این روزها نیروهای آمریکا و ناتو در حال ترک پایگاه های خود در افغانستان هستند. از آنجا که این موضوع در معاهده آمریکا با طالبان گنجانیده شده، مسأله غیر قابل انتظاری نیست اما چیزی که توجه رسانه ها را به خود جلب کرده است، رفتار این نیروها با استحکامات نظامی و وسایل باقی مانده از خود در این پایگاه ها است. آنها به جای اینکه این وسایل را به نیروهای افغانستان تحویل بدهند، مشغول تخریب عمدی استحکامات به جا مانده و آن تعداد از وسایل نظامی است که این نیروها به خاطر به صرفه نبودن جابجایی آن، مایل به خارج کردن آنها از افغانستان نیستند.

طبق ویدیوهایی که در شبکه های اجتماعی نشر شده است، در کمپ باسشن یا شورابک ولایت هلمند نیروهای انگلیسی وسایل ارزشمند نظامی را بار هواپیماهای ترابری کرده و با خود می برند، اما وسایل کم ارزش تر خود به جای اینکه به نیروهای نظامی افغانستان اهدا کنند، کاملا تخریب کرده و منهدم می کنند. وسایلی که قابل انهدام نیستند، به صورت آهن پاره تبدیل کرده و به خریداران محلی واگذار می کنند. در ویدیوی منتشر شده، سربازان انگلیسی موترهای غیرنظامی، وسایل سنگین نظامی، گلوله های باقی مانده، چاقوها و کاردها، بایسکل/دوچرخه و حتی سیم های برق را با وسایل مخصوص کاملا از بین برده و امکان استفاده از آنها را غیر ممکن می کنند. این کار آنها چنان عجیب است که حتی خبرنگار هم در شگفت شده و از افسر مربوطه دلیل این عمل رامی پرسد. افسر انگلیسی از آنجا که جواب منطقی ای ندارد فقط اشاره می کند که از طرف مقامات بالا دستورداده شده است که این کار را در قبال این وسایل انجام دهند. دیوارهای نظامی تخریب و سیم و پارچه های آنها همراه با کانتینر و دیگر وسایل از بین برده می شوند. چند بار شاهد حضور افسران نظامی اردوی ملی هستیم که برای جابجایی در موقعیت قبلی نیروهای خارجی به منطقه می آیند. آنها هم از این حجم از تخریب متعجب می شود. قومندان اردوی افغانستان با کنایه می گوید که اینها اگر می توانستند دیوارهای کانکریتی را هم با خود می بردند.

این داستان در پایگاه های نظامی آمریکایی ها در شرق افغانستان هم تکرار می شود. روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک نظامی افغانستانی-با اشاره به خرابه های پایگاههای آمریکایی- می گوید که میراث آمریکایی ها برای افغانستان آشغال بوده است. همین داستان دقیقا بر سازه های نظامی در بگرام هم تکرار می شود. نظامیان آمریکایی هرچه ساخته بودند را تخریب می کنند. به نقل از مردم محل، وضعیت به مانند زمان طالبان شده و جز ویرانی چیز دیگری به چشم نمی آید. روزانه صدها موتر وسایل آمریکایی ها را به سوی پاکستان می برد و معلوم نیست که آیا آنها به کشور مبدا برخواهند گشت یا تحویل کشور سومی به شمول پاکستان خواهد شد.

این وضعیت ناخود آگاه هر کسی را به یاد خروج نیروهای شوروی از افغانستان در اوایل دهه هفتادخورشیدی می اندازد. نیروهای شوروی برعکس نیروهای آمریکایی به جای انهدام امکانات و پایگاه های خود، آنها را به دولت تحت حمات خود واگذار کرده و به ارزش دهها میلیارد دالر تجهیزات نظامی از خود به جای گذاشتند. در فاصله نیم قرن این دو ابرقدرت به افغانستان لشکر کشی کرده و با سرنگونی حکومت مخالف خود، نظام دلخواه خود را در افغانستان مستقر کرده اند. اما حمایت و نوع نگاه این دو کشور به دولت های تحمت حمایت خویش از نظر نظامی تفاوت اساسی دارد.

میراثی که نیروهای شوروی از خود برجای گذاشتند، بسیار ارزشمند بود. در حوزه زرهی حدود ۴۰۰ الی۶۰۰ دستگاه تانک تی۵۵، حدود صد دستگاه تانک پیشرفته تی ۶۲ ام (مجهز به کنترل شلیک کامپیوتری، مسافت سنج لیزری و زره تقویت شده) صدها دستگاه از مدل های مختلف نفربرهای نظامی «بی تی آر» و «بی ام پی ۱ و بی ام پی ۲» و سایط سنگین لجستیکی نظامی دیگر از وسایل ارزشمندی بود که شوروی به دولت افغانستان واگذار کرد. در بخش توپخانه و موشک انداز هم دولت افغانستان بسیار تقویت شده بود؛ دهها قبضه توپ جنگی با کالیبر ۱۳۰م م تا ۱۵۵ م م و راکت اندازهای گراد، لونا و اوراگان همراه با موشک های بالستیک تاکتیکی اسکاد از وسایلی بود که دولت شوروی از خود به جا گذاشت. برد ۳۰۰ کیلومتری موشک اسکاد در حدی بود که برای پاکستان خطر محسوب شده و عملا نقاط حساس این کشور در تیر رس این موشک ها قرار داشت. در بخش نیروهای هوایی افغانستان با دارا بودن صدها هواپیما و چرخبال جنگی، یکی از قدرتهای بزرگ هوایی منطقه به شمار می رفت. جت های شکاری میگ ۲۱ و انواع بمب افکن های سوخو، هواپیماهای ترابری انتونوف به همراه ۱۵۵ فروند چرخبال تهاجمی میل ۲۴ و دهها فروند هواگرد نظامی ترابری دیگر به ارتش افغانستان تحویل داده شده بود. افغانستان از نظر نیروی هوایی به طرز مناسبی تقویت شده و این کشور توانایی دفاع از حریم هوایی اش را به راحتی به عهده داشت. دفاع ضدهوایی افغانستان با سیستم رادار یکپارچه، با توپ های ۲۲ م م «زی یو» و مدل های مختلف موشک زمین به هوای سام مجهز شده بود. در قسمت اسلحه فردی، ماشیندارهای سبک و سنگین پی کا، دهشکه، زیکو یک در کنار دهها هزار میل تفنگ کلاشینکوف به همراه شش کارخانه تعمیر و بازسازی اسلحه تحویل اردوی افغانستان شده بود. این تجهیزات مختلف نظامی ارتش افغانستان را تبدیل به قدرتمندترین اردوی تاریخ کشور ما ساخته بود. اما به دلایل مختلف که حالا مجال ذکر آن نیست، این اردوی مجهز از هم پاشید و تجهیزات ارزشمند و بسیار کارآمد نظامی، به طرز بی رحمانه و غیر مسئوولانه ای در حوادث سالهای بعد توسط مجاهدین به غارت رفت.

با حضور نیروهای ناتو در افغانستان، کار روی بازسازی و تشکیل اردوی جدید افغانستان آغاز شد. روی کاغذ، مبالغ بسیار هنگفتی برای تجهیز ارتش افغانستان مصرف شده است. اما چیزی که عملا شاهد آن هستیم، نیرویی نیست که در منطقه حرفی برای گفتن داشته باشد. حتی این نیروها در مقابل شورشیان طالب و سایر گروههای دیگر هم عملکرد درخشانی از خود نشان نداده است.

تصویر: مراسم تحویل چرخبال بلک هاوک دست دوم به افغانستان از طرف آمریکا

نیروی هوایی افغانستان هم اکنون عملا فاقد هواپیمای شکاری است. ستون فقرات نیروهای هوای افغانستان را حدود چهل فروند هواپیمای ملخی یا توربوپراپ ای ۲۹ سوپرتوکانو ساخت شرکت امبرائر برزیل تشکیل می دهد. این هواپیماها عملا توانایی مقابله با نیروهای هوایی مهاجم را ندارد. سوپرتوکانو نه رادار دارد و نه توانایی شلیک موشک های هوا به هوا را. سرعت آن هم به حدود ۶۰۰ کیلومتر در ساعت رسیده و حداکثر برد آن هم در لود کامل (یک و نیم تن بمب و گلوله) حدود پانصد کیلومتر است. تنها امتیاز این هواپیما ارزان بودن خود و قطعات لجستیکی آن، توانایی پرتاب بمب های هدایت شونده و لیزری و مصرف پایین آن است که برای کشورهای فقیری چون افغانستان بسیار به صرفه و مناسب است. این هواپیما را می توان فراتر از چرخبال و پایین تر از جت جنگی به شمار آورد که فقط بدرد خط اول جنگ، آنهم علیه نیروهای فاقد توانایی دفاع هوایی می خورند و توانایی هدف قرار دادن عقبه دشمن را ندارند. چندین فروند هواپیمای ترابری سی۵ اهدایی آمریکا به افغانستان، به خاطر به صرفه نبودن اوراق شده و به حساب آهن کهنه فروخته شدند. ارتش افغانستان هواپیمای ترابری سنگین کمی در اختیار دارد. آمریکا چند بار از تجهیز نیروهای هوایی افغانستان سخن گفته بود ولی در عمل اتفاق چندانی نیفتاده است. چرخبال های روسی میل ۱۷ در کنار چند فروند محدود میل ۲۴ و میل ۷ در اردوی افغانستان خدمت می کند. قرار است که بیش از صد فروند چرخبال یو اچ ۶۰ یو یا بلک هاوک در کنار چرخبال سبک ام دی ۵۳۰ تحویل افغانستان گردد. تا هنوز فقط بخشی از این کمک ها تحویل شده و معلوم نیست که بقیه آن به افغانستان خواهد رسید یا خیر. تا چند مدت قبل، کنترل آسمان افغانستان در اختیار ناتو بود و جدیدا شاید حریم هوایی کشور تحویل نیروهای افغانستانی داده شده باشد. به طور کلی، نیروهای هوایی فعلی افغانستان از نظر توانایی به هیچ عنوان با نیروی هوایی به جا مانده از شوروی در دوران داکتر نجیب قابل مقایسه نیست و به مراتب ضعیف تر و ناکارآمد تر است.

در بخش توپخانه افغانستان همچنان متکی به توپهای دهه شصت میلادی روسها است. توپهای ۱۲۵ م م دی سی و انواع راکت اندازهای کالیبر متوسط باقی مانده از سی سال پیش، همچنان در خدمت نیروهای مسلح افغانستان است. به اضافه اینکه در اردوی فعلی از موشک های بالستیک تاکتیکی اسکاد و یا هم موشک های مشابه غربی آن، خبری نیست.

در بخش زرهی، افغانستان همچنان وابسته به تانک های تی۵۵ و تی۶۲ روسی است. متاسفانه اکثر این تانک ها از خدمت خارج بوده و به علت استهلاک و عدم نگهداری مناسب، به صورت ذخیره نگهداری شده و عملا غیر فعال اند. در حال حاضر پیشرفته ترین تانک افغانستان به تعداد محدود تی ۶۲ است. این تانکها اگر ارتقا یابند، می توان روی توانایی آنها حساب کرد، در غیر آن، در مقابل تانکهای کشورهای همسایه عملا منسوخ و از رده خارج به شمار می روند. آمریکا تا به حال عملا هیچ تانکی به افغانستان تحویل نداده است. تانک های مورد استفاده در کشورهای غربی، ام یک ابرامز، چنلجر، لکلرک و لئوپارد است که از این تانکها، یک عراده هم تا کنون تحویل اردوی افغانستان نشده است. حتی نفربرهای نیمه سنگین زرهی غربی هم به اردوی افغانستان تحویل نشده است تا جایگزینی برای مدل های مختلف بی ام پی های شوروی باشد. با وجودی که سلاح سازمانی اردوی افغانستان غربی و اسلحه مورد استفاده ناتو است، ولی از نگاه اسلحه سنگین تا هنوز کشور ما متکی به ادوات جنگی روسی است. اما در بخش تحویل دهی موترهای زرهی، افغانستان به خوبی تجهیز شده است. هم اکنون کشور ما در کنار خود آمریکا، اسرائیل و عراق یکی از بزرگترین کاربرهای موتر زرهی هاموی است. نفربرهای سبک زرهی ام۱۱۱۷ و امرپ های قوی تر مکس پرو هم به صورت محدود به افغانستان تحویل داده شده است.

تصویر: تانک تی ۶۲ ام، میراث شوروی و پیشرفته ترین تانک موجود در افغانستان

در بخش اسلحه انفرادی، افغانستان مجهز به تفنگ های غربی شده است. اسلحه سازمانی اردوی افغانستان تفنگ های ام ۱۶ ای۲ و ام ۴ است و تیربار سبک ام ۲۴۰ و تیربار نیمه سنگین۱۲٫۴ میلمتری ام ۲ برونینگ است که می توان آن را به نوعی دهشکه آمریکایی نامید.

اردوی افغانستان هم اکنون برای جنگ با گروههای شورشی کوچک و بدون پشتوانه زرهی و دفاع موثر ضد زره، و دفاع هوایی، موثر و کار آمد است، اما در مقابل تهدیدهای خارجی هیچ حرفی برای گفتن ندارد. گویا آمریکا شرکای غربی آن، چنین هدفی را دارند و مایل به تجهیز بیشتر این اردو نیست.

دولت کرزی چند بار خواهان دریافت جت های پیشرفته چند منظوره نسل چهار اف ۱۶ شده بود، اما این درخواست از سوی آمریکایی ها به صراحت رد شده است.

اینکه چرا شوروی اردوی افغانستان را چنان مجهز کرده بود و چرا آمریکایی ها در این حد نیروهای نظامی افغانستان را تجهیز و بازسازی کرده است، به مسأله ایدیولوژی و سیاست کلی این دو کشور بستگی داشت و دارد. به طور عموم شوروی تمامی کشورهای اقماری اش را به خوبی تجهیز می کرد. اما آمریکا و سایر کشورهای غربی چنین سیاستی را در پیش نگرفته اند.

سوال اصلی این است که چه چیزی باعث شده است که آمریکایی ها و همپیمانان غربی شان درست بر خلاف شوروی، حاضر نیستند که تجهیزات سنگین به افغانستان تحویل دهند؟ چرا آنها همه وسایل نظامی به جای مانده شان را تخریب می کنند؟

به نظر می رسد که آمریکا از تقویت ارتش افغانستان توسط شوروی بدون در نظر گرفتن واقعیت های عینی جامعه افغانستان و برباد رفتن آن همه هزینه و سرمایه پند گرفته است. دولت فعلی افغانستان با چالشهای زیادی دست و پنجه نرم می کند. پایه های حکومت داری در این کشور بسیار لرزان است. عملا ملت سازی در این کشور شکل نگرفته و منافع ملی در مقابل سوداهای شخصی و قبیلوی حرفی برای گفتن ندارد. از این رو احتمال دارد که با قطع حمایت آمریکا، ارتش این کشور از هم بپاشد و امکانات نظامی آن در دست افراطیون مذهبی و گروههای تروریستی بیفتد. اتفاقی که بعد از تسلط مجاهدین و از هم پاشیدن ارتش کمونیستی افغانستان روی داد و عملا این کشور را به ویرانه ای تبدیل ساخت. فساد حاکم بر افغانستان کنونی احتمال تکرار تاریخ را بسیار بالا می برد. با وجودی که ارتش دوران نجیب از هرنگاه به مراتب یک دست تر و منظم تر از ارتش فعلی افغانستان بود، بعد از قطع کمک های لجستیکی شوروی به سرعت از هم پاشید. آمریکا در این مورد تجربه تلخ ویتنام جنوبی و حکومت حاکم بر آن را به خاطر دارد. حکومتی که بعد از قطع حمایت مستقیم آمریکا، مدت کوتاهی در مقابل ویت کنک ها شکست خورد و تجهیزات نظامی آن نصیب دشمنان درجه یک آمریکا شد.

از سوی دیگر، کشورهای همسایه افغانستان و به خصوص پاکستان به هیچ عنوان راضی به سربرآوردن یک نیروی قوی نظامی در همسایگی اش نیست. همسایه ای که اتفاقا اختلاف ژئوپولیتیک و ادعای ارضی نسبت به پاکستان دارد و هر از چندگاهی بخش عمده خاک آن کشور را جزئی از قلمرو خودش میداند. پاکستان هم قدرت اقتصادی به مراتب بزرگتری نسبت به افغانستان است و هم از نظر نظامی یک قدرت اتمی بوده و جزئی از ده کشور قدرتمند جهان به شمار می رود. به همین خاطر، بدون شک پاکستان برای آمریکا نسبت به افغانستان جایگاه استراتیژیک و ارزشمندتری دارد. این موضوع بارها از سوی سیاستمداران آمریکایی اظهار شده و مقامات افغانستان از این موضوع به خوبی آگاه اند.

از این رو دولت آمریکا حتما به این موضوع توجه داشته و حاضر نیست مایه نگرانی پاکستان شود. موضوع دیگر، سیاست کلی شوروی و آمریکا در مورد همپیمانان خویش است. پالیسی عمومی این دو ابر قدرت در مورد کشورهای جهان فرق داشت. شوروی تا جایی که امکان داشت به حکومت های سرکوبگر و توتالیتر اقماری اش برای بقای قدرت حاکمان سرسپرده اش کمک می کرد. شوروی به راحتی در پناه ایدیوژی حاکم بر آن کشور، حاضر بود که سرمایه هایش را برای پیشبرد اهداف ایدیولوژیک خویش برباد دهد و به شهروندان خود هیچ حسابی هم پس ندهد. اما آمریکا در این زمینه و با توجه به دموکراسی حاکم بر آن کشور، دست بازی ندارد و شهروندان آمریکایی حاضر نیستند تا پول مالیات آنها صرف حکومت هایی شود که با تقلب و تزویر سر کار آمده و از اقبال عمومی در میان مردم خود برخوردار نیستند.

مسأله ای که امکان آن وجود دارد، احتمال وجود توافق پنهان آمریکا و طالبان در این مورد می باشد. از آنجایی که توافق صلح آمریکا با طالبان بندهای پنهانی زیادی دارد، احتمال اینکه طالبان و آمریکا در این بخش با هم توافق کرده باشند، وجود دارد. بعید نیست که طالبان از آمریکا خواسته باشند که در قبال صلح با طالبان، امریکا نباید تجهیزات و استحکامات نظامی خود را تحویل اردوی افغانستان داده تا به تقویت بیشتر ارتش افغانستان منجر شود. اگر چنین بند پنهانی در موافقت نامه طالبان و آمریکا وجود داشته باشد، آمریکایی ها در راستای اجرای این توافق نامه دست به تخریب وسایل باقی مانده نظامی و استحکامات خود می زنند.