محتویات و نظریات درین نوشته تنها مربوط به نویسنده بوده و انعکاس دهنده دیدگاه خبرگزاری خامه پرس نمی باشد. ما در بخش مطالب و نظریات، نوشته می پذیریم که می توانید به این ایمیل بفرستید info@khaama.com


صلح به مفهوم واقعی، ارزشمند‌ترین پدیده‌ی انسانی است که از اولویت‌های اساسی زند‌گی و تداوم حیات سالم و باهمی توسعه‌ی سیاسی اجتماعی جوامع بشری به حساب می‌آید؛ زیرا تأمین صلح و ثبات در یک جامعه‌ باعثِ سعادت و خوشبختی آن شده و همین نظم باعث آن می‌شود که جامعه به سوی ترقی و پیشرفت سوق داده شود.

صلح به شرایطی گفته می‌شود که فاقد خشونت باشد. تعریف و تعیین حدود صلح، مانند تعریف و تعیین حدود جنگ است. صلح هم از قدیم‌الایام تاکنون چون و چراهای متعددی را سبب شده است و دانشمندان، تعاریف فروانی را در رابطه با صلح، ارایه کرده‌اند.

در ورای کلیه‌ی تعاریف و بحث‌های کیفی که در آن‌ها هرکس می‌تواند ترجیحات شخصی، اخلاقی، فلسفی، سیاسی، مذهبی و… خود را دخالت دهد؛ “صلح عبارت است از حالت جامعه‌ی که در آن آمارهای مرگ‌ومیر برای قتل نفس‌های سازمان‌یافته و دسته‌جمعی، رقمی در حدود صفر یا بسیار ناچیز باشد.”

با توجه به این تعریف، تمام جوامعی که در حال تشتت و یا در مخاصمه‌ بوده‌اند، رسیدن به صلح و خداحافظی با جنگ و ناهنجاری‌ها آرزوی هر شهروند آن جامعه بوده است.

به دلیل این‌که صلح نسبت به هر ارزش دیگری، در معرض تهدید و مخاطره بوده است؛ انسان‌ها همواره تلاش کرده‌اند تا شیوه‌ها و راه‌های رسیدن به این امر مهم را جست‌وجو و سازوکارهای مؤثری جهت حفظ و بقای آن ایجاد کند.اساسن، کلمه‌ی صلح برای تمام مردم آشنا و دلنشین است. هیچ فردی را در جامعه سراغ نداریم تا در مقابل این کلمه‌ی مقدس و دوست‌داشتنی عکس‌العمل منفی نشان دهند؛ زیرا تمام مردم ما دیگر از جنگ خسته شده‌اند و یگانه آرزوی پیر، جوان، زن، مرد و همه‌ی مردم ما همانا صلح است و در آرزوی تحقق آن، لحظه‌شماری می‌کنند.

و اما صلح در ادبیات سیاسی؛

در ادبیات سیاسی، صلح به معنای حالت آرامش در روابط عادی با کشورهای دیگر و فقدان جنگ و نظام تهدید است.

همزیستی مسالمت‌آمیز در روابط میان کشورها با نظام‌های مختلف، به معنای رعایت اصول حق حاکمیت، برابری حقوق، مصونیت، تمامیت ارضی کشورها، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها و فیصله‌دادن به مسایل بین‌المللی است.

به تعبیر دیگر، صلح به مفهوم متعارف و متداول آن، به معنای، حسن تفاهم، دوستی، هماهنگی و آرامش است.صلح، قله‌ی کوه یا سرمنزلی نیست که راه به سوی آن بسپاریم و با رسیدن به آن خود را در مقصد بیابیم و بیاساییم. صلح، راه یا وضعی است که در آن مردم با یکدیگر به سوی هدفی یکسان گام برمی‌دارند، فرایندی است جاری و پیش‌رونده در کار برقراری و تداوم‌بخشیدن به توافق‌ها و اتفاق نظرها، درکی است مشترک از هدف‌هایی که باید بدین منظور به‌کار بست.

این همه از جنبش انسانی حکایت می‌کنیم که آن را صلح جویی یا راه و روش صلح‌آمیز می‌خوانیم. صلح‌جویی به‌نوبه‌ی خود صرفاً نبود درگیری و نزاع نیست، بلکه فعالیت متضاد است در برابر جنگ.صلح‌جویی، علی‌رغم این‌که اجتناب از درگیری مسلحانه می‌باشد، به معنای یافتن راه‌حل‌هایی است که حذف علت‌های خشونت فردی و جمعی را امکان‌پذیر می‌سازد؛ علت‌هایی چون بی‌عدالتی، ظلم و ستم، جهل و تهی‌دستی، عدم تسامح و تبعیض.

صلح‌جویی عبارت از بردوش گرفتن مسؤولیت از سوی همگان است؛ خواه چهره‌های شاخص اجتماعی باشند، خواه نظامیان، حکمرانان یا شهروندان. صلح‌جویی به همکاری و همه‌جانبه‌گرایی بستگی دارد، یعنی توانایی کارکردن و همراه‌شدن با چندین دیدگاه به جای یک دیدگاه.

به این مناسبت یکی از مقتضیات کارکردی صلح‌جویی این خواهد بود که برای رهپویی در صلح باید بتوانیم قدری خود را در جای دیگران قرار دهیم. از طرف دیگر صلح یک روند پویاست نه ایستا.سطح صلح با اعمال طرف‌های مربوط پیگیرانه افزایش می‌پذیرد یا کاهش می‌یابد.

هم‌چنین صلح یک روند فعال است نه یک وضع غیرفعال. همزیستی غیرفعال یک مسیر مهم و حیاتی برای صلح نیست.تحکیم و حفظ صلح شکل مشارکت فعال را به خود می‌گیرد. به همین ترتیب اعمار ایجاد صلح کار مشکل بوده و نابودی آن کار آسان است.

لذا، تحقق آن سالیان متمادی را دربرخواهد گرفت. بنابرین، آنچه گفته آمدیم، پرداختن در رابطه با مفاهیم صلح و ضرورت آن در جامعه بود.

جامعه‌ی امروزی ما بیش از هر زمانی دیگر، به صلح نیازمند است و باید همه‌ی افراد جامعه ــ چه زن و چه مرد ــ در تحقق آن، سهم فعالی داشته باشند. خصوصن زنان جامعه‌ی ما می‌توانند نقش محوری را داشته باشند.

نقش زنان در ایجاد صلح

بدون شک، بخش عظیمی از جامعه‌ی ما را زنان تشکیل می‌دهند. حضور زنان در روند صلح، یک امر حتمی و قطعی است. اما حضور زنان در زمانه‌های گذشته در کاروزارهای اجتماعی و در سازوبرگ‌های سیاسی، به‌لحاظ این که زن بودند، کم‌رنگ بود.

بدین جهت، تلاش‌های فروانی صورت گرفت تا صیانت از کرامت انسانی و ساز و کارهای عملی برای تحقق آرمان‌های والای بشری یعنی رفع تبعیض جنسیتی، صلح و امنیت، احترام به شأن انسانی جایگاه خویش را پیدا کند و بنیاد آزادی، عدالت و صلح در جهان بر پایه‌ی شناخت ارزش ذاتی و حقوق مساوی سیاسی و مدنی تمام اعضاء خانواده‌ی بشری استوار گردد.با آن‌هم، صلح به نحوی جدایی ناپذیر با برابری زنان و مردان پیوند دارد.

اگرچه در زمانه‌های گذشته افراد(مردان) جامعه به این باور نبودند و زنان را در مقام دوم از جامعه‌ی انسانی محسوب می‌کردند.

اما امروزه، برابری زنان و مردان موضوعی مرتبط با حقوق بشر و شرط عدالت اجتماعی و نیز پیش‌شرط ضروری و بنیادین برابری، برای توسعه و صلح یک امر مهم پنداشته می‌شود. عدم حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، به مثابه‌ی عدم حضورِ نیمِ از پیکر جامعه، پنداشته می‌شود. پس زنان باید به طوری جدی در جایگاهی در مذاکرات صلح و دوستی در پیش نویس، تفسیر و اجرای قواعد حقوقی که در طی گذار از جنگ به صلح بوجود می‌آید داشته باشند.

با توجه به آنچه  تذکر یافت، مسئولیت و نـقش همه‌ی اقـشار، از جمله زنان در تٲمینِ ثبات و استقرار صلح در جامعه از اهمیت زیادی برخوردار اسـت. بنابرین، آن‌چه مهم و مسلم است، نقش و حضور زنان به عنوان کتله‌ی بزرگی از جامعه، در مناسبات اجتماعی‌ــ‌سیاسی و بویژه سهم‌گیری و اشتراک در پروسه‌ی صلح در دوحه، ضروری می‌باشد.

اهمیت و ضرورت صلح

بدون شک، پروسه‌ی صلحِ عادلانه و پایدار به‌عنوان آرزوی تمام ملت افغانستان در برنامه‌ی سیاسی تمام جریان‌های سیاسی در داخل افغانستان و کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی از اهمیت اساسی برخوردار است. لذا، هر برنامه‌ایی از هر آدرس سیاسی داخلی و خارجی که برای تقویت گفتمان ملی صلح که منجر به پایان جنگ در افغانستان، برنامه‌ریزی می‌شود، مورد حمایت و شایسته‌ی تقدیر است.

متقابلا هر تلاشی برای تخریب پروسه‌ی صلح در افغانستان از هر آدرسی که باشد، به نفع مردم و ملت افغانستان نخواهد بود. مدت‌هاست که مسٲله‌ی صلح، در میان قدرت‌های بزرگ دنیا و منطقه، بحث‌برانگیز بوده و در عرصه‌ی نظر، بسی بحث‌ها و جدال‌های نظری، میان سران کشورهایی که به نحوی با افغانستان، تعلق خاطر و تعاملات سیاسی، فرهنگی و منفعتی دارند، تبادله شده است.

تلاش‌های زیادی صورت گرفته است تا گام‌های عملی صلح را در امر تحقق‌بخشیدن آن، بردارند، که نخستین گام آن را در مسکو شاهد بودیم.

نشست مسکو، می‌تواند مقدمه‌ی برای عملی‌شدن گام‌های بعدی و رسیدن به یک صلح پایدار باشد. مذاکره‌ی دوحه با طالبان، دومین گامی‌ست که در راستای تحقق صلح، برداشته می‌شود. این نشان می‌دهد که ما، یک قدم به صلح نزدیک شده‌ایم.

اما با در نظرداشت همه‌ی بحث‌های نظری و عملی که در مورد صلح صورت گرفته است، اما و اگرهای فراوانی هنوز هم وجود دارد و امیدوارم در قدم‌های بعدیِ که برداشته می‌شود، ما را بیشتر از پیش، به هدف مشترک ما که هما نا صلح پایدار در سرزمین ما است، نزدیک سازد و مذاکرات ما در دوحه با طالبان، نقطه‌ی وصلِ فصل‌ها و پایان نارضایتی‌ها و خشونت‌ها باشد.

به‌هرصورت، من به عنوان یک زن و به عنوانی کسی که مدت‌زمانی را به‌حیث نماینده‌ی مردم سمنگان در پارلمان کشور بودم، تجربه‌ها و فعالیت سیاسیِ فراوانی کسب کردم و اکنون به‌نمایندگی از کشورم و به‌نمایندگی از همه‌ی زنان سرزمینم در این نشست مهم که قرار است در شهر دوحه با طالبان برگزار شود شرکت می‌کنم، می‌خواهم خاطرنشان کنم که؛زنان در اکثر جوامع به عنوان قربانیان جنگ بوده‌اند.

با آن‌که نقش زنان در طول تاریخ، در معاهدات صلح چشمگیر بوده است. اما این نقش به ویژه در همکاری برای خاتمه‌ی جنگ‌ها و تلاش‌های در رابطه به بازسازی جوامع و زندگی اقتصادی پس از جنگ، نادیده گرفته شده است.

علی‌رغم ناتوانی معاهدات صلح برای جبران رنج‌هایی که زنان در جنگ ها متحمل شده‌اند فرآیندهای صلح ابتدایی‌ترین راه برای تسکین جراحات و نقطه‌ی شروعی برای مسئولیت در قبال آن می‌باشد. از طرفی هم، فعالیت‌های غیر رسمی زنان برای صلح به ندرت در فرایندهای رسمی صلح منعکس می‌شوند، زنان اغلب از فرآیندهای رسمی صلح کنار گذاشته می‌شوند چون تصمیم گیرنده و یا رهبر نیستند. یا گاهی به دلیلی که فرض می‌شود، از مهارت لازم برخوردار نیستند. در فرایندهای صلح ابعاد جنسیتی را در نظر نمی‌گیرند و نگرانی‌های اصلی زنان همیشه به میز مذاکره راه نمی‌یابد.

سازمان‌های محلی صلح ممکن است در برابر مشارکت و دخالت زنان از خود مقاومت نشان دهند. هر یک ازگروه‌ها که به فعالیت‌های صلح‌آمیز می‌پردازند، می‌توانند در خصوص نقش‌های مناسب زنان در جامعه فرضیاتی را مجددا ایجاد کنند. هرگاه از زنان دعوت شود به گروهی ملحق شوند، ممکن است از تصمیم‌گیری‌ها کنار گذاشته شده و به انجام وظایف منزل، تنزل درجه داده شوند.

با این‌حال، حضور مذاکره کنندگان زن در دوحه، تضمین کننده‌ی این نیست که مسایل برابری جنسیتی در دستور کار صلح قرار داده خواهند شد. تمام فعالیت‌ها در فرآیندهای رسمی صلح ــ مرد یا زن ــ برای جلب توجه به وضعیت اسفناک و نگرانی‌های زنان و مردان باید آگاهی و ظرفیت لازم را داشته باشند. انرژی و حضور فعالیت‌هایی که زنان در فعالیت‌های غیر رسمی نشان می‌دهند، باید مهار شود و به مشارکت و نفوذ بیشتر در فرآیندهای رسمی تبدیل گردد. به منظور ایجاد ارتباط بین فعالیت‌های غیر رسمی با فعالیت‌های رسمی صلح، سازو کارهای لازم باید تهیه شوند.

اگر موافقت نامه‌های که در رابطه با صلح صورت می‌گیرد، به اهمیت برابری جنسیتی به صراحت نپردازند، جلب توجه به ابعاد جنسیتی و نگرانی‌های زنان در مرحله‌ی اجرایی ممکن است مشکلاتی را در ارتباط با مقررات حقوق بشری در قوانین اساسی جدید، فرآیندهای انتخاباتی، به‌بار بیاورد.

با آ‌ن‌هم، با تمام نگرانی‌ها و کاستی‌های که قبلن بود و هنوز هم بطور نسبی وجود دارد و همچنان موفقیت‌ها و پیشرفت‌های نسبیِ که در کشور خویش داشتیم، باز هم تلاش ما در کنار سایر هم‌وطنان ما بر این است تا بتوانیم دست‌آوردها و نقش‌های خوبی را در امر عملی‌شدن صلح و تحقق آن در جامعه‌ی جنگ‌زده‌ی خویش داشته باشیم.

ما(زنان) تلاش مان را خواهیم کرد تا به‌بار نشستن آرزوهای دیرینه‌ی مردم و ملت شریف و سرفراز افغانستان عزیز در رابطه با نهادینه‌کردن صلح، گام‌های عملیِ بیشتری را برداریم و به فرایند صلح، از راه مذاکره، به یک نتیجه‌ی مطلوب که در حقیقت خواست همه‌ی ماست، برسیم.

بدون شک، این نشست در مورد صلح، نه اولین و نه آخرین نشست خواهد بود. اما می‌تواند حداقل یک قدم ما را به هدف ما که همانا صلح است، نزدیک سازد. از طرفی هم، فرایند صلح کار یک روزه و چند روزه نیست و بل ضرورت به تلاش‌های بیشتری دارد و زمانِ بیشتری می‌طلبد.

به‌ هر‌حال، امیدوارم که این نشست و مذاکره، نقطه‌ی آغازی باشد برای پایان‌بخشیدن خشونت‌های که تاکنون بر ملت و مردم ستمدیده‌ی افغانستان، روا داشته شده است و آغاز فصل جدیدی باشد در روند گذار از جنگ به صلح و رسیدن به امنیت و آرامشِ ملت سربلند افغانستان. آرزو می‌کنم، مذاکره‌ی دوحه نقطه‌ی آغاز خوشبختی‌ها واقع شود و در آینده‌ی نه‌چندان دور، جامعه‌ی عاری از خشونت و عاری از جنگ داشته باشیم!


در باره نویسنده

معصومه خاوری

معصومه خاوری عضو مجلس نماینده‌گان افغانستان (دور شانزدهم) و دبیر کمیسیون عدلی و قضایی مجلس نماینده‌گان افغانستان است.

خاوری متولد سال ۱۳۶۴هجری شمسی است. وی دارنده سند لسانس در رشته های علوم لابراتوار طبی از دانشگاه انقره و رشته حقوق از دانشگاه پیام نور، است.