سید احمد سادات

پس از چند ساعت کار، خسته و مانده و دور از دغدغه‌های روزگار رفتم یک پیاله چای ریختم و بعد درحالی‌که سرفه‌‌هایم را کنترول نمی‌توانستم؛ نشستم مقابل کامپیوتر. خواستم از فیلم‌های افغانستانی، ساخته‌های هم‌وطنانم لذت ببرم. فولدر به فولدر پالیدم. در لای فیلم‌ها؛ نظرم به فیلمی خورد. نامش «فیلم مکمل وحشتناک افغانی» بود. بدون تعلل رویش کلیک کردم. نغمه‌ی پس‌منظر عناوین؛ مظاهر فیلم را ترسناک جلوه می‌داد. پس از لحظه‌ای نوشته شد: پدر ظالم.

«پدر ظالم» عنوان فیلمی‌ست ترسناک، رمان (عاشقانه) و تراژیدی. این فیلم یک ساعت و پنجاه و شش دقیقه می‌باشد. مجوز ساخت این فیلم از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ در سال ۱۳۹۸ صادر شده است. محور داستان بالای پدری می‌چرخد که سه فرزند ناسکه دارد. داستان این فیلم از حال و هوای جوانان و خانواده‌های امروزی شرح می‌دهد. اگر از حق نگذرم خیلی شبیه روزگار شهروندان ما است. هرکدام ما چنین داستان‌هایی داشته‌ایم، داریم و هنوز با آن زندگی ‌می‌کنیم. درواقع، دور از واقعیت هم نیست. هر گوشه‌ای داستان پیامدهای به‌خصوصی دارد. فعلاً اما از این‌رو که سینما پرده‌ایست برای ترویج، گسترش و شریک‌سازی فرهنگ در جامعه و آن طرف‌های مرز؛ ناگزیرم تا ملاحظه‌هایی را که درباره‌ی این فیلم داشته‌ام بیان کنم.

نکته‌ها و بافت‌های ضعیف در فیلم

نکات زیادی در این فیلم دیده می‌شود که فیلم را به چالش می‌کشد و از جذابیت آن می‌کاهد. وقتی فیلم شروع می‌شود، گذر عناوینی که نمایش اسامی دست‌اندرکاران است؛ خود با نغمه‌ی پس‌منظر آن هم‌خوانی ندارد. دیگر این‌که پیامکِ در شروع می‌آید که اصلاً ربطی به محتوای داستانِ فیلم ندارد. در آن نوشته شده که «صحنه‌های ترساک این فیلم مربوط به مذهبِ اسلام نبود و تنها یک تصویر جدید در سینمای افغانستان است». من اصلاً ندانستم که منظور از این پیامکِ فیلم چه‌ است؟

  • ظاهرشدن راوی داستان در شروع: مشکل دیگر این فیلم، ظاهرشدن راوی در شروع فیلم است. جوانِ خوشتیب در بالای کوچِ نشسته است و هق‌هق‌کنان شروع می‌کند به قصه‌ی اتفاقات زندگی‌اش.
  • بیان مستقیم داستان زندگی از زبان راوی: مورد که فیلم را به چالش می‌کشد؛ بیان مستقیم است. مثلاً راوی در مقابل دوربین قرار می‌گیرد و کم و بیش در مورد واقعات قصه می‌کند. کارکتر می‌گوید: شاید حدس بزنین که من چرا جگرخون هستم؟… کی هستم؟… بینی اش بالا را کش می‌کند و بعد می‌گوید: بیایین سر اصل موضوع برویم. پس از ختم حرف‌های راوی که خود یکی از کارکترها در فیلم است؛ ویدیویی ظاهر می‌شود که صحنه یست از فیلم. در آن مردی با موهای کشال دراز و قد بلند ایستاده است. چوبی در دست دارد که حدودا هشتاد تا نود سانتی به نظر می‌رسد. با آواز بلند خطاب به فرزندانش می‎‌گوید: اولادای پوده (اولاد های پوده). بعد ابرو درهم می‌کشد و با خشم و عصبانی پسرانش را لت و کوب می‌کند. بحث اینست که این صحنه‌ها خود انعکاس دهنده ی حادثات، واقعیت ها و ظلم و ستم  پدری راوی می‌باشند و نیاز به بیان مستقیم از زبان راوی ندارد.
  • در دقیقه‌ی ۰۶:۵۴ فیلم عین موضوع تکرار شده است. فهیم که هم کارکتر در فیلم است و هم راوی؛ وارد صحنه می‌شود و می‌گوید: گرچه زندگی ما از اول خوب نبود ولی فکر می‌کردیم که جوان شویم همه چیز خوب می‌شود. بعد راوی گُم می‌شود و صحنه داخل اتاق است. صدایی اتاق را پر می‌کند.”او بچه‌های پوده”. جوانی از تخت خواب بلند می‌شود. تخت خوابی که دو پسر باهم خوبیده اند. یکی اش بلند می‌شود و می‌گوید: اووف پدر. فهیم بخی که ناوقت شده. موضوع؛ انعکاس صحنه با صدای پدرش است که جهت بیان یا فضا سازی کافی‌ست که عدم تغییر در زندگی شان پس از بزرگ شدن  را نشان می‌دهد. فعلا اما راوی قوت این صحنه را با روایت آن درهم شکسته است.
  • گذر زمان و تغییرنکردن کارکتر مرکزی؛ نکته ای دیگری ست که فیلم پدر ظالم را ضعیف جلوه می‌دهد. به گونه ی مثال: سه کارکتر که حدود ۱۰ سال و تا ۱۲ سال معلوم می شدند در یک شبه بزرگ می‌شوند و قبال ذکر است  که با سخن راوی گذر زمان را نشان می‌دهد. سپس این بچه ها به سن حدودا ۲۰ تا ۲۲ ساله می‌ رسند. نکته ی اصلی اینست که پدر اینها هیچ تغییری نمی‌کند. مثلا موهایش سپید نمی‌شود. چین و چرک در جلدش بویژه در صورتش ظاهر نمی‌گردد. انگار هیچ زمانی از عمرش نگذشته باشد.
  • فرار دختر با فیاض؛ نکته‌ ای دیگر که به سستِ فیلم می انجامد. در اینست که دختر با پسر فرار می‌کند و به مقصدشان نمی‌رسند. پولیس دستگیرشان میکند و اما پس این که پولیس می‌دانند دختر به رضایت خود آمده است. هردو را رها می‌کند. در شات بعدی نشان می‌کند که عروسی دختر با پسر است. این مورد؛ کود جذا را زیر سوال برده است.
  • ناهم خوانی با فرهنگ اجتماعی کشور: حامد؛ با موتر کرولا در پشت درب دختر می‌رود و دختر چتری به دست دارد و در نیم شب، درحالی که باران می‌بارد ایستاده است و بعد هنگامی که حامد را می‌بیند برمی‌گردد که به حویلی داخل شود. اما حامد دستش را می‌گیرد و می پرسد: تو او کرشمه نیستی! و… پرسش‌ها اینست که آیا در کشور ما در شام یا نیم شب دختری می‌تواند در لب سرک با چتری منتظر باشد؟… آیا خانواده ها اجازه چنین کار را می‌دهند؟… و همین‌طور صدها آیای دیگر.
  • عدم تقارن در صحنه ها: یک صحنه فیلم؛ صحن حویلی شان را نشان می‌دهد که اتاق ها فرسوده است، دیوارها فرسوده است به طوری که حویلی گِلی باشد. اما وقتی کارکتر وارد حمام می‌شود از کاشی ها و مزین بودنش هویدا می‌شود که حمام یکی از گوشه های ساختمان هایست که پخته کاری و مجلل می‌باشد.

مشکلات تخنیک و گردان زبان و…

بر علاوه که نشیب های زیادی در داستان وجود دارد ملاحظه های در تخنیک نیز دیده می‌شود که چند مورد آن را تذکر می‌دهم.

  • هرگاه فیلم در شبکه همرسانی یوتیوب نشر می‌شود نباید سانسور یا قطع شود. در این فیلم در حدود ۱ دقیقه و چند سانیه بیشتر صدای موسیقی آهنگ قطع می‌شود.
  • در بسا صحنه‌ها ویدیوهای که ضبط شده است؛ چیزی بنام (هیدروم) ندارد. یعنی گوشه ای از موهای کارکترها بیرون از فریم(چوکات دوربین) است.
  • ترجمه تکیه کلام کارکتر اصلی/مرکزی؛ پدر ظالم: تکیه کلام اینطور است(چه کردین بچه های پوده) و ترجمه اش اینطوری است (What you did son of old).

جذابیت‌ها و صحنه‌های جالب

  • خیالات در فیلم: یکی از موارد که نمی دانم خواسته یا ناخواسته در این فیلم جا داده شده که خیلی با حال و هوای زندگی جوانان امروزی هم‌خوانی دارد. رفتن به خیالات نقش آفرین های مرکزی که خیلی شبیه صحنه های ست که در فیلم های هندی دیده می‌شود. هراز گاهی که خلوت می‌کنم معمولا در خیالات با حضرت یار خود در آهنگ های رمانس هندی رقص می‌کنم و باهم خوش می‌باشیم.
  • کارکتر مرکزی؛ پدرظالم همرا با یک پسر و خانمش در اتاق نشسته اند. در این هنگام حامد در صحن حویلی ایستاد است. صدای جفیدن سگ‌ها؛ محله را به آغوش می‌گیرد. می‌ جفند و می جفند و می جفند. شات دوباره به داخل اتاق برمیگردد و پدرظالم (کارکتر مرکزی) رخ به پسر خود می کند و میگوید: این سگ های همسایه چرا اینقدر می جفند. تو بخی ببین که ای سگ دیگر ات چه شد؟ … برو بگو بیا نانته را بخور.

نقاط مثبت و پیامد زیبای فیلم

پدر ظالم تنها فیلم افغانستانی از نویسنده، ممثل و کارگردانِ جوان در بلخ است که نکات مثبت آن هنرمندانه و غیر مستقیم انعکاس یافته است. باوجود این که فیلم در ادبیات خود حاوی مشکلات زیادی ست ولی در دامنه ی خود خوبی ها و نکات مثبت هم دارد که من در فیلم های نیم دهه اخیر که در بلخ تولید شده اند؛ ندیده ام.

نکات مثبت

  • در یک صحنه؛ عروس (پدرظالم) به شوهرش یعنی به پسر آن پدر ظالم از کاروایی‌ها و طعنه‌ی خسرش می‌گوید.در این هنگام آقای رسولی که نقش خسر وی را بازی می‌کند با موهای کشال در عقب شان ایستاده است و حرف هایشان را می‌شنود. بعد با شنیدن حرف‌های عروس؛ هم پرسش و هم عروسش را از حویلی بیرون می‌کشد.
  • پیامد فیلم: در بسا مواقع فیلم های است که زیبایی شان در پیامدهایشان می‌باشد. فیلم پدرظالم یکی از آن فیلم هاست. یک از پیامدهای این فیلم  که در اخیر فیلم ظاهر شده است؛ همسو نشدن با ظلم، ستم و زورگویی است که فرد هیچ گاه در مقابل ظلم سر خم نکند و شریک جرم نشود. برای اثبات این تکه‌ای حرف هایم پیشنهاد می نمایم که صحنه ای که در دقیقه‌های (۰۱:۴۵:۲۹) است، را ببنید.

پیشنهادها

 ترجیح می‌دهم  موارد و کتاب‌های مناسب که در تغییر تفکر و ایده پردازی کارگردان‌ها و نویسنده‌ها است را برای نویسنده‌ها، تهیه کننده‌ها و کارگردان های جوان کشور پیشنهاد کنم.

 قرار زیر اند:

  • خوانش کتاب ادبیات فیلم: (جایگاه سینما در علوم انسانی). نویسنده: ویلیام جینکز(ترجمه محمد تقی احمدیان و شهلا حکیمیان
  • متعهد یک بخش در حین ساخت یک فیلم:(مثلا-کارگردان در حین زمان در فیلم نباید نقش بازی کند)

پیشنهاد به ارگان/نهادهای ذیربط

  • ایجاد کمیته های نظارت و ارزیابی
  • توقف و جلوگیری از پخش و نشر فیلم های بی کیفیت
  • عدم صدور جواز به افراد غیر مسلکی و تخصصی