نویسنده: عبدالعلی محمدی، مشاور پیشین رییس جمهور
محتویات و نظریات درین نوشته تنها مربوط به نویسنده بوده و انعکاس دهنده دیدگاه خبرگزاری خامه پرس نمی باشد. ما در بخش مطالب و نظریات نوشته می پذیریم که شما نیز میتونانید مقالات و نوشته های تانرا به این ایمیل بفرستید info@khaama.com
با نزديک شدن انتخابات (احتمالی) رياست جمهوری، يکی از مهمترين پرسشها اين است که آقای اشرفغنی به عنوان رئيس جمهور، تا چه اندازه به وعدههايی که در انتخابات قبلی به مردم داده بود، عمل نموده و به تعهدات خود ملتزم بوده است؟ در اين نوشته کوتاه، مهمترين تعهدات نامبرده نظر به منشور تحول و تداوم، مورد اشاره و ارزيابی قرار میگيرد.
منشور انتخاباتی آقای اشرفغنی در انتخابات سال ۱۳۹۳ در نه بخش به اين قرار ترتيب و منتشر شده بود: بخش اول: صلح و امنيت. بخش دوم: دولتسازی و حکومتداری خوب. بخش سوم: زنان، جوانان و افراد بیبضاعت. بخش چهارم: عدالت و مشارکت. بخش پنجم: صحت. بخش ششم: اقتصاد. بخش هفتم: اولويتهای خاص. بخش هشتم: سياست خارجی و بخش نهم: ثبات سياسی.
الف. صلح و امنيت
نکته اساسی و اصلی در اين بخش, مکانيزم عملی صلح به قرار آتی پيشبنيی شده بود:
- اجماع سياسی همه نيروهای ذيدخل و قدرتمند بر مبنای اصل عدالت و انصاف.
- قرارداد صلح که هم زمينه های رسيدن به صلح و هم شرايط توافق بر آن را به گونه شفاف بيان کند.
- ايجاد شورای باصلاحيت صلح متشکل از علما, خانمها, نهادهای مدنی و همه نيروهای ذيدخل.
- بدست آوردن نظريات و ديدگاههای مخالفان مسلح و حاميان خارجی شان بخاطر جنگ.
در يک ارزيابی کوتاه میتوان گفت اشرفغنی در تعريف و کاربست آنچه او از آن به ميکانيزم عملی صلح ياد کرده ناموفق بوده و طی پنج سال نتوانست هيچکدام از موارد يادشده را عملياتی کند. افزون بر آن, امنيت هم در منشور تحول و تداوم و هم به لحاظ منطقی, متغير وابسته صلح است و تا زمانی که در برقراری صلح, موفقيتی حاصل نيايد, برقراری امنيت هم ناممکن خواهد بود؛ وضع امنيتی کشور در حال حاضر, گواه روشن اين سخن است.
ب. دولتسازی و حکومتداری خوب
در اين بخش روی چهار موضوع تاکيد شده که عبارتند از نهادمندی, خدمات رسانی, حاکميت قانون و مديريت مالی. مطابق مفاد منشور, رياست جمهوری بايستی به مثابه يک نهاد متشکل از سه رکن؛ رئيس جمهور و دو معاون, عمل کند و اختيارات منظور شده برای رئيس جهور بايد از طريق اين نهاد به اجرا گذاشته شود. به علاوه, ادارات موازی بايد برداشده شده و اصلاحات کادری نيز در ادارات صورت گيرد. برای خدمات رسانی روی حکومتداری الکترونيکی تاکيد شده و در رابطه با حاکميت قانون, روی استقلال قوای سهگانه به خصوص قوه قضائيه و تفکيک وظايف و اختيارات نهادهای عدلی و قضايی تمرکز صورت گرفته بود. به همين ترتيب, در مديريت مالی بر منابع و تخصيص بودجه به ولايات, توجه زياد صورت گرفته است؛ ماليات, گمرک و شناسايی منابع نو عايداتی از مهمترين محورهای رشد اقتصادی دانسته شده و برای تقويت حکومتداری به تخصيص بخشی از بودجه به ولايات و ولسوالیها سخن گفته شده است.
در يک ارزيابی اجمالی از اين بخش میتوان به تغييرات اندکی با هدف اصلاحات و بهبود امور در سطوح ابتدايی همانند تغييرات کادری و افزايش منابع عايداتی اشاره کرد اما در سطح بنيادی برای دولتسازی و حکومتداری خوب, کار چشمگيری صورت نگرفته و نه تنها رياست جمهوری به يک نهاد مبدل نشد که تمرکز قدرت در دست شخص رئيس جمهور بيشتر و معاونان از دايره تصميم گيری بيرون رانده شدند. همچنين, با اقداماتی از سوی رئيس جمهور نه تنها ادارات موازی حذف نشد بلکه بيشتر شد. احترام به حريم و استقلال قوای ديگر نياز به گفتن ندارد.
ج. زنان، جوانان و افراد بیبضاعت
در اين بخش, مهمترين نکات قابل توجه عبارتند از تعريف بودجه جنسيتی و ايجاد يک پوهنتون اختصاصی برای زنان, و ايجاد تبعيض مثبت برای معلولان و معيوبان اما در رابطه با جوانان فقط به کلیگويی در باب نقش و نياز آنان اکتفا شده است که با توجه به وضوح قضيه, نيازی به ارزيابی و اظهارنظر نيست؛ کجاست آن بودجه جنسيتی و آن پوهنتون اختصاصی زنان؟
د. عدالت و مشارکت
در اين بخش جز اينکه حقوق شهروندی مردم مورد تاکيد قرار گرفته کدام تعهد مشخصی برای تامين عدالت و مشارکت ديده نمیشود. اما در عين حال, دو نکته قابل توجه است؛ يکی حق مردم بر بازخواست از دولت و ديگری, جلوگيری از نفرت و خشونت اجتماعی و در واقع, تقويت روحيه همگرايی ميان مردم افغانستان که هر دو مورد, نياز به توضيح ندارد و کارنامه اشرفغنی در اين دو, برای همه آشکار است.
هـ. صحت
در اين بخش به دو موضوع آموزش, و خدمات و امکانات صحی پرداخته شده و مهمترين تعهد (فکاهیگونه) اين است که امکانات آموزش از راه دور برای محصلان با مراکز تحصيلی هندوستان و کشورهای خليج, فراهم و نيز با هدف فراگيری بيشتر و بهتر, دانشگاههای طبی افغانستان با دانشگاههای اروپا و آمريکا از طريق انترنت, متصل میشوند. به همين ترتيب, تعهد شده تا خدمات صحی ابتدايی در قريهها افزايش يابد.
و. اقتصاد
در صفحه 133 منشور تحول و تداوم اينگونه تذکر داده شده است: «اين بخش بدليل اهميت و ضخامت آن بطور عليحده طبع خواهد شد.» اما تا کنون که عمر حکومت غنی به آخر رسيده اثر و خبری از اين بخش نيست.
ز. اولويتهای خاص
در اين بخش, يازده موضوع به عنوان اولويتهای خاص بيان شده است که عبارتند از: معارف و تحصيلات عالی, مشارکت سياسی و انتخابات, حل دايمی منازعات کوچی و دهنشين, مبارزه با فساد اداری, افراطگرايی, محيط زيست, هنر, ورزش, اعتياد و مواد مخدر, مهاجرين و بيجاشدگان.
آنچه در اين موارد بيان شده آميزهيی از آرمانها, گزارشها, تحليلها و توصيههايی است که میتوانند برای تعريف يک برنامه, مفيد و موثر باشند و آنچه در اين ميان چندان به چشم نمیخورد, برنامه است. به همين ملاحظه, در بخش معارف و تحصيلات عالی تنها دو نکته جلب توجه میکند؛ رشتهبندی آموزش يا گنجاندن آموزش حرفهيی در دوره مکتب و انجام اصلاحات در کانکور تا «بهترين استعدادهای کشور ما بتوانند به نظام تحصيلات عالی راه يابند.» به همين ترتيب, مهمترين اقدام برای اصلاح در نظام انتخاباتی, ايجاد حوزههای تککرسی درنظر گرفته شده است. همچنين در امر مبارزه با فساد اداری بر متمرکز کردن قراردادهای دولتی(تدارکات) اقدامات لازم برای جلوگيری از قاچاق و اصلاحات در محاکم و سارنوالی, تاکيد و به اين منظور تعهده شده بود نسخه نهايی تمام صورت دعاوی و فيصلههای محاکم جهت اطلاع عموم, منتشر میشود تا اگر اشکالات قانونی داشته باشند, مقام صادرکننده مورد تعقيب عدلی و قضايی قرار گيرد. در رابطه با جلوگيری يا برخورد با گرايشهای منفی قومی نيز بر يافتن محورهای مشترک ملی, حقوق شهروندی و شبکههايی تاکيد شده است که برای همه تجربه يکسان ايجاد میکنند.
در ارزيابی کلی از اين محورها, تنها موفقيت بدست آمده برای حکومت, متمرکز کردن تدارکات است و در باقی موارد, نه تنها دستاورد يا تحقق اندکی از تعهدات را شاهد نيستيم بلکه خلاف آن, همانند سهميه بندی کانکور را شاهد هستيم.
ح. سياست خارجی
در اين بخش, پنج حلقه ارتباطی به اين قرار تعريف شده بود: کشورهای همسايه, کشورهای اسلامی, اروپا, آمريکا, کانادا و جاپان, کشورهای آسيايی, و نهادهای بزرگ بين المللی که بر اساس آنچه در اين راستا و تنها در رابطه با کشورهای همسايه تعهد شده بود, نه بند برق روی دريای پنج و آمو ساخته شد؛ نه پنبه ازبيکستان به پاکستان انتقال يافت, نه موفقيتی در کشيدن پايپلاين نفت و گاز ترکمنستان بدست آمد, نه راه صادرات ما به خليج فارس از طريق ايران باز شد؛ نه ديورند به عنوان سرحد باز, تعريف شد و نه کمترين تغييری در مناسبات ما با پاکستان روی داد؛ حال و وضع روابط ما در ختم دوره حکومت غنی با قويترين حامی ما؛ يعنی ايالات متحده روشنتر از آفتاب است! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
ط. ثبات سياسی
در اين رابطه ضمن برشمردن برخی عوامل بیثباتی سياسی در گذشته به راههايی برای ايجاد ثبات اشاره شده و در اين ميان, مهمترين عامل ثبات سياسی, اجماع سياسی تمام نيروها خوانده شده و برای رسيدن به آن, تفوقطلبی, تبعيض, منفیبافی و سياست حذف مردود دانسته شده است.
اينک و در آخرين روزهای حکومت اشرفغنی, به وضوح میبينيم که با سياست حذف و تبعيض تا چه اندازه مبارزه شده و زمينه برای اجماع سياسی تا چه اندازه فراهم است! اصلا غنی و اين حکومت غير از تبعيض و حذف, سياستی داشته است؟
در باره نویسنده:
دکتور عبدالعلي محمدي، مشاور پیشین رییس جمهور محمد اشرف غنی و استاد دانشگاه است. وی دارای چندین اثر علمی منتشر شده بشمول چهار عنوان کتاب (درآمدی بر ساختار اداری حکومت اسلامی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، حقوق اداری افغانستان و افغانستان و دولت مدرن) میباشد.
محمدی در سومين انتخابات رياست جمهوری، علاوه بر حضور فعال در کميته مطبوعاتی، عضو کميته سياسی و مسئول کميته تدوين برنامه ستاد انتخاباتی تيم تحول و تداوم بود و در روند مذاکرات هر دو تيم انتخاباتی در مورد تشکيل حکومت وحدت ملی و تدوين موافقتنامه مربوط, نقش موثر و مستقيم داشت.
وی پس از شکلگيری حکومت وحدت ملی به حيث مشاور خاص رئيس جمهور در امور, تعيين شد و حدود يک و نيم سال در اين موقف انجام وظيفه نمود.



مه خو می نویسم
چرا باید رئیس جمهور اشرف غنی را دوست نداشته باشیم؟
1. چهار سال قبل در افغانستان بیشتر از ۱۱ حکومت وجود داشت مثال: عطا در بلخ، رازق در قندهار، رحیم الله در ارزگان، قیصاری در فاریاب، دوستم در جوزجان، ظاهر قدیر و ملاتر خیل… که حالا دیگر وجود ندارد.
2. چهار سال قبل تمام وابسته های سیاسی و اقتصادی ما به پاکستان بود که حامد کرزی هر ما برای گدایی صلح به پاکستان میرفت و با چند وعده دروغ پاکستانی ها برمی گشت. اما حالا غنی پاکستان را در جهان رسوا کرد کمک های آمریکا را بالایش قطع کرد و در لیست خاکستری حمایت از تروریستان قرار داد.
3. غنی با وجود خارج شدن ۱۵۰۰۰۰ هزار سرباز خارجی که با تمام امکانات در کنار نیرو های افغان میجنگیدند باز هم افغانستان را از کابوس ۲۰۱۴ نجات داد و تا امروز افغانستان رو به پیشرفت و ترقی است.
4. غنی افغانستان را از وابستگی اقتصادی پاکستان نجات داد به یاد دارید که تمام محصولات افغانستان بنام پاکستان به جهان صادر میشد. به یاد دارید که در فصل میوه تازه پاکستان مرز هایش را بسته میکرد تا میوه جات افغانستان فاسد شود؟ به یاد دارید که پاکستان در ایام سرما مرز هایش را بسته میکرد تا موارد خوراکه گرانتر شود؟ اما حالا کوچک ترین تجار هم میتواند به تمام کشور های منطقه واردات و صادرات داشته باشد.
5. راستی به یاد دارید که گلبدین از دوره داود خان تا حالا در کوه ها بود و میجنگید اما غنی حالا او را از کوه پائین کرده و در گوشهی از شهر کابل زندگی میکند.
6. راستی به یاد دارید که سهمیه قدرت هزاره ها از خلیلی و محقق بود سهمیه تاجک به عطانور، ربانی و عبدالله می رسید و سهمیه ازبک ها به دوستم ؛ اما دیگر اینگونه نیست رهبران جهاد دیگر برای ما سرنوشت تعیین نمی توانند بلکه قدرت به مردم عادی برگشته است.
7. آیا به یاد دارید که امیدی برای صلح وجود نداشت، آیا سه روز آتش بس تاریخی را به یاد دارید انشاالله غنی صلح را می آورد.
8. آیا به یاد دارید که تمام آب هایمان به کشور های همسایه می ریخت؟
9. اما درین چهار سال آب ها مدیریت شد و اکنون از آب هایمان دهاقین خود مان استفاده میکنند نه کشور های دیگر!
لطفا همه چیز را از چشم تعصب نبینید.
کمی واقعیت بین باشیم، خدمات بنیادی و اساسی رئیس جمهور غنی را به دیده قدر نگریسته و ۵ سال دیگر فرصت بدهیم تا اینکه یک افغانستان خودکفا و قدرتمند را داشته باش
Ķháņّبآّبا
آقای محمد در قسمتی از مقاله خود چنین نوشته
(در ارزیابی کلی از این محورها, تنها موفقیت بدست آمده برای حکومت, متمرکز کردن تدارکات است و در باقی موارد, نه تنها دستاورد یا تحقق اندکی از تعهدات را شاهد نیستیم بلکه خلاف آن, همانند سهمیه بندی کانکور را شاهد هستیم)
آقای محمدی هدف ریس جمهور در مورد متمرکز نمودن تدارکات، شفافیت نیست، بلکه کسب قدرت تدارکاتی است تا بتواند از این طریقه منابع دریافت پولی را از خود کند، تا بتواند بیشترین پول به دست بیاورد