اگر از ذوق‌شناسی یا زیبایی‌شناسی ژانر شعر دسته‌بندی کلی‌ای ارایه کنیم، می‌توان این سه دسته‌بندی کلی را ارایه کرد: ذوق‌شناسی ادبی رسمی، ذوق‌شناسی ادبی فولکلوریک و ذوق‌شناسی ادبی فردی. 

منظور از ذوق‌شناسی ادبی رسمی این است‌که شعر از نظر ادبی  رسمی واژگان، ترکیب‌ها و زبانی را دارد که از زبان معمول یا غیر ادبیات، ذوق‌شناسی ادبی رسمی را تفکیک می‌کند. شعر حافظ، مولانا، بیدل و… ذوق‌شناسی ادبی و رسمی دارد. ذوق‌شناسی ادبی رسمی نخبه‌گرایانه، فرهیخته و نسبتا وفادار به سنت ادبی است. 

ذوق‌شناسی ادبی فردی یا آوانگارد، ذوق‌شناسی‌ای است‌که در نظریه‌های مدرن ادبی مطرح است. منظور از این ذوق‌شناسی این است‌که شاعر وارد ذوق‌شناسی ادبیات اقلیت می‌شود. ذوق‌شناسی ادبی فردی ذوق‌شناسی آوانگارد است‌که با ذوق‌شناسی ادبی رسمی تفاوت دارد. 

ذوق‌شناسی ادبی فولکلوریک ذوق‌شناسی ادبی عام مردم است‌که از تجربیات و نوستالژیای ذوق‌شناسانه‌ی ادبی رسمی تفاوت می‌کند. 

دوبیتی یکی از محوری‌ترین گونه‌های ادبی فولکلوریک در ادبیات پارسی است. بنابراین به مجموعه‌دوبیتی‌های جغرافیای واژگون از چشم‌انداز ذوق‌شناسی ادبی فولکلوریک نگاه می‌شود. در کل زبان و بیان دوبیتی‌های جغرافیای واژگون ذوق‌شناسی فولکلوریک را دارد و توانسته است‌که به رویدادها و مناسبات زندگی از چشم‌انداز ذوق‌شناسی ادبی فولکلوریک بنگرد. 

همیشه بی‌درنگ افتاد لیلی

به جانم چون پلنگ افتاد لیلی

شبی دور از نگاه تنگ دنیا

در آغوشم چه تنگ افتاد لیلی

در این دوبیتی و دو بیتی‌های دیگر نوستالژیا و حسرت عاشقانه‌ی فولکلوریک قابل احساس است. تعبیر، بیان و صور خیال نزدیک به فهم عام است. اصولا دوبیتی شعر مردم است. مردم باید برای بیان احساس خود دوبیتی‌ها را بخواند و زمزمه کند. از این نظر دوبیتی‌های جغرافیای واژگون می‌تواند طبق ذوق مردم باشد. 

دوبیتی‌های جغرافیای واژگون از بازتاب حسرت و نوستالژیای ادبی عاشقانه‌ی مردمی فراتر رفته و با رویدادهای روزگار کنونی مناسبت برقرار کرده است. این رویدادها با زبان و بیان فولکلوریک بازتاب یافته است. این گونه برخورد نسبت به رویدادهای معاصر می‌تواند ویژگی این دوبیتی‌ها باشد. 

تو بس کن نازی امشب شیطنت را

ببند آن دگمه‌ی پیراهنت را 

خدا لعنت کند پیغمبرش نیز

سپاه پاسداران تنت را… 

این دوبیتی عاشقانه است. رویکرد عاشقانه و اروتیک در آن نسبتا به خوبی بیان شده است. آنچه‌که دوبیتی را ویژه کرده است، برقراری مناسبت یک رویداد سیاسی و نظامی با بدن است. سپاه پاسداران یک جریان سیاسی-نظامی در دولت جمهوری اسلامی ایران است‌که لشکر خارجی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و منطقه است. اما در این دوبیتی از جایگاه خود کنده شده و با رویکرد ادبی فولکولوریک عاشقانه وارد دوبیتی شده است. 

تنش هلمند و چشمش قندهار است

لبانش شیره‌ی خشخاش بار است

به پای دختر کوچی همیشه

سر بهسودی من روی دار است 

در این دوبیتی رویداد کوچی و هزاره بازتاب یافته است. رویداد کوچی و هزاره از رویدادهای جنجال‌برانگیز قومی در افغانستان است. کوچی‌ها هر سال در فصل بهار به سرزمین مردم هزاره هجوم می‌برند و به مال و جان مردم آسیب می‌رسانند. رویداد کوچی در دوبیتی تلمیح گرفته شده است و با رویکرد عاشقانه و فولکلوریک بیان شده است. 

گل هلمندی‌ام! خاک تو باشم 

به طعم شیره‌ی تریاک تو باشم

تو که سر فصل اخبار جهانی 

رفیق فصل تریاک تو باشم

در این دوبیتی روایت هلمند و تریاک با ایهام و چند پهلو بیان شده است. در ضمنِ بیان رویدادهای مشخص؛ وضعیت اجتماعی به صورت کلی نیز در دوبیتی‌ها با حسرت، نوستالژیا و ذوق‌شناسی فولکلوریک بازتاب داده شده است. 

به دیدارت که تا کابل رسیدم

خبرهای بدی از تو شنیدم

به روی زخم‌های پیکرت من

میان خون آغوشت تپیدم

***

پر از ناباوری، مرگ و جنون است

پر از دشت شقایق‌های خون است

شبیه سرزمین خسته از جنگ 

دلم جغرافیای واژگون است

*** 

بهای خون ما چند است اینجا؟

کبوتر از چه دربند است اینجا؟

اگرچه حکم آزادی گرفتند

ولی درها همه بند است اینجا 

با وصفی خوبی‌های این دوبیتی‌ها، انتقادی‌که بر این دوبیتی‌ها به‌خصوص بر دوبیتی‌های عاشقانه این مجموعه می‌تواند وارد باشد دید کلی‌نگر دوبیتی‌ها است. در دوبیتی‌ها معمولا نکته‌گویی از چشم‌انداز شوخی و بذله‌های مردمی، صراحت‌گویی مردمی و بیان اروتیک مردمی مطرح است. 

اگر به دوبیتی‌هایی‌که متعلق به مردم است، یعنی شاعر مشخص ندارد، نظر کنیم، متوجه می‌شویم که دوبیتی‌های مردمی چقدر نکته‌گویی، شوخی و بیان اروتیک دارد. به طور نمونه اگر به دوبیتی‌های هزاره‌گی دقت کنیم، متوجهِ جزیی‌نگری، نکته‌گویی، شوخی و بیان اروتیک در دوبیتی‌های مردمی می‌شویم. 

به نظر من دوبیتی‌های جغرافیای واژگون این ویژگی‌های جزیی‌نگر، نکته‌گویی، شوخی و بیان اروتیک را کم دارد. بیان عاشقانه در دوبیتی‌های جغرافیای واژگون وجود دارد اما به تعبیر خاص اروتیک، جزیی‌نگر و لطف تجربیات فولکلوریک و مردمی را ندارد.