انجمن بین‌المللی هنر (IAA) پانزدهم اپریل را به‌مناسبت تاریخ تولد لئوناردو داونچی «روز جهانی هنر» نام گذاری‌ کرده‌ و هدف از آنرا «ارتقاء آگاهی از فعالیت‌های خلاقانه در سراسر جهان» عنوان کرده است.

فعالیت‌های خلاقانه غالبا [یا در ابتدای کار] هدف خاصی را دنبال نمی‌کند و کاملا جنبه‌ی لذت‌جویی و سرگرمی دارد اما اگر شخص خاصی، فعالیت خلاقانه‌ی خاصی را برای مدت طولانی پی‌گیری کند، اهداف روشنی برای فعالیت هنری خود ترسیم می‌کند که در عین هدف‌مند بودن، به منبع پایان‌ناپذیر کسب لذت در زندگی شخص تبدیل می‌شود.

روان‌شناسان و پژوهشگرانی که تاثیر هنر بر زندگی را رصد کرده‌اند می‌گویند که برای داشتن زندگی لذت‌بخش، ارتباط داشتن با هنر و مرتبط بودن با فعالیت‌های هنری خلاقانه مناسب‌ترین راه‌ است و مسیر «رضایت از خود» را هموار می‌سازد؛ به این معنی که فعالیت هنری و رفتن سراغ هنر منجر به تجربه‌ای می‌شود که ذایقه‌ی زیباشناسی را در شخص پرورش می‌دهد.

اما فعالیت خلاقانه چیست و مختصات آن کدام‌اند؟

میهای چیک‌سِنت‌میهای (Mihaly Robert Csikszentmihalyi) روان‌شناس مجارستانی‌تبار آمریکایی که بخاطر فعالیت‌هایش در زمینه‌ی روان‌شناسی مثبت و طرح نظریه «تجربه‌ی اوج» به شهرت جهانی رسیده است در کتاب خود تحت عنوان «خلاقیت: روان‌شناسی کشف و اختراع» مختصاتی برای فعالیت‌های هنری خلاقانه طرح کرده است.

این روان‌شناس نظریه‌ای موسوم به «تجربه‌ی اوج» را طرح کرده که نشان می‌دهد لحظه‌های ناب خلاقیت حرفه‌ای، علمی، هنری و ورزشی وجود دارد. «اوج» در این نظریه به مرحله‌ای از فعالیت هنری اطلاق می‌شود که شخص در آن، «چنان غرق کار می‌شود که هیچ چیز دیگر برایش اهمیتی ندارد و این تجربه آنچنان لذت‌بخش است که فقط به خاطر خودش انجام می‌شود.»

به فعالیت‌هایی از این دست که امکان «غرق‌شدن» یا «یکی‌شدن» را فراهم می‌سازد و سرانجام آن با «نوآوری» همراه می‌شود فعالیت خلاقانه می‌گویند و میهای چیک‌سِنت‌میهای در کتاب خود ۹ مختصه برای آن ترسیم کرده است که «عدم نگرانی از شکست»، «تمرکز بر زمان حال» و «ادغام آگاهی و اقدام» را شامل می‌شود.

«مراحل دارای اهداف روشن»، «برخورد چالش‌ها و مهارت‌ها» «تمرکز خالص/ سلب توجه از خود و محیط»، «عدم آگاهی از زمان» و «ادغام اهداف کار در لذت از کار» از دیگر مختصات فعالیت‌های خلاقانه است.