رییس جمهور غنی در روز ثبت نام برای انتخابات ریاست جموری ۱۳۹۸ در کمیسیون مستقل انتخابات – عکس از ریوترز

اقدام رییس جمهور غنی مبنی بر گزینش امرالله صالح به عنوان سرپرست وزارت داخله و متعاقباً انتخاب وی به صفت معاون نخست در تکت انتخاباتی اش برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸، تصور میرود که طی یک برنامه‌ی از قبل طرح‌ریزی شده که مبناى آنرا دسترسی به دو هدف میتوان تلقی کرد، صورت گرفته باشد:

اول: با آوردن صالح در تکت انتخاباتی رییس جمهور غنی برای انتخابات پیشرو (در صورتیکه انتخابات مطابق میل ارگ برگزار گردد)، رئیس جمهور غنی در صدد است که از احتمال وقوع هرنوع شورش برخاسته از اختلافات احتمالی کاندیدان پیشتاز، که به انتخاب مجدد رییس جمهور غنی صدمه وارد کند، کاسته و جلوگیری کند. صالح در چارچوب تشکیلات حزبی اش زیر عنوان روند سبز در جریان معضل نتایج انتخابات ۲۰۱۴ توانست تا یک کتله بزرگ‌ی از جوانان را منسجم ساخته جهانیان و ارگ را از احتمال شورش و سرازیر شدن همچو یک جمعیت بزرگ بر ریاست جمهوری نگران سازد. جای شک نیست که قومندانان اسبق جهادی و حلقه نزدیک به عبدالله عبدالله در هماهنگی یکدیگر تظاهرات و گردهمایی های را که منشاء آن‌را نارضایتی مردم و بیشتر تیم عبدالله عبدالله از نتایج انتخابات ۲۰۱۴ تشکیل میداد، نقش ایفا کرده اند ولی اکثریت آنرا جوانان‌ی تحت رهبری امرالله صالح تشکیل میداد. نتیجه بر خاسته از انتخابات پارلمانی که چندى قبل صورت گرفت حکایت از ضعف مدیریتی حکومت و نهاد های مسوول انتخاباتی دارد و بعید به نظر میرسد که امور انتخابات ریاست جمهوری، که حکومت به راه اندازی ان اکیداً تاکید دارد، به طور درست، شفاف و عادلانه صورت گیرد. همچو یک وضعیت حاکم، به طور اخص در نبود سیستم پاسخ ده و عدم حضورداشت ناظرین بین المللی، انتخاب دوباره رئیس جمهور غنی را حتمی رقم زده کاستن و جلوگیری از هرنوع شورش و خیزش های دسته جمعی که برخاسته از مخالفت های تکت های بازنده انتخاباتی خواهد بود یکی از اولویت های مبرم ارگ را تشکیل خواهد داد.

متاسفانه انتخابات ۲۰۱۴ که با تقلب و نا رسایی های زیادی توام بود، تصور میرود که مبداء را برای ایجاد یک عرف مخالفت با نتایج حاصل شده ایجاد کرده باشد. از اینرو، در فقدان یک سیستم شفاف و عادلانه انتخاباتی احتمال همچو خیزش ها دور از انتظار نبوده و با پیوستن صالح شاید ارگ چنین پنداشته باشد که از قوت و پر رنگ بودن آن کاسته و درد سر را برای خودش کم کرده باشد.

دوم: با توجه به تغییرات و تعیینات که اخیراً صورت گرفته، میتوان اینطور حدس زد که رییس جمهور غنی در صدد به تعویق انداختن روند صلح است تا اینکه پروسه انتخابات را تسریع بخشد. در این شکی نیست که طالبان مکرراً خواست حکومت را برای مذاکرات مستقیم رد کرده ولی حکومت خلاف اینکه در جستجوی راه حل‌های باشد تا از طریق ان به اعتماد طالبان افزوده آن ها را وادار به مذاکرات مستقیم نماید، بلکه روزنه را برای ایجاد همچو یک حالت هنوز هم امکان ناپذیر و بسته ساخته باشد.

امرالله صالح همیشه از گروه طالبان به عنوان دشمن یاد نموده و از آنها یک تعریف بسیار روشن و واضح داشته است و همچنان آنهارا مکرراً آشتی ناپذیر، مخرب، و مغایر با منافع کشور تلقی نموده است. مسلماً همچو یک موقف‌گیری سبب رانده شدن ایشان از حلقه تصمیم گیری حکومت، و در اخص با موضوعات امنیتی و صلح، چه در زمان زمامداری اقای کرزی و چه در حکومت غنی گردیده است. نزدیک شدن ارگ و صالح منحیث دو قطب کاملاً مخالف را بدون شک میتوان استوار بر اهداف سیاسی ارگ تلقی کرد نه اینکه نظر به استعدا و یا پایگاه اجتماعی صالح. موقف مستحکم و استوار صالح همیش سبب خشم و نگرانی پاکستان و گروه طالبان شده است. به اساس یکی از روایت های خود آقای صالح که در مطبوعات نیز منتشر شده بود، جنرال پرویز مشرف صدر اعظم پیشین پاکستان خلاف تمام عرف و نورم های پذیرفته شده دیپلماتیک، حین ملاقات با رئیس جمهور کرزی از حضور اقای صالح در ان جلسه احساس ناراحتی و نگرانی کرده بود. یکی از عوامل اساسی که سبب استعفای صالح در سال ۱۳۸۹ شد به قول خودش فشار ها و نزاکت های داخلی و خارجی بوده است. این در ذات خویش بیانگر اینست که ممکن رییس جمهور غنی با آوردن صالح حل معضل با طالبان را از طریق جنگ جستجو کرده باشد تا از راه مذاکرات و تفاهم.

با توجه به نوشتار و تبصره های اخیر آقای صالح در شبکه های اجتماعی و ظاهر شدن پوی در کانال‌های تلویزیونی داخلی و بین المللی میتوان طوری تلقی کرد که رییس جمهور غنی تا حدى در تحقق هدف دومی که تصور میرود سبوتاژ و یا هم به تعویق انداختن پروسه صلح باشد نایل آمده باشد. ولی پرسش اساسی اینست که آیا حکومت با همچو موضع گیری آن هم در مقابل تمام احزاب و جریان های سیاسی، کشور های منطقه و رویهم‌رفته با ایالات متحده طرف قرار گرفته، می‌تواند به شکل موفقانه به اهدافش نایل آید؟ این پرسشى است که به پاسخ ان بایست به شکل واقع بینانه و با در نظر داشت درک وضعیت و انکشافاتى که به شکل بی سابقه صورت میگیرد پرداخت نه اینکه از یک دید کوچک و تحت تاثیر منافع فردی.


یادداشت: دیدگاه و محتویات این نوشته، دیدگاه رسمی خبرگزاری خامه پرس نبوده بلکه متعلق به نویسنده است. شما هم میتوانید دیدگاه ها و نوشته های خویش را از طریق ما به نشر بسپارید – info@khaama.com


در باره نویسنده

حبیب سنگر تحلیلگر امور سیاسی و بین اللملی است. وی بیشتر از ۱۵ سال تجربه کاری در موسسات بین‌المللی را دارا است.. سنگر تحصیلات عالی خویش را با اخذ دو سند ماستری در رشته های امور بین اللملی و اداره عامه از پوهنتون سیراکیوز ایالت نیویارک به پایان رسانیده و فعلاً دانشجوی دوره دکتورا در رشته مدیریت و رهبری امور تعلیم در پوهنتون Illinois Urbana Champaign است.