حضور بانوان در نشست صلح بین‌الافغانی در شهر دوحه پایتخت قطر

متن قطعنامه مشترک کنفرانس بین‌الافغانی صلح در دوحه که دارای تقریباً ۶۹۰ کلمه ۸ ماده و دو صفحه بوده که پر از مشکلات ادبی،‌ تخنیکی،‌ حقوقی و سیاسی میباشد، اما دارای یک مورد کاملا جدید و امیدبخش نیز است.

ازلحاظ محتوای تخنیکی این متن تنها یک قطعنامه نه، بلکه حاوی مجموعه‌ی از معاهدات، اعلامیه و قطعنامه می‌باشد. باوجوداینکه کنفرانس میان دو گروه صورت گرفته است، اما گروه‌های دخیل در متن نیز باید ذکر می‌بودند و برای مشروعیت و پاسخ‌گویی اشتراک کنندگان یا به نمایندگی از اشتراک کنندگان نماینده‌های هردو جناح و ناظرین کنفرانس این متن را امضا می‌کردند و حداقل باید این متن دارای تاریخ دقیق نشر و تاریخ آغاز تطبیق آن می‌بود. موارد تکراری، تعهدات مبهم و بعضاً بسیار وسیع و غیر قابل‌اندازه‌گیری از موارد دیگر خلأ های این متن است.

از دید حقوقی واژه‌های متفاوت در این قطعنامه استفاده‌شده است. استفاده از انواع افعال، فاعل،‌ ضمایر، حالات و زمان‌ها در متن به‌صورت غیرمتناسب نشان‌دهنده غلبه و نفوذ یک جانب بر جانب دیگر است. در متن این قطعنامه در موارد که طالبان منافع خود را تعریف می‌کنند از قیدها و حتی افعال امریه استفاده کرده‌اند. و در موارد که طالبان در تطبیق آن موردشک قرار دارند از ضمایر شخصی شخص ثالث و غایب، استفاده کرده‌اند. در بعضی از موارد در این متن از حالت مجهول (Passive) نیز استفاده‌شده است که می‌تواند ارزش توافقنامه را کمتر و تطبیق آن را دشوارتر سازد. در ماده دوم قطعنامه چنین آمده است:

حاکمیت نظام اسلامی، تأمین عدالت اجتماعی و سیاسی، تأمین حقوق اساسی شهروندی، وحدت ملی، استقلال و حفظ تمامیت ارضی، ارزش‌های اند که تمام افغان‌ها با آن متعهد می‌باشند.

اگر در پایان جمله بجای “می‌باشد” از کلمه “می‌باشیم” استفاده می‌شد وضاحت بیشتر و مسئولیت بیشتر حقوقی را با خود می‌داشت،‌ اما حالا این جمله در مورد تعهد شخص یا اشخاص ثالث و غایب بحث می‌کند.

در جملات که طالبان آنرا از شرایط خود می‌دانند از فعل‌های امریه چون “بنگرند” و امثال‌هم استفاده کرده‌اند. به‌طور مثال در ماده سوم قطعنامه چنین نوشته‌شده است:

درراه حفظ ارزش‌ها اسلامی و ملی و استقلال قربانی داده، از جامعه جهانی و کشورهای منطقه و طرف‌های داخلی می‌خواهیم که به ارزش‌های والای مذکور به دید احترام بنگرند.

اگر به متن از زاویه سیاسی نگاه شود به موارد جالب برمی‌خوریم که می‌تواند این موارد مجموعه‌ی از محتوای تخنیکی، حقوقی و ادبی بوده و انعکاس‌دهنده پیام‌های درشت سیاسی باشد. این متن از آدرس “شرکت‌کنندگان کنفرانس بین‌الافغانی” نوشته‌شده و نشان‌دهنده تعریف نشست بین‌الافغانی است یا به‌عبارت‌دیگر این نشست میان جانبین به معنی نشست بین‌الافغانی که حکومت افغانستان خواهان آن بود توسط نمایندگان حکومت، احزاب سیاسی و فعالین مدنی، پذیرفته‌شده است.

یک نکته حساس دیگر که در متن دیده نمی‌شود که عبارت از ذکر امارت اسلامی افغانستان است. برای ذکر نه‌نمودن این مورد آمریکا روزها با طالبان مذاکره کرده است.

چنانکه قبلاً ذکر شد برخلاف واژه‌های فعال تصمیمی در بعضی موارد که موضوعات برخلاف میل طالبان است از حالت مجهول (Passive) استفاده‌شده است و در موارد چون بند اول ماده پنجم موضوع بدون قید و شرط ذکر گردیده و این بند چنین تحریر شده است:

رهایی بی‌قیدوشرط زندانیان کهن‌سال، معیوب و بیمار.

اما در ماده ششم این قطعنامه موارد که مغایر میل طالبان است چون حقوق زنان، آنجا یک قید بزرگ تمام تعهد آن‌ها را محدود ساخته و چنین نوشته‌شده است:

اطمینان از تأمین حقوق زنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تعلیمی و فرهنگی در چارچوب ارزش‌های اسلامی.

یعنی در این بند موضوع ارزش‌های اسلامی حقوق زنان را در خود منحصر می‌سازد. قابل تذکر است که حتی در زمان رژیم طالبان تأمین حقوق زنان در چارچوب ارزش‌های اسلامی شعار امارات اسلامی افغانستان بود.

تاریخ جلسه در این متن به تقویم هجری خورشیدی و میلادی است،‌ طالبان رسماً از تقویم هجری قمری استفاده می‌کنند، نبود تقویم رسمی طالبان نشان‌دهنده تفاهم و حتی تحمل بیشتر طالبان است.

باوجود اینکه واژه دانشگاه معادل فارسیِ پوهنتون است، اما در کنار پوهنتون ذکر این واژه مثل تقویم از موارد است که طالبان به آن اعتراض نه نموده‌اند.

فراتر از همه، باوجوداینکه اکثریت اشتراک کنندگان نشست پشتون‌ها بودند،‌ اما نشر این قطعنامه به زبان دری/پارسی قبل از متن پشتو پیام عمیق در بطن خود دارد.

باوجوداینکه متن توافقنامه ازلحاظ محتویات، املا و انشا ضعیف است، اما واژه‌های درشت حقوقی و سیاسی چون “توافق داریم” نشان‌دهنده الزامی بودن یا نهایی بودن توافقنامه است. اگر توافقنامه شکل مشوره و پیشنهادی را می‌داشت بجای واژه تصمیمی “توافق داریم” واژه‌های پیشنهادی چون “تقاضا می‌گردد”، “پیشنهاد می‌شود”، “خواهانیم” و دیگر واژه‌ها بکار می‌رفت،‌ اما از متن این توافقنامه معلوم می‌شود که جناح‌های دخیل در مذاکرات از موقف تصمیم‌گیری توافق کرده‌اند.

واژه‌های رنگین حکومتی که تهی از مفهوم و عمل است کماکان شامل این قطعنامه گردیده است. به‌طور مثال واژه “صلح باعزت”، “حفظ ارزش‌ها”، “احترام به..” در این توافقنامه مکرراً ذکر گردیده است، اما اگر در عمل به‌اندازه گیری تطبیق این واژه‌ها بپردازیم هیچ نوع وسیله برای اندازه‌گیری تطبیق آن وجود ندارد. به‌طور مثال واژه صلح باعزت نه ازلحاظ ادبیات و نه از دید سیاست قابل اندازه و ارزیابی است، واژه‌های حفظ و احترام هم کاملاً وسیع و غیرقابل اندازه هستند. از این‌رو حتی در زمان تضمین فراهم نمودن صلح باعزت کدام مکانیزم برای تضمین و اندازه گیری آن و برخلاف آن برای صلح بی‌عزت چنین موارد وجود ندارد.

یگانه نکته جدید، مهم و امیدبخش این قطعنامه عبارت از “تلاش” برای کاهش تلفات ملکی و هدف قرارنه‌دادن تأسیسات ملکی است. موارد دیگر چون تضمین کشورهای بیگانه برای عدم‌مداخله در امور داخلی افغانستان،‌ تعریف جدید روابط افغانستان با جهان فقط موضوعات آرمانی و کاملاً وسیع هستند.

یا به‌عبارت‌دیگر هیچ کشور دنیا در قدم نخست نخواهد پذیرفت که در افغانستان مداخله کرده است و حتی اگر بپذیرند چنین تضمینی برای عدم‌مداخله وجود نخواهد داشت.

در ضمن باید فراموش نشود که تعریف روابط بین‌الدول معیاری است و نمی‌شود که افغانستان در چنین وضعیت روابط خود را با جهان دوباره تعریف کند. با تمام مشکلات که این توافقنامه دارد هنوز هم یک دریچه‌ی است بسوی پایان جنگ‌ها و خونریزی‌ها بوده می تواند.

معلومات در مورد نویسنده

نویسنده: داکتر محمد شفیق همدم

محمد شفیق همدم (زادهٔ ۱۹۸۱) روزنامه‌نگار، فعالی سیاسی و فعال حقوق بشر اهل افغانستان است. او در سال ۲۰۱۳ نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده بود.

همدم در سمت های مشاوریت ارشد ناتو در امور دیپلوماسی، مشاور پنتاگون یا وزارت دفاع آمریکا و معاون مشاور ارشد رئیس جمهور افغانستان کار کرده است.