بعضیها به اشتباه سیلاب و زلزله را فاجعه میخوانند، در صورتیکه به خودی خود هیچکدام بلا و مصیبت و فاجعه نیست بلکه روند و ذات طبیعت، لازمهی زمین و جریان آب است و چیزیکه این رخدادها را به خطر و فاجعه تبدیل میکند، ناآگاهی و رفتار ناشایست ما با منابع خدادادی است و همچنین تغییرات کاربری نادرست استکه ما ساکنین زمین به آن تحمیل میکنیم . به دلایل ساخت و ساز غیراصولی و جمعیت بیش از حد ساکن روی منطقه و استفادهی بیش از حد منابع زمینی و آبی دچار بحران و فاجعه میشویم. بنابراین سیلاب و زلزله فاجعه نیستند اگر درست مدیریت شوند.
رخداد سیل هر سال در افغانستان اتفاق میافتد که به دلیل نبود امکانات حین و بعد از رخداد، همچنین نبود اطلاعات پایه قبل از وقوع، امکان مشخص نبودن دقیق پهنههای زیر آب رفته که امدادرسانی را با مشکل مواجه میسازد. قبل از پرداختن به راهکارهای مدیریت سیلاب، اشارهای به علت وقوع آن در افغانستان میکنیم.
از دلایل وقوع سیلاب میتوان به تغییر رژیم بارشی به دلیل تغییر اقلیم در جهان و افغانستان اشاره کرد. دلیل اول ساخت و سازهای انسان ساز در مسیر رودخانه و آبراههها میباشد. هرگاه مسیر اصلی جریان آب به هر دلیلی مسدود شود و موانعی بر سر راه آب قرار گیرد، این جریان سیال مجبور به تغییر مسیر جهت خود و پراکنده شدن در آبراهههای فرعی و یا خارج از آبراهههاییکه توان این حجمهی وسیع آب به طور ناگهانی را ندارد، ورود پیدا می کند و در خارج از مسیر خود شروع به پخش شدن ناگهانی و با سرعت زیاد در پهنههای مجاور رود اصلی میشود.
دلیل دوم افزایش سطوح نفوذ ناپذیر میباشد. سطوح نفوذناپذیر به سطوحی گویند که همانند عایق، مانع از نفوذ آب به اعماق زمین و خاک میشود. از این سطوح میتوان به سرکسازیهای غیر استاندارد و نبود زهکشهای کافی و مناسب در مکان مناسب همچنین ساخت و سازهای بیش از حد و غیر اصولی در مسیر رودخانه و پهنهی سیلابی رودخانه اشاره کرد.
همچنین یکی از دلایل مهمیکه باعث افزایش نفوذناپذیری سطح خاک میشود افت سطح آبهای زیرزمینی به دلیل برداشت بیش از حد از چاههای آب میباشد که باعث فرونشست زمین شده و در مواقع بارندگی و سیلابی، آب باران و سیلاب نمیتواند در زمینیکه دچار فرونشست شده و فضایی برای تجمع آب ندارد، نفوذ پیدا کند و مجبور به حرکت روی سطح زمین به صورت رواناب یا سیلاب میشود.
دلیل سوم تغییر کاربری زمین استکه زمینهای کشاورزی به منطقهی شهری و یا تغییر کاربری زمین به دلایل مختلف میباشد.
کاربرد سنجش از دور
بیشتر سیلابها ناشی از بارندگی شدید که بیشتر از توان نفوذ خاک است، میباشد. در هنگام سیلاب ابرهای جوششی شکل گرفتهاند که این ابرها باعث میشود تصاویر اپتیک کارایی لازم برای پردازش را نداشته باشند. اینجاستکه تصاویر راداری که حساسیت به شرایط آب و هوایی و اتمسفری و شب و روز را ندارد، کاربرد مناسبی برای مناطق سیلابی خواهد داشت. در چنین شرایطی بازدیدهای میدانی به دلیل بارندگی شدید و ناگهانی و سیلابی بودن منطقه امکان پذیر نمیباشد کما اینکه سیلاب در پهنه و وسعت وسیعی رخ میدهد که رسیدگیهای سیلابی و منطقهی آسیب یده را مشکل میسازد.
سنجش از دور کارایی بالایی در شناسایی مناطق سیلابی دارد. از طریق تصاویر ماهوارهای قبل از وقوع سیلاب میتوان پهنههای سیلابی را شناسایی و مشخص کرد و به مدیریت صحیح این مناطق قبل از وقوع سیلاب و یا حتا بعد از وقوع سیلاب، پهنههای زیرآب را مشخص کرد و این چنین مدیریت بهتری قبل و بعد از وقوع رخداد داشته باشیم. همچنین از طریق تصاویر ماهوارهای و سنجش از دور برآورد میزان خسارت و امداد و نجات و مدلسازی امکان پذیر میباشد.
باتوجه به مطالب ذکر شده در بالا میتوان چنین نتیجه گرفتکه جهت مدیریت صحیح سیلاب سه مرحله وجود دارد:
در مرحله اول بررسی و شناسایی پهنهی سیلابی در مسیر رودخانهها، ژیومورفولوژی منطقه و ساخت و سازهای انسان ساز معیاری و غیرمعیاری منطقه میباشد. همچنین وجود آرشیو و بایگانی تعداد رخدادهای منطقهایکه مدام دچار سیلاب میشود و جمعیت سکونتگاههای رسمی و غیررسمی و نوع بافت شهر و منطقه و بافت فرسوده لازم است. در مرحلهی دوم شناسایی سریع پهنهی سیلابزده از طریق تصاویر ماهوارهای و سنجش از دور توسط متخصصین این حوزه میباشد.
در نهایت بر اساس تصاویر ماهوارهای به دست آمده، عملیات امداد و نجات انجام شود. استفاده از امدادگرانیکه آموزش لازم و کافی را در این زمینه دیده باشند، البته خوب است تاکید ویژه بر آموزش مردم محل قبل از وقوع صورت بگیرد.


