امرالله صالح، معاون پیشین ریاست جمهوری در واکنش به گفتوگوی تازهی محمداشرف غنی، میگوید که یک روز پیش از سقوط، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی و فضلمحمود فضلی، رییس اداره امور دولت پیشین به دفترش آمده بودند و اطلاعاتی را با او درميان گذاشت که نشان میداد، رییس جمهور میخواهد کشور را ترک کند.
به تازهگی محمداشرف غنی، رییس جمهوری پیشین کشور در گفتوگوی با بیبیسی گفتهاست که خروج او از افغانستان یک تصمیم ناگهانی بود و حمدالله محب به او دو دقیقه وقت ندادهاست.
اکنون، معاون نخست او در یادداشتی نگاشتهاست: “روز شنبه تاریخ ۱۴ اگست سال ۲۰۲۱ آقای حمدالله محب و داکتر فضلی ساعت ده بجه در کاخ صدارت به دیدنم آمدند. این وقتی بود که من از عدم اعلان مقاومت ملی خشمگین و ناراض بودم چون روز پنجشنبه قرار شده بود که مقاومت ملی اعلان گردد. آنها دلایل خود را داشتند. از من در ارتباط به برنامههایم پرسیدند. مشورت شان این بود که باید با خونسردی و به درازمدت فکر شود. باید کاری شود که طالب را از داشتن مشروعیت محروم سازیم چون چیزی بنام پروسه صلح دیگر وجود ندارد. اینکه پروسه صلح فروپاشیده بود یک واقعیت است. در این نقطه من با آنها هم نظر بودم. من کمی تفصیل خواستم. از لابلای مکالمه و صحبت دریافتم که میخواهند رییس جمهور به خارج برود.”
آقای صالح گفتهاست که او با برنامههای آنان مخالفت کردند و به آنان گفت که نمیخواهد کشور را ترک کند.
معاون نخست دولت پیشین تصریح کردهاست: “من گفتم که من به هیچ صورت کشورم را ترک نمیکنم. تا هر مقداری که بتوانم مقاومت میکنم. اگر در هیچ جای نتوانم کاری کنم بام خانه ام را در تایمنی سنگر می سازم. آقای فضلی با کسی در تیلفون در تماس شد و از دفترم بر آمد و دقایقی بعد آمد و گفت بسیار خوب پس در تماس می باشیم و مشورت خواهیم کرد. آقای محب گفت پاکستانی ها تصمیم گرفته اند که چند نفر را با شنیع ترین روش بکشند و حتا قبل از کشتن نیم کش کرده در شهر بگردانند و یکی از آن نفر ها خودت استی. من گفتم تصور کرده میتوانم و شاید حق شان باشد. از دشمن کدام توقع دیگر نباید داشته باشیم. شب شنبه تا صبحگاه یکشنبه تاریخ ۱۵ اگست ۲۰۲۱ من بیدار بودم تا از وضعیت باخبر باشم و بغاوت زندانیان طالب در پلچرخی را مهار نمایم. در آن شب تنها کسی که تا آخر به تیلفون هایم پاسخ داد قوماندان امنیه کابل جنرال طوطاخیل بود. من کس دیگر از مقامات امنیتی و دفاعی را پیدا کرده نتوانستم. آخرین پیامم به اقای محب ساعت دو بجه شب بود که نوشتم سروبی زیر فشار است و باید عاجل دست به کار شویم. پاسخی نیافتم.”
آقای صالح گفته که در روز سقوط او تصمیم گرفت که به پنجشیر برود.
وی افزود: ” روز یکشنبه تاریخ ۱۵ اگست ساعت نه و پانزده دقیقه از منزلم در تایمنی به طرف ولایت پنجشیر حرکت کردم و در آنجا در شکل دهی مقاومت سهم گرفتم و نگذاشتیم لکهی تسلیمی و تضرع بر جبین پایگاه مقاومت و ملت ما حک گردد. روایت مقاومت با مقاومتگران و خون پاک شماری از این پاک بازان رقم خورد و ادامه دارد.”
آقای صالح میگوید که از مقاومت کنونی علیه طالبان فخر میکند “وقتی تصاویر انهدام دو عراده رنجر طالب را که دیشب به همت مدافعین مقاومت در قریه رخه انجام شده بود میدیدم برایم فخر عجیب دست میداد. چه سربلند ملتی. که خاک راه شان بود شرافت جبین من.”
وی بار دیگر تأکید کرد که علاقهی به قیل و قال نوشتن ندارد.
آقای صالح بیان کرد: “من هیچ علاقه به نوشتن قیل و قال شکست ندارم زیرا وطن از ماست و روزی از دست این گروه نیابتی، ستمگر بیگانه با فرهنگ و تاریخ ما آزادش میکنیم. برای من روایت مقاومت – تضعیف و شکست طالب اهمیت بیشتر از نوستالژی نویسی دارد.”
گفتنی است که دولت اشرف غنی با فرار او از ارگ در بیستوچهارم اسد یا ۱۵ اگوست سقوط کرد و طالبان وارد ارگ ریاست جمهوری شدند.


