فواد، فروشنده نوشابههای انرژیزا از صبح که کارش را شروع میکند، سروصداها و آلودگی بیحد صوتی را تحمل میکند تا اینکه شام، سردرد به خانه برمیگردد؛ از بوق زدنهای بیوقفهی موترها تا جیغوداد بلندگوهای فروشندگان کنار جاده.
در جایی که فواد کار میکند، ابتدا کلینرهای تکسی با فریادهای کرکننده مشتری پیدا میکنند و سپس فروشندگان کنار جاده با جیغودادهای گوشخراش قیمت اجناسشان را فریاد میزنند. این وضعیت تا شام ادامه دارد. اما چه کسی مقصر است و چطور میشود جلوی آنرا گرفت؟
به گفته فواد، این وضعیت بهویژه در ساعات شام شدت میگیرد؛ زمانی که برخی ترکاریفروشان برای جلب مشتری از بلندگو استفاده میکنند و صدای آنها در اطراف بازار پخش میشود. او از شهرداری کابل میخواهد که برای جلوگیری از ایجاد آلودگی صوتی در بازارها، اقدامات کند.
صدای موترها و بوقزدنهای بیوقفه، بلندگوهای دستفروشان در کنار سرکها و فریاد بلند فروشندگان و کلینرهای تکسی برای جلب مشتری و جذب مسافران؛ بخشی از آلودگی صوتی است که باشندگان کابل هر روز با آن روبهرو هستند. برای شماری از فروشندگان و کارگران کنار جاده، بلندکردن صدا راهی برای جلب توجه مردم و تأمین درآمد روزانه است؛ اما این وضعیت آرامش مردم را کرده است.
در همین حال برای شماری از فروشندگان و کارگران کنار جاده، بلندکردن صدا راهی برای پیدا کردن مشتری و درآمد روزانه است. فرید احمد، فروشنده آبمیوه در کابل، میگوید با آنکه صدای بلندگوها ممکن است برای دیگران آزاردهنده باشد، فروشندگان برای جلب توجه مشتریان از آن استفاده میکنند.
او میگوید: «صدای بلندگوها باعث مزاحمت میشود، اما مجبور هستیم از آن استفاده کنیم؛ اگر خاموششان کنیم، کسی متوجه ما نمیشود. این صدا مردم را تشویق میکند که یک گیلاس آب سیب یا زردک بنوشند. خودم به این صدا عادت کردهام و از آن خسته نمیشوم.»

سجاد، یکی از کلینرهای تکسی در کابل، نیز میگوید که برای پیداکردن مسافر و حرکت بهموقع موتر ناگزیر است صدایش را بلند کند. به گفته او، ازدحام موترها و رقابت میان تکسیرانها باعث میشود که کلینرها برای جلب توجه مسافران فریاد بزنند. او میگوید در بدل این کار، روزانه ۲۰ افغانی از راننده تکسی دریافت میکند.
سجاد میگوید: «صدای خود را تا آخرین حد بلند میکنم تا مردم بیایند و سوار موتر شوند و موتر زودتر حرکت کند؛ چون ترافیک اجازه نمیدهد موترهای لینی در هر جایی توقف کنند. مجبور هستم فریاد بزنم تا مسافران صدای ما را در میان سروصدای سایرتکسیرانها و دستفروشان بشنوند. همچنان میخواهم که فردا نیز راننده مرا انتخاب کند تا برایش مردم را صدا بزنم.»
کاظم همایون، کارشناس محیط زیست، میگوید وسایط نقلیه، بلندگوهای دکانها و دیگر فعالیتهای انسانی از منابع آلودگی صوتی در شهرها هستند. به گفته او، قرارگرفتن دوامدار در معرض سروصدای بلند میتواند بر سلامت روان، آرامش و خواب انسان تأثیر بگذارد و در برخی شرایط به شنوایی آسیب برساند.
او میافزاید که برای سنجش میزان آلودگی صوتی، باید شدت صدا، مدت مواجهه با آن و نوع منطقه در نظر گرفته شود؛ زیرا معیارهای مربوط به مناطق مسکونی و صنعتی و همچنان ساعات شب و روز یکسان نیستند. آقای همایون همچنان درباره پیامدهای احتمالی آلودگی صوتی بر سلامت زنان باردار و دیگر گروههای آسیبپذیر هشدار میدهد.

در همین حال شاروالی کابل از اقدامات جدی درین عرصه خبر می دهد. نعمتالله بارکزی، سخنگوی امارت اسلامی برای شهرداری کابل، میگوید کنترل آلودگی صوتی یکی از موضوعاتی است که این نهاد در کنار سایرفعالیتهای خود در شهر دنبال میکند.
به گفته بارکزی، آلودگی صوتی در کابل با فرهنگ شهرنشینی و شیوه فعالیت برخی کسبوکارها ارتباط دارد و شهرداری کابل تاکنون هزاران بلندگو را جمعآوری کرده است. او میافزاید که گزمههای شهرداری همچنان برای جمعآوری بلندگوهایی که سبب ایجاد سروصدای بلند میشوند، در بخشهای مختلف شهر فعالیت دارند.
سخنگوی شهرداری کابل از باشندگان این شهر میخواهد که در کاهش آلودگی صوتی همکاری کنند و از خریداری از فروشندگانی که با ایجاد سروصدای بلند باعث آزار دیگران میشوند، خودداری کنند.




با وجود این اقدامات، در برخی بازارها و جادههای کابل، سروصدای بلند همچنان بخشی از فعالیتهای روزمره است؛ وضعیتی که از یکسو آرامش شماری از شهروندان را مختل میکند و از سوی دیگر، برخی فروشندگان و کارگران آن را وسیلهای برای پیدا کردن مشتری و مسافر میدانند.
شام که میشود، کار فواد پایان مییابد؛ اما صدای بوقها و فریادهایی که بیوقفه تکرار شده است، با او به خانه میرود. او یکی از شهروندانی است که بهای هیاهوی روزانه کابل را با خستگی و سردرد میپردازد؛ در شهری که برای شماری، بلندکردن صدا راهی برای تأمین نان است و برای دیگران، خستگی و سردرد.

