عکاس: عاطف آرین

نویسنده: سید احمد سادات

دانستن سایز سینه‌های زنان؛ دست‌فروشان و دکانداران با جملات گوناگون سعی می‌کنند معلومات خود را به‌دست بیاورند. حال آن‌که غرض از چنین چغُل‌پرسی‌شان؛ فروش بهتر و فراهم‌سازی جنس بهتر و مناسب‌تر باشد بازهم تحقیرکننده است. پرسیدن سایز سینه و همین‌طور نیکر زنانه که با تری‌تری نگاه‌ها و کش‌شدن لابرهای دهن‌شان همراه است، آن‌ها را به مقصدشان می‌رساند. وقتی از رهروهای لیلامی و فروشگاه‌ها عبور شود گوش‌ها با چنین جملاتِ (سایزت چند است دختر خاله. پچقش نکو کاسه‌ش نرم میشه. کولردار می­خایی؟) آشنایی خواهند یافت.

۱۶ جون بود؛ روز تولد یکی از دوستانم. قرار بود هدیه‌ای بخرم. می‌خواستم آن چادر دل‌خواهش و دست­بندِ که با پر تهیه شده بود، را بگیرم. از تنگ دستی؛ وارد لیلامی شدم. جایی که لوازم دخترانه به قیمت نازل فروخته می‌شد. هنوز چند قدمی در راهرو لباس‌فروشی‌ها گذاشته بودم که چهره‌ی مردی نگاهم را جلب کرد. مردِ با ابرو­های زخیم و روی چین خورده و دهن ویچ که لاشتُک دهنش توجه هرکسی را جلب می کرد. در مقابلش دختری بود. سرش خم و کاسه‌ی لباس‌زیر را فشار می‌داد. انگار می‌خواست جنس نرم آن را جستجو کند. اما چشم‌هایم از کشادی دهنِ فروشنده پس نمی‌شد. آنقدر آن مرد غرق بود که لابر دهنش به سمت گوش‌اش کش شده بود. دندان­های زردش نور افشانی می­کرد.

اندکِ نزدیک‌شان شدم. چهره‌ی آفتاب‌خوردۀ سیاه و لب­خندِ زهرآلود فروشنده؛ قامتِ بلندِ دختر را با تمام وجود خم کرده بود. غم از درون دختر را فشار می­داد. واضح بود که آن فروشنده با هربار تاب‌دادن بروت­های بلندش آرامش دختر را می‌درید و سقف آزار را از  نامهربانی برایش می­ساخت. سرِ دختر پایین و اضطراب وجودش را اسیر کرده بود و اما مشغول جستجوی لباس مخصوصِ مورد نیازش بود. در این هنگام شنیدم که مرد گفت: دختر! بگو سایزت چند است؟… این­طور پِچقِش نکو، کاسه‌اش خراب میشه.

اینجا بود که تصورِ ذهنم را تسخیر کرد. تصوری از فعالیت‌های سازمان‌ها و ادارات ذیربط. سال­­ها از تصویب قانون منع خشونت، آزار و اذیت علیه زنان و توافق اعلامیه سازمان اِس دی جی (اهداف توسعه پایدار) گذشته و افغانستان تجربه‌ی دو دوره انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذاشته است و اما هنوز زنان مشکلات زیادی دارند. یکی از این مشکلات ابرهای آزاردهندهء عرف است که سقفِ خوشی‌های زنان را پوشانیده است. با آن‌که زنان نقشِ مهی را در امورات کشور دارند ولی با آنهم جهت خرید یک لباس ساده (سوتین/سینه‌بند و نیکر زنانه) به مشکل جدی مواجه هستند.

لباس؛ اولین نیاز انسان

لباس یکی از اولین نیازهای انسان است که دارای ویژگی‌ها و انواع متفاوتی می باشد و زنان نیز همانند مردان در انتخاب آن در زیر این سقف آبی جنگ‌کده (افغانستان) با توجه به فرهنگ، عرف و سنت کشور حقوق مساوی دارند. اما بندش‌های هم استند که این حق زنان و دختران را به چالش می‌کشانند و آن رسمِ کهن یا جا افتاده است.  

شاید خنده‌آور باشد، وقتی دختران افغان تازه جوان می­شوند و باید با قافلهء شیک­ و مناسب‌پوش‌ها؛ شانه­ به شانه مسیر زندگی را در پیش گیرند؛ اما جرات خرید لباس مهم و ضروری را نمی­توانند. از آزار و اذیت دختران و زنان جوان در خیابان‌ها، سرک‌ها گرفته تا اذیت این زنان و دختران در فروشگاه‌ها هنگام خرید لباس توسط ­دکان‌داران، دست‌فروشان کنارجاده‌ها و… همه موارد اند که هنوز دادخواهان به آن نپرداخته‌اند. فعلا اما این موارد برای زنان کشور دردسرساز شده است.

چند تا مشکل اساسی و جود دارد:

  1. مشکل اصلی و اساسی زنان از آنجا شروع می شود که هنوزهم برای زنان مناسب ترین شغل کارهای خانه؛ آشپزی، گل­دوزی، خیاطی درنهایت معلمی در مکتب است.
  2. نبود فروشندگان زن؛ بیشتر از نود و نه در صد فروشنده های این لباس های مخصوص زنان (سوتین/نیکر/زیرپوشی/زیرپراهنی) در تمامی ولایات افغانستان مردان هستند. مردانی که به گونه‌های مختلف و ترفندهایشان سعی می­کنند در هنگام فروش لباس­ها به زنان حرف­های شان را نیز بگویند. این برخوردها شرایط را برای زنان تنگ‌تر می­سازد حتی این می­تواند یکی از دلایلی باشد که زنان نمی­توانند برای خرید آن نوع لباس­ها از خانه بیرون شوند.
  3. یکی از دلایل دیگر که می تواند تاثیر سوء به اذهان زنان داشته باشد؛ فروش لباس­های مخصوص در فضای باز است که در کنار جاده‌ها توسط دست فروشان مرد به فروش می‌رسد.

فرصت کارآفرینی زنان برای زنان

سال‌هاست که مارکیت رابعه بلخی جهت فراهم سازی زمینه کار برای خانم‌ها ایجاد شده است و زنان زیادی با خون دل آستین بالا زده اند و برای خودشان فروشگاه‌های خرد و بزرگ و تجارت کوچک و بزرگ ساخته اند. گرچند این کارشان با هزار مشکل همراه است و اما این زنان با فروشِ لباس­های مخصوص زنان سعی دارند به نوعِ تغییری بیاورند. چنین فرصت­ها در ولایات کشور فراهم شده است اما هنوز تعداد فروشنده‌های زن انگشت شمار می­باشد.

پیشنهادها

با توجه به مشکلات زنان که درهنگام خرید لباس­ روبرو هستند؛ سه مورد پیشنهاد می­گردد.

  • ایجاد فضای مناسب بسته و ویژهء بانوان که آنان بتواند بدون هراس در فروشگاه‌ها سر بزنند.
  • شکستِ تفکر کارمردانه و زنانه؛ بدون شک این باور ماست که به کار نسبت می­دهیم بی آن­که روی ماهیت آن کار بیندیشیم. جهت رسیدن به چنین هدف باید طرح و میکانیزمِ ساخته شود و سپس دادخواهی صورت گیرد.
  • پشتیبانی و فراهم ساختن زمینه فروش چنین لباس ­ها توسط زنان؛ زنان نیاز جدی به کار دارند باید بیرون از خانه مشغول کار باشند.