در جامعه‌ای ‌که وضعیت ادبیات کودک از مرز بحران هم عبور کرده، نشر داستان کودکانهٔ «آسمان در سرزمین عجایب» ما را به آیندهٔ درخشان ادبیات کودک در افغانستان امیدوار می‌سازد.

چهل‌وچند سال جنگ و درگیری در افغانستان ریشه‌هایی ادبیات کودک را که در زمان «شاه امان الله خان» زیر نام «سراج‌لاطفال» پایه‌گذاری شده بود، ازبین برد و حالا نویسنده‌ای که در افغانستان فقط و فقط برای کودک بنویسد از شمار انگشتان دست مان بیش نیست. «مطواع کبیر» نویسندهٔ داستان « آسمان در سرزمین عجایب» از شماری همین داستان نویسانی‌ست که برای کودکان می‌نویسد.

آسمان در سرزمین‌ عجایب

« آسمان در سرزمین عجایب» یک داستان فانتیزی، تدریسی و تربیتی‌است. این داستان در واقع سیری‌ست به داخل بدن انسان. جایی‌که با تک‌تک استخوان‌ها، سیستم عصبی، ایمینی، گوارشی، تنفسی، دوران خون… به شیوهٔ دلکش و هیجان‌انگیز و کاملا متفاوت آشنا می‌شوید. در این داستان اعضای داخلی وجود انسان سخن می‌گویند و نوعیت، فعالیت و وظیفهٔ خود را به معرفی می‌گیرند. نویسنده، با نیروی تخیل کوشیده‌است از رهگذر این داستان، ساختار و کارکردهای بدن انسان را برای دانش‌آموزان به گونهٔ بسیار ساده و جذاب به معرفی بگیرد.

موارد برجسته در این داستان

۱ـ فانتیزی: به داستان‌های فانتیزی گفته می‌شود که جادو و دیگر اشکال فراطبیعی را به عنوان عنصر اولیهٔ طرح، درون‌مایه و یا فضای داستان استفاده می‌کنند. در این گونه داستان‌ها، قواعد و قوانین فزیکی زیر پا گذاشته می‌شود و حوادث خارق‌العاده و بیرون از تصور طوری خلق می‌شوند انگار واقعی باشند. این داستان نیز فضای فانتیزی دارد چون اعضای داخلی بدن انسان حرف می‌زنند و کارکردهای شان را به نمایش می‌گذارند؛ به گونهٔ نمونه: مغز پادشاه سرزمین عجایب است. او تمام شهر را تحت اداره و کنترولش داشته و در بلند‌ترین نقطه‌ٔ شهر، در قصر استخوانی، کروه‌یی زندگی می‌کند. همچنان هر عضو بدن انسان نقش خاصی دارد؛ به طور مثال: دماغ اکبر وزیر دست راست، دماغ اصغر وزیر دست چپ، نخاع شوکی، سخن‌گوی پادشاه، ساقه مغز شهردار…

مثالی از کتاب:

«وزیر دست راستش دماغ اکبر نام دارد و وزیر دست چپش دماغ اصغر. شهردار به نام ساقه‌ی مغز است. همه یک‌جا، زیر چتر یک قصر فعالیت دارند.»

۲ ـ علمی‌ـ‌تخیلی: به اثری علمی‌ـ‌تخیلی گفته می‌شود که در صورت حذف علم از آن، ساختار آن از هم بپاشد. وقتی از نوسیندهٔ این داستان در پیوند به ژانر این داستان پرسیدیم گفت تعیین ژانر یک داستان کار نویسنده نیست، منتقدان ادبی به این مورد خواهند پرداخت. اما تا جایی‌که دیده می‌شود، ساختار این داستان بر مبنای علم پایه‌گذاری شده‌است و عنصر خیال چنان با توجیه‌های علمی درهم آمیخته‌است که جدا کردن آن کار ناممکن است؛ چنانچه، ری بردبری، نویسندهٔ آمریکایی و یکی از بزرگترین نویسندگان علمی‌ـ‌تخیلی می‌گوید: « هرچه تصور می‌کنم تخیل و هرچه انجام می‌دهم علم است.» در این داستان نیز تصویر‌های قشنگ فانتیزی مخاطب را تا آخر داستان سرگرم می‌سازد و در اخیر متوجه می‌شود که به گونهٔ ناخود‌آگاه به معلومات گسترده‌ای در زمینهٔ ساختار و کارکرد‌های بدن انسان دست یافته‌است؛ به‌گونهٔ نمونه: مخاطب در اخیر داستان، تک‌تک استخوان‌های بدن انسان را می‌داند و آن‌طوری که هر قسمت بدن چند استخوان داشته و در کجا موقعیت دارد.

از سویی‌هم، دو شخصیت اصلی داستان « آسمان» دخترک خردسال و دوستش «باران» که ربات است، دنبال آن عضوی از بدن می‌گردند که دارای ۲۹ عدد استخوان است. این در واقع سوالی‌ست که معلم آسمان در مسابقهٔ مضمون بیالوژی مطرح کرده و آسمان با دوستش باران داخل شهر بدن شده‌اند تا پاسخ آن را دریابند.

مثالی از کتاب:

«تو وقتی با پادشاه صحبت می‌کردی من همه‌ی استخوان‌ها را شمردم.» «آه! راستی؟!» «بلی… هشت استخوان در کاسه‌ی سر یعنی بام قصر، چهارده استخوان در روی قصر، سه سه استخوان در دو گوش قصرِ، یکی هم در گلو که چهارده و هشت می‌شود بیست دو… گوش‌ها شش استخوان دارند و گلو یکی که می‌شوند هفت عدد. بیست دو و هفت می‌شود بیست و نُه…»

۳ـ تربیتی: داستان‌ها ضمن سرگرمی کودکان و نوجوان، آنان را تربیت می‌کند. کودکان با مطالعهٔ داستان، خوب و بد را تشخیص می‌دهند این مسایل در لابه‌لای این داستان گنجانیده شده‌است.

مثال‌های از کتاب:

«باران راست می‌گوید. در وقت آموختن بهتر است چیزی نخورید، چون هوش شما پرت می‌شود. دوم این‌که بهتر همان است که دیرتر چاکلیت‌های تان را نوش جان کنید، چون این‌جا ما آشغال‌دانی برای پوست شان نداریم.» برای کودکان می‌آموزد که در وقت آموزش باید هوش و حواس شان به سوی درس و تعلیم باشد و اشغال را فقط در آشغال‌دانی بیندازند و نظافت را مراعات کنند.

و یا

«راستش ما از شهری می‌آییم که در آن بی‌بندوباری است. هرکس هرچه دلش خواست می‌کند. هیچ کسی به پاکی و محیط زیست توجه ندارد. پدرکلان شهر ما را شهر خربوزه می‌نامد. شهر خربوزه یعنی شهر هرج و مرج، یعنی شهری که شهروندانش به قانون، پاکی و نظافت توجهی ندارند.»

۴ پرورش روحیهٔ مثبت: یکی از موضوعات اهم در تربیت کودکان، همانا پرورش روحیهٔ سالم آنان است. جنگ‌های خانمان‌سوز در کشور ما افغانستان روحیهٔ اغلب مردم به شمول کودکان را به حلقهٔ دار آویخته‌است. شماری از کودکان باآنکه در آسایش به سر می‌برند؛ اما روحیهٔ منفی را از پدران و مادرانی که در جنگ بزرگ شده‌اند به ارث برده‌اند از اینرو هماره ترس و دلهره دارند. و یا جدا از فضای جنگ، شماری از کودکان به‌دلیل اینکه احساس کمی دارند و این کمبودی‌ها از سوی خانوادهٔ و یا اجتماع به آنان گوشزد می‌شود، روحیهٔ شان را می‌بازند و به اصطلاح کم‌جرأت ببار می‌آیند. « آسمان» در این داستان، دخترک خردسال و کم‌جرأتی‌ست. بی‌توجهی معلمان، بی‌مهری دوستان و شکل موهایش که از بابت آن مورد تمسخر همکلاسی‌هایش قرار می‌گیرد، ناراحت است و این موضوع سبب کم‌جرأتی‌اش شده‌است. اما آهسته آهسته در داستان برای او و از رهگذر آن برای کودکان تأکید می‌شود که نباید برای دیگران زندگی کرد و از قضاوت مردم در قبال خودمان ناراحت شد. از سویی‌هم، هیچ انسانی بی‌استعداد نیست بل این افکار اطرافیان ما است که استعداد را در وجود ما می‌کشد، پس نباید تسلیم شد، بل امیدوار بود.

مثالی از کتاب:

«هرگز تسلیم نشو! کسانی‌که تاب و توان مشکلات را نداشته باشند، می‌بازند. من دوست ندارم تو بازنده باشی… باید امیدوار بود. باید تلاش کرد. ترس و ناامیدی باخت است. پس نترس و به پیش برو!»

۵ـ ممد درسی برای کودکان: خانم کبیر، نویسندهٔ این داستان می‌گوید:« هدف من از نوشتن این داستان ساده سازی یک بخش بزرگ مضمون بیولوژی برای دانش‌آموزان است.»

به گفتهٔ وی:« از آنجایی‌که بسیاری از دانش‌آموزان در یادگیری مضامین ساینسی مشکل دارند، می‌خواهم از طریق نوشتن داستان‌هایی در زمینهٔ ساینس، آنان را کمک کنم. دانش‌آموزان با مطالعهٔ این داستان می‌توانند به مواردی که قبلا برای شان دشوار بود به سادگی دست یابند.

در همین‌حال وزارت معارف باید از این چیین داستان‌ها به‌حیث ممد درسی برای دانش‌آموزان استفاده کند تا از یک طرف دانش‌آموزان علاقمند مطالعه شوند و از سوی دیگر به معلومات آنان افزوده شود.

گفتنی‌ست که این داستان به تازگی در وب‌سایت «گروه گهواره»، نهادی که از چهار سال بدین سو در عرصهٔ ادبیات کودک فعالیت دارد به نشر رسیده‌است و به زودی چاپ کاغذی آن به دسترس کودکان خواهد رسید و همچنان به زبان پشتو و ازبیکی نیز ترجمه می‌گردد.