریتی و تخنیکی (مانند نبودن فهرست رای دهندگان و عدم کارایی ماشین های بایومتریک) و البته بی اعتمادی مردم به روند انتخابات. گمان می رود که عدم اعتماد مردم به روند انتخابات و مشکوک بودن به شفافیت و حسابدهی، عمده ترین دلیل بی علاقگی مردم به اشتراک در انتخابات باشد.

جهت گیری های سیاسی در انتخابات ۲۰۱۹ بسیار واضح‌تر از انتخابات های گذشته است. خطوط روشنی در این میان، صف‌بندی های انتخاباتی را از همدیگر جا کرده اند. بیشتر کسانی که در گذشته در صف مقاومت بر ضد طالبان می جنگیدند اکنون در تیم ثبات و همگرایی به رهبری عبدالله عبدالله قرار دارند. از این دید، عبدالله عبدالله توانسته است سران احزاب سیاسی و گروه های قومی از سراسر افغانستان را در کنار خود داشته باشد. سه حزب سیاسی بزرگ و تاثیرگزار (جمعیت اسلامی افغانستان، جنبش ملی و اسلامی افغانستان و حزب وحدت اسلامی افغانستان) و همچنان حزب پیوند ملی (به ریاست سید منصور نادری- رهبر اقلیت مذهبی اسماعیلیه) از جمله جریان هایی اند که در دوران مقاومت، در کنار نیروهای ائتلاف بین المللی بر ضد طالبان و القاعده می جنگیدند و دارای پایگاه های وسیع اجتماعی و ملی در افغانستان اند. در حال حاضر این احزاب به شمول احزاب و جریان های دیگری مانند جبهه ملی نوین افغانستان به رهبری انوارالحق احدی و حزب متحد اسلامی افغانستان به رهبری وحیدالله سباوون به صورت یکدست از داکتر عبدالله پشتیبانی دارند.

محمد اشرف غنی نتوانست در انتخابات اخیر، متحدین قبلی و تاثیرگزار خود را حفظ نماید و بیشتر آنان به اردوگاه های رقبا پیوستند. در حالیکه جنرال دوستم معاون نخست اشرف غنی از عبدالله عبدالله پشتیبانی نمود، سرور دانش (معاون دوم محمد اشرف غنی) حمایت رسمی حزب وحدت به رهبری کریم خلیلی را از دست داد. او در گذشته به نمایندگی از این حزب در کنار محمد اشرف غنی قرار گرفته بود ولی در انتخابات اخیر، حزب وحدت به صورت رسمی از داکتر عبدالله اعلان حمایت نمود و سرور دانش را در کنار محمد اشرف غنی تنها گذاشت. تعیین شدن امرالله صالح به عنوان معاون نخست محمد اشرف غنی، موجب راه افتادن درگیری های فراوانی در فضای مجازی و رسانه ها گردید. امرالله صالح در گذشته یکی از سرسخت ترین منتقدین آقای غنی بود و در مورد فساد سیاسی، مالی، اخلاقی و تبعیض قومی و فاشیزم پشتونی در داخل ارگ ریاست جمهوری، مصاحبه ها و نوشته های زیادی نشر نموده بود. پس از پیوستن امرالله صالح به محمد اشرف غنی و در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، این مصاحبه ها و یادداشت به صورت گسترده نشر گردیدند و همواره، یکی از چالش های اساسی در تبلیغات تیم دولت ساز بودند. تیم دولت ساز تا اکنون نتوانسته است این تنقاض را توضیح دهد. یک تعداد از منتقدین محمد اشرف غنی، برای معرفی او و تیم انتخاباتی اش از مصاحبه های پیشین امرالله صالح استفاده می نمایند.

حکومت پنج ساله‌ی محمد اشرف غنی، سرشار از تنقاضات و چالش های اساسی و پرسش های بی پاسخ بوده است. مسایلی مانند سیاست نامعلوم جنگ و صلح، فقر رو به گسترش و برنامه های پر سر و صدای اقتصادی، فساد اداری و اصلاحات اداری و غیره همواره بر خلاف ادعای دولت، در جهت منفی ثابت شده اند. در این مدت بالغ بر شصت هزار سرباز کشته شدند و بیشتر از شش‌ صد هزار دیگر زخمی گردیدند. در حالیکه گروه هراس افگن طالبان اراضی بیشتری را بدست آورده اند و از دید سیاسی و مشروعیت بین المللی در بهترین حالت در طی ۱۸ سال پسین به سر می برند. محمد اشرف غنی نتوانست سیاست جنگ و صلح خود را به صورت روشن معرفی نماید و بیشتر موقف‌گیری های او، مقطعی و واکنشی بوده اند. در جریان جرگه مشورتی صلح، محمد اشرف غنی فرمان آزاد شدن نزدیک به هزار نفر از زندانیان طالبان را اعلان نمود. هر چند او آزاد سازی زندانیان را بخشی از روند صلح و ابراز حسن نیت توجیه کرد، اما این فرمان موجب نارضایتی ها و واکنش های زیاد شد. در یک فرمان دیگر، محمد اشرف غنی وزارت دولت در امور صلح را ایجاد کرد و شورای عالی صلح که نزدیک به یک دهه کار کرده بود را لغو نمود. فردای آن، فرمان دیگری صادر شد که بر دوام کار شورای عالی صلح و صرفاً لغو بخش دبیرخانه‌ی آن تاکید داشت. به همین ترتیب، با وجود تقاضاهای فراوان و فرستادن هیات دولتی به قطر، طالبان حاضر به گفتگوی مستقیم با دولت افغانستان نشدند. رویکرد خام و فاقد راهبرد دولت در قبال مساله‌ی جنگ و صلح، طالبان را از دید سیاسی در یک موقف برتر قرار داده است و دیگر آن چهره‌ی چندش‌آور پیشین و غیر قابل تحمل برای جامعه‌ی جهانی نیستند. ناکامی های سیاسی دولت وحدت ملی در قبال جنگ باعث شده است که طالبان به صورت آزادانه به کشورهای مختلف سفر می کنند و با سران کشورها ملاقات می نمایند. تمام این شواهد ثابت می سازند که محمد اشرف غنی در گل و لای روزمرگی های سیاسی گیر کرده است و کورمال به دور خویش می چرخد.

به همین ترتیب، متهم شدن محمد اشرف غنی بر پیشبرد سیاست قوم‌گرایانه و رسانه‌ای شدن دستور کار قومی افراد نزدیک به او در دفتر ریاست جمهوری (موضوع ثواب الدین مخکش) اعتماد های قبلی را نیز نابود نمود. افشای پیام های مخکش به همکارانش مبنی بر اعمال سیاست ناشیانه‌ی قومی تنها سندی نبود که در این مورد از ارگ ریاست جمهوری به بیرون درز می کرد. در گذشته، امرالله صالح نیز پس از استعفا از وزارت دولت در امور تعیینات نظامی در مصاحبه‌ای با طلوع نیوز بیان کرد که در ملاقات های رسمی در ارگ، چوکی او را پایین تر از مقام های دیگر قرار می دادند زیرا او از لحاظ تباری، از جمع آنان نبوده است. او همچنین در مصاحبه‌ی دیگری با یورونیوز، توصل به تعصب قومی و دامن زدن به اختلافات قومی از جانب اشرف غنی را موجب کاهش محبوبیت و بی ثباتی حکومت، ضربه به حاکمیت قانون و رد شدن فراخوان صلح او از جانب دشمنان دانست.

اکثریت وزیرانی که از جانب محمد اشرف غنی معرفی شده اند، بیشتر عمر خود را در بیرون از افغانستان سپری کرده اند و شناخت مناسبی از افغانستان ندارند. اجمل احمدی (سرپرست وزارت تجارت و صنایع) یکی از مثال های بارز در این مورد است. او با زبان های فارسی و پشتو آشنایی ندارد و برای آنکه بتواند از اسناد دولتی سر در آورد و با همکاران خود گفتگو کند، چندین نفر مترجم در وزارت استخدام کرده است. ناتوانی صحبت وزیر با همکارانش به زبان های ملی یکی از نقاط ضعف دولت در تامین ارتباط با مردم است. افغانستان کشوری سنتی و جامعه‌ای دین‌مدار است. محمد اشرف غنی در چندین مورد نشان داد که ابتدایی ترین اصول دین اسلام را نمی داند و حتی ادا و شکل نماز را نمی تواند به جا آورد. او پس چندین بار خطاهای عمده در نماز و صحبت های دینی، در جریان مبارزات انتخاباتی برای دفاع از خود در این مورد بیان کرد که به مدت ۴۵ سال دین اسلام را مطالعه کرده است و در گذشته کتاب تاریخ اسلام را نوشته است. اما زمانیکه خواست برای محکم کردن صحبت هایش نخستین آیت قرآن را دلیل بیاورد،‌ همان را نیز اشتباه خواند. از جانب دیگر، چنین کتابی به قلم آقای محمد اشرف غنی تا حالا نشر نشده است. این موارد فاصله بین محمد اشرف غنی و مردم افغانستان را بیشتر ساخته و برای ماشین تبلیغاتی طالبان و سایر گروه های مخالف، مواد خام زیادی فراهم نموده است.

در پایان روز انتخابات، کاربران صفحات اجتماعی دست به کار شدند و اوراق نتایج انتخابات را نشر نمودند. در اکثریت این نتایج به صورت واضح دیده می شد که رای عبدالله عبدالله بیشتر از محمد اشرف غنی است. صفحه فیس بوک ابو مسلم شیرزاد با داشتن حدود یک میلیون مخاطب، بیشترین تعداد اوراق نتایج را نشر کرد. فردای روز انتخابات، این صفحه مسدود گردید و آقای شیرزاد با استفاده از یک صفحه‌ی جدید ادعا کرد که این کار توسط وزارت مخابرات و تکنالوژی مطبوعاتی صورت گرفته است تا از نشر اوراق بیشتر جلوگیری شود. به همین ترتیب، صفحات اجتماعی صدای شاه حسین مرتضوی (مشاور ارشد امور فرهنگی ریاست جمهوری) را نشر کردند که در آن به همکاران خود دستور می دهد که برای تغییر فضای فیس بوک، برگه های نتایج مناطقی را نشر کنند که رای تیم دولت ساز در آن بیشتر باشد.

در این انتخابات، بحث آرای بایومتریک اهمیت حیاتی یافته است. کمیسیون مستقل انتخابات تا اکنون بارها اعلان کرده که نزد آنان، تنها آرای بایومتریک مشروعیت دارد. به نظر می رسد که این موضوع،‌ پاشنه‌ی آشیل تیم دولت ساز است. به باور آگاهان، آرای بدون بایومتریک به احتمال قریب به یقین، تقلبی اند. در حالیکه تقلب در آرای بایومتریک بسیار دشوار به نظر می رسد. با بلند شدن بحث بایومتریک، اعتراض های تیم دولت ساز نیز بیشتر شد و حتی فضل هادی مسلمیار (رئیس مجلس سنا و یکی از حامیان محمد اشرف غنی) با بیانی شدید و تهدید آمیز خطاب به رئیس کمیسیون مستقل انتخابات گفت که آرای بدون بایومتریک را حتی بالای پدر رئیس کمیسیون حساب خواهد کرد. همانطور که انتظار می رفت، این سخنان واکنش ها منفی و به ضرر تیم دولت ساز داشت و موجب توجه بیشتر رسانه ها و نهادهای ناظر و دخیل در انتخابات گردید.

بحث قابل توجه و جالب دیگر این است که از آغاز روند انتخابات تا اکنون، تمام کاندیدان از احتمال تقلب و دست‌کاری در انتخابات شکایت داشته اند به جز محمد اشرف غنی. تا اکنون نیز که ده ها فیلم و سند از روش های مختلف تقلبات شرم‌آور، پرده بر انداخته اند، اکثریت قریب به اتفاق آنها به نفع محمد اشرف غنی بوده اند. در حالیکه تمام نهادهای ناظر و ستادهای انتخاباتی- بدون توجه به نتیجه- تاکید بر شمارش آرای بایومتریک دارند این تنها ستاد دولت ساز است که تلاش برای به رسمیت شناخته شدن آرای بدون بایومتریک دارد.

به نظر می رسد که فارغ از نتایج حقیقی انتخابات که رئیس جمهور آینده را معرفی کند، کش و قوس های سیاسی و میزان ایستادگی تیم ثبات و همگرایی در کنار سایر گروه های مدافع عدالت و حقوق شهروندی، نقش تعیین کننده و حیاتی خواهد داشت. روی کار آمدن دولت وحدت ملی در سال ۲۰۱۴ خلاف اصول دموکراسی و در تضاد با قانون اساسی افغانستان بود. در آن سال دموکراسی نوپای افغانستان فدای مصلحت های سیاسی شد و با این بهانه که دولت جدید موظف به تغییر قانون اساسی از مجرای لویه جرگه در طی دو سال آینده باشد، سنتی نادرست و روشی نا سالم بنیان گذاشته شد. نه تنها دولت وحدت ملی نتوانست وظایف خود را انجام دهد بلکه پس از گذشت پنج سال باری دیگر بر سر دوراهی سال ۲۰۱۴ ایستاده است.

اکنون دموکراسی افغانستان و اعتماد مردم به انتخابات، باری دیگر به آزمایش گذاشته شده است. سطح پایین مشارکت مردم در انتخابات، حکایت از بی باوری عامه به دموکراسی دارد. مراجعه به رای مردم و فراخوان عمومی برای اشتراک در انتخابات، آخرین گزینه برای حل مشکلات دولت ها است. انسان قرن بیست و یک، راهی بهتر برای انتقال مسالمت آمیز قدرت نمی شناسد. انتخابات در نفس خود، مفهوم «نمک» را در ضرب المثلی قدیمی دارد که گفته شده: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک. افغانستان در طی چند دهه‌ی اخیر انواع نظام های سیاسی را به تجربه گرفته است؛ از شاهی مطلقه گرفته تا شاهی مشروطه، جمهوریت های کودتایی، دولت های کمونیستی، دولت اسلامی، امارات طالبانی و اکنون یک نظام جمهوری بر مبنای انتخابات آزاد. هیچ یک از آن نظام ها نتوانستد با نیازمندی های جامعه و دنیای بیرون، هماهنگ شوند. پس از فراز و فرودهای بسیار و جنگ های خونین و تجربه های تلخ، ملت افغانستان پا در جای پای سایر ملت های مترقی و صلح‌جوی دنیا گذاشته و همان مسیری را دنبال دارند که منجر به ایجاد  ثبات اجتماعی و سیاسی و آرامش نسبی می شود. انتخابات یکی از اساسی ترین ارزش های جوامع آزاد و مردم سالار است که روند ملت سازی در دنیای مدرن محتاج به آن است. بازی با انتخابات و اَعمال تقلب و دست‌کاری در آرای پاک مردم، آخرین امیدها برای رسیدن به ثبات را نابود می کند. راه حل دیگری بعد از بی اعتبار شدن انتخابات وجود ندارد. روش دیگری برای شکل گیری نظام های مشروع و مورد قبول مردم و جامعه‌ی جهانی تا هنوز کشف نشده تا بتواند جای انتخابات را پر کند. مردم افغانستان با بازی با جان خود در انتخابات شرکت کرده اند. تمام تهدیدهای بالقوه را به جان خریده و با از دست دادن انگشتان دست های خود، باری دیگر به پای صندوق های رای رفتند. تقلب روشمند به نفع یک کاندید مشخص و تغییر سرنوشت انتخابات، توهین به اراده‌ی مردمی است که هنوز امیدی برای آینده‌ دارند. تن دادن به نتایج تقلب در انتخابات ۲۰۱۹ در حکم خاموش کردن آخرین چراغ امید در تونل سیاه تاریخ معاصر است. باری، با پیروزی تقلب بر رای پاک، پرونده‌ی دموکراسی و مردم سالاری در افغانستان به نفع تقلب و زورگویی بسته خواهد شد. آن روز، روزِ مرگ دموکراسی و تولد فصل جدیدی در بحران افغانستان خواهد بود.

در باره نویسنده: مهندس عبیدالله مهدی رییس پیشین دیزاین زیربناهای شهری در وزارت شهرسازی و مسکن و دانش‌آموخته برنامه ریزی شهری از کشور فرانسه است. او در حال حاضر مشغول تحصیل در دوره‌ی دکتورا در فرانسه می‌باشد.