نام پارلمان افغانستان در افکار و قضاوت عامه مردم این کشور، با فساد، دزدی، کمیشنکاری، قانونشکنی و سوء استفاده از مصونیت پارلمانی گره خورده است و از همین رو به زحمت کسی در این کشور پیدا خواهد شد که نسبت به نمایندگان پارلمان نگاه مثبت داشته باشد. البته و صد البته واقعیت هم همین است که به استثنای یک گروه کوچک، کثیری از اعضای پارلمان افغانستان کسانی اند و یا بوده اند که اتهام های بالا را در اشکال و ابعاد مختلف به نمایش گذاشته و می گذارند و در کارنامه های شان به غیر از شرمساری و سرافگندگی چیزی دیگر قابل رویت نمی باشند.

لازم به تذکر دانسته می شود که شکافتن این بحث و بررسی همه جانبه کارکردهای شرم آور پارلمان افغانستان مستلزم دسترسی به اسناد و تمرکز میدانی روی فعالیت‌های تک تک اعضای این خانه می‌باشد اما آنچه که در این جستار مورد دقت قرار خواهد گرفت، برایند رفتار سیاسی نمایندگان با برخی حوادث و رخدادهای سیاسی و همچنان با پدیده های می باشد که علایق حیاتی افغانستان شمرده می‌شود. در میان موارد متعدد، وحدت و همبستگی ملی مردم ا فغانستان یک ضرورت حیاتی است که هر گونه رفتار و گفتاری که به شکلی از اشکال به متزلزل ساختن یا خدشه دار کردن آن بیانجامد، به عنوان خیانت و جفای ملی تعریف گردیده است.

اما متاسفانه در سه دوره تقنینی شاهد رفتار و گفتارهای بی‌شماری بوده ایم که همبستگی و وحدت ملی مرد افغانستان را به شدت آسیب زده است و به جای تبلیغ و ترویج عواطف و احساسات ملی، سبب تبلیغ و ترویج کینه و نفرت گردیده است. در این سه دوره تقنینی علاوه بر اینکه کثیری از نمایندگان، به جای نظارت بر قانون و اجرات دولت، به دلالی، قاچاقبری و کمشینکاری پرداخته اند، تعدادی از آنها با لهجه و کلام صریح به مردم افغانستان اهانت ورزیده اند و از تریبون خانه ملت موجی از کینه و نفرت ملی را به بیرون پخش کرده اند؛ درست همان چیزی که دشمنان مردم افغانستان برای آن هزینه های هنگفت مالی و استخباراتی را به مصرف می رسانند.

نفاق افروزی و نفرت پراگنی که از تریبون پارلمان افغانستان صورت گرفته است و یا دلالی‌های که در تضاد کامل و روشن با منافع مردم افغانستان در زیر سقف این خانه به انجام رسیده است، چنین می نماید که پارلمان افغانستان قبل از اینکه خانه آرزوها و خواسته های مردم این کشور، باشد، تعامل‌گاه سازمانهای استخباراتی کشورهای دور و نزدیک بوده است که فرایند فعالیت آن به غیر از مصایب ملی، چیزی دیگری را شامل حال مردم افغانستان نکرده است. دزدی های آقای ابراهیمی ریس قبلی هنوز به عنوان فکاهی روز از دهان مردم افغانستان آویزان اند که در یک مورد ملکیت خودش را برای خودش به کرایه داده است.

موارد متعدی ثبت شده است که تریبون پارلمان آدرس تبلیغ و ترویج عصبیت های قومی و تفرقه افگنی قرار گرفته و احساسات میلیون ها افغان را جریجه دار کرده است.

مردم افغانستان متعلق به هر قوم و قبیله ای که باشند، به حکم قانون اساسی، شهروندان متساوی الحقوق این کشور اند و لذا تقسیم کردن این مردم به بومی و مهاجر اولا که یک خیانت مطلق ملی دانسته می شود و ثانیا تلاش در جهت تطبیق پروژه دشمنان مردم افغانستان تعبیر می گردد که از دیر باز بدینسو به قصد بربادی این کشور کمر بسته اند. از همین رو آنچه که در این روزها در زیر سقف به اصطلاح خانه ملت در  اشکال مشاجره و خشونت ورزی به نمایش می رود، در ساده ترین تفسیر و تعبیر، نمایه‌های روشن از تلاش های دشمنان مردم افغانستان برای تجزیه افغانستان خوانده می شود که نخستین شلعه های حساسیت و کینه ورزی با تقسیم کردن مردم افغانستان به مهاجر و بومی بر افروخته می شوند. اما بدون هیچ تردیدی مردم افغانستان به سادگی تحت تاثیر چنین نفرت ورزی ها و کینه گستری ها قرار نخواهند گرفت و آنانیکه بیرق منافع دشمنان مردم را به دوش می کشند، دیر یا زود رو سیاه گردیده و رسوا خواهند شد. 

دلایل متعددی وجود دارند که پارلمان افغانستان تا حالا نتواسته است جایگاه تعریف شده خود را احراز کرده و به عنوان یک نهاد مفید و موثر ثابت گردد. چنین می نماید که مردم افغانستان تا حالا به درجه لازمی از حساسیت و مسوولیت پذیری نرسیده است که بتوانند نسبت به سرنوشت جمعی خود تصامیم علاقانه اتخاذ کرده و در یک تلاش مشترک به تغییر و بهبود وضعیت موجود اقدام نمایند. به عبارت دیگر مولفه های دموکراسی و محلقات آن تا هنوز در این کشور و برای مردم این کشور قابل هضم نگردیده است و از همین رو، فضیلت های دموکراسی قبل از اینکه دلایل سعادت و خوشبختی مردم قرار گیرند، بیشترینه سبب تقویت و اندیشه و رفتارهای مردم بر انداز گردیده است.

سخن آخر اینکه پارلمان افغانستان با چنین متن و محتوی یک اندامه ناجور در ساختار نظام افغانستان است که نبودن آن بهتر می تواند کارساز واقع گردد. آموزه های دموکراسی تا زمانی که درست بومی سازی نگردیده و برای مردم قابل هضم و درک نگردد، چیزی بیشتر از افسار گسیختگی و تولید انارشیزم نخواهد بود. افغانستان با هیچ آموزه ای ساخته نخواهد شد مگر اینکه یک نظام دیکتاتوری که نه ضد دین باشد و نه رابطه حقوقی با دین داشته باشد تا بتواند به عنوان یک ساختار سیاسی با اهداف رفاه عامه، شرایط و امکانات همزیستی مسالمت آمیز اقوام مختلف این کشور را فراهم نماید. در فقدان ثبات و صلح و در وضعیت تمام عیار جنگی، تلاش برای ترویج آموزه های دموکراسی چیزی بیشتر از خود فریبی نیست.


در باره نویسنده:

هادی میران

هادی میران درسال ۱۳۵۴ در قریه بندشوی از توابع ولسوالی مرکز بهسود ولایت وردک چشم به جهان کشوده است. وی تحصیلات ابتدایی را در لیسه سردارجانخان در کابل و تحصیلات عالی اش را در کشور سوئد به پایان رسانده است. او از دانشگاه ویست سوئد در رشته آسیب شناسی اجتماعی با گواهینامه لیسانس فارغ شده است و از دانشگاه گتنبرگ سوئد در رشته مدیریت و رهبری گواهینامه ماستری گرفته است. او همچنان در مرکز مطالعات جهانی دانشگاه گتنبرگ سوئد در مقطع ماستری حقوق بشر خوانده است. از آقای میران تا حالا شش مجموعه شعر منتشر شده است و مقالات متعددی نیز در زمینه های سیاست، اجتماع و ادبیات در رسانه های داخلی و بیرون مرزی به چاپ رسیده است. آقای میران در سالهای اخیر به عنوان مشاور مطبوعاتی و ریس ارتباط عامه وزارت شهرسازی ایفای وظیفه کرده است و فعلا در دفتر ریس جمهور به عنوان آمر فرهنگی و اجتماعی معاونیت انسجام مردمی اجرای وظیفه می کند. وی علاوه بر زبان مادری، به زبان های انگلیسی، سوئدی می‌نویسد و به زبان‌های عربی و پشتو نیز صحبت می کند.