جنگ و خشونت پدیده‌های نابود کنندۀ سرمایه‌های مادی و معنوی افغانستان که در جریان سال‌های متمادی زیبایی‌های این کشور را از بین بردند و هنوز هم ادامه دارد. در حال حاضر از مهم‌ترین پدیده‌های که از یک طرف افغانستان را از مسیر بازسازی زیربنایی و پیشرفت اقتصادی بازماند و از سوی دیگر به یکی از فاسدترین و فقیرترین کشورهای جهان مبدل کرد، می‌توان نیز از جنگ و خشونت نام برد؛ در حالی که افغانستان چهل سال قبل از ام‌روز یکی از قدرت‌های سیاسی و اقتصادی در منطقه به حساب می‌رفت. حالا سوال این‌ است که آیا زمان ختم خشونت و جنگ و تبدیل دوباره افغانستان به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های منطقه فرا نرسیده‌است؟

شهروندان افغانستان سال ۲۰۰۱ را با سقوط حکومت طالبان توسط نیروهای امریکایی یک فرصت طلایی و مرحله گذار از جنگ و خشونت به صلح فکر می‌کردند که در نهایت با تشکیل حکومت موقت و سپس ایجاد دولت جمهوری اسلامی افغانستان به رهبری حامد کرزی، آرزوهای آنان برآورده نشدند و به مرور زمان دوباره‌ گروه طالبان، شبکۀ القاعده و برخی دیگر از گروه‌های تروریستی بر برخی از مناطق کشور جای پاه باز نمودند و شعله‌های نیمه خاموش شدۀ جنگ را دوباره روشن نمودند که ام‌روز دامن‌گیر تمام کشور شده‌‎است.

با وجود آن‌که میلیون‌ها دالر پس از جلسۀ بن و ایجاد حکومت جدید از سوی حمایت‌کننده‌گان مالی و نظامی افغانستان به‌خاطر بازسازی این کشور کمک و هزاران نیروهای خارجی به این کشور سرازیر  و جابجا گردید؛ اما رهبران حکومت نه تنها که از این کمک‌ها به شکل باید و شاید استفاده نتوانستند؛ بل‌که به دلیل عدم رهبری درست آنان، افغانستان در کوتاه‌ترین زمان غرق در فساد اداری و جنگ با گروه‌های ترویستی مختلف گردید.

گروه طالبان پس از شکست در سال ۲۰۰۱ توسط نیروهای خارجی، به‌خاطر انتقام گرفتن شان دوباره به سنگر‌های جنگ؛ اما این‌بار مجهزتر از گذشته و با حمایت غیر مستقیم برخی از کشورهای جهان ظاهر شدند و جنگ مستقیم را با نیروهای خارجی و نیروهای امنیتی و دفاعی تازه تشکیل شدۀ افغانستان شروع نمودند.

نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در پهلوی نیروهای خارجی در جریان سال‌های گذشته در نبرد با گروه‌های تروریستی قربانی‌های زیاده داده و هنوز که هنوزست می‌دهند.

آقای کرزی در سال ۲۰۱۴ حکومت غرق در فساد و جنگ را به محمد اشرف غنی که بر اساس یک معامله سیاسی، رییس جمهور افغانستان گردید و یک حکومت وحدت ملی تشکیل گردید، سپرد. در آن زمان امیدها بر آن بود که شاید اشرف غنی کلید صلح، بازسازی و پیش‌رفت اقتصادی کشور را باخود آورده باشد و بتوانند دوای برای درد ناسور این کشور گردند که بدبختانه چنین نشد.

شهروندان کشور به این باورند حکومت وحدت ملی به رهبری محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله به‌جای این‌که مشکل‌های مردم را حل نماید، در ذات خود به یکی از بزرگ‌ترین جنجال ناحل در کشور مبدل گردید که هرازگاهی اختلاف‌های درونی رهبران، کشور را در پرت‌گاه بحران سیاسی قرار داده و مانع تطبیق‌ برنامه‌های حکومتی شدند.

هرچند تلاش‌های زیادی در جریان حکومت وحدت ملی به خاطر ختم جنگ و صلح با گروه طالبان که در حال نبردهای با نیروهای دولتی در سراسر افغانستان است، صورت گرفت؛ اما این تلاش‌ها به جایی نرسید و عمر این حکومت نیز غرق در جنگ گذشت و در جریان چهار سال گذشته چندین ولایت افغانستان به دست طالبان سقوط کردند و هزاران شهروند عادی کشور در جریان نبردها شهید ویا هم زخمی شدند.

در جریان‌ حکومت وحدت ملی بود که برای اولین‌بار امریکایی حاضر شدند تا با گروه طالبان به خاطر توافق بر ختم جنگ در افغانستان نشست رودررو برگزار نمایند، در نهایت هم چندین نشست صلح به رهبری زلمی خلیل‌‍زاد، مذاکره کننده ارشد امریکا در خارج از افغانستان دایر گردید؛ اما در اخیر روز جنایت‌های اعضای گروه طالبان در مرکز افغانستان باعث شدند تا امریکایی‌ها دست از توافق با آنان بردارند؛ زیرا آنان اظهار کردند که طالبان به هیچ موافقۀ پابند نیستند.

گروه طالبان، افغانستان را یک کشور اشغالی توسط امریکا و دولت کابل را یک حکومت دست نشان‌داده توسط امریکایی می‌دانند و می‌گوید تا زمانی نیروهای خارجی در این کشور حضور داشتند باشند به نبرد شان ادامه می‌دهند.

تلاش‌های اخیر حمایت‌های کننده کشورهای خارجی افغانستان به‌خاطر صلح با گروه طالبان، شهروندان این کشور را امیدوار کرده تا آنان بتوانند قناعت رهبران طالبان را به خطر قطع جنگ و خشونت به دست آورند. دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا نیز در جریان چند ساعت گذشته که در میان هواداران خود سخن می‌زد گفت که قرارست نیروهایش را از افغانستان خارج کند. در عین زمان گروه طالبان نیز با نشر اعلامیه‌یی از اظهار آقای ترامپ قدردانی کرده و گفتند این تصمیم امریکا منجر به حل چالش‌‍‌ها گردد و این حرکت به نفع شهروندان هر دو کشور خواهد بود.

نویسنده؛ رازالدین برلاس