شنبه ژوئن 30, 2018

صنعتی شدن و رشد اقتصادی

نوشته شده توسط خامه پرس - چ جدی ۲۷ ۱۳۹۶, ۳:۵۵ ب.ظ

نویسنده‌:محمد صابر صدیقی

صنایع محرک اصلی اشتغال و رشد اقتصادی محسوب میشوند که با رونق بخشی فعالیتهای صنعتی، میتوان پویایی جامعه را مشاهده کرد.رشد اقتصادی با صنایع و رشد صنعت همبستگی نزدیک دارد. این همبستگی از اثر گذاری عوامل متعددی  شکل می گیرد. 

قبل ازینکه صنعتی شدن و تاثیر آن بر رشد اقتصادی را به بررسی بگیرم، می خواهم این پدیده اقتصادی-اجتماعی را واژه شکنی نموده معنا و مفهوم علمی آنرا دریابیم. واژه صنعت از واژه های عربی بوده که از کلمه صنع گرفته شده و معنی آن آفریدن و خلق کردن است. در زبان انگلیسی واژه Industry  از واژه لاتین  industria  گرفته‌شده و به معنی تجارت یا ساختن به‌طورکلی است و منظور از ساخت و ساز، ایجاد دگرگونی در شکل یا ترکیب مواد است. در فرهنگ معین ، صنعت چنین تعریف‌شده است: کار، پیشه،حرفه، کلیه تغییراتی که بشر در مواد طبیعی می‌دهد تا بهتر و بیشتر از آن‌ها استفاده کند.  صنعت مجموعه‌از فعالیت‌های است که با استفاده از منابع موجود (مواد، سرمایه ، نیروی انسانی، انرژی، تکنولوژی، اطلاعات ،ابزار ) اجناس یا خدماتی را تولید می‌کند که نیازهای انسان و جوامع انسانی را برطرف‌کند، صنعت درواقع تلاشی است مستمر جهت بهبود، کارایی و بهره‌برداری. به این معنا که با استفاده از منابع کمتر ، بازدهی بهتر به دست آوریم. ازاین‌جهتپویایی، نوسازی و نوجویی یکی از ویژگی‌های صنعت است.

صنعت و رشد آن در مجموع بالای شاخص های رشد و توسعه اقتصادی نقش و زیبا و پویا دارد. کشور های جهان اول سیاست های اقتصادی شان همواره بالای صنعت و تقویه صنعت، رشد و توسعه صنعت تاکید می دارند و آنرا در سطوح مختلف سیاستگذاری در مباحث ارجحیت و اولویت می دهند.

واژه های کلیدی: صنعت، صنایع، رشد صنایع، صنعتی شدن، رشد اقتصادی، ضریب همبستگی

معرفی

صنعت عبارت از ساخت و ساز است. بدون در نظرداشت حجم آن صنعت عبارت از تخلیق اجناس و خدمات برای تامین مصارف اجتماع می باشد. به همگان هویداست که محصولات چه اجناس و یا خدمات از استخدام منابع تولید برای رفع نیازمندی های اجتماعی-اقتصادی افراد در جوامع شکل می گیرند. قابل یادداشت است که فرآروده های که از اثر استخدام فکتور/عوامل تولید به وجود می آیند باید ریز چتر یک دستگاه اقتصادی طی مراحل شوند در غیر آن همه فعالیت های که از استخدام عوامل تولید شروع شده و به تولید محصولات/خدمات می انجامد را نمی توان کار صنعت قلمداد کرد.

صنایع و رشد اقتصادی

برهمگان هویداست که بازار در همه امور اقتصادی از دو طرف معادله شکل می گیرند و آنها عبارت اند از طرف تقاضا و طرف عرضه. یکی از قسمت های بسا مهم بازار که بدون آن بازار نمی تواند به سمت اکمال سوق شود بحث عرضه است که این قسمت را صنعت و صنایع به شکل مداوم هدف قرار داده و در شکل دادن اقتصاد سهم خود را بازی نموده است. در مکتب کلاسیک اقتصاد تاکید آدم سمیت و باورمندان آن مکتب بر عرضه بدون در نظرداشت تقاضا بود، به این مفهوم که عرضه باعث به وجود آمدن تقاضا در بازار شده و دست های نامریی باعث ایجاد تعادل در اقتصاد می گردد. در دراز مدت همه نابسامانی های اقتصادی رفع شده و تعادل در اقتصاد تامین می شود. پس در مکتب کلاسیک های قرن هفده ساخت و ساز و یا صنعت ارزش خاص خود را در ایجاد ارزش افزوده، اشتغال زایی، تراکم ثروت ملی، ایجاد و گسترش روابط تجارتی و…داشت است.

مکاتب سوداگری/مرکانتلیزم و طبیعیون/فیزیوکراسی برای تراکم ثروت ملی در کشور به ترتیب طلا و نقره و محصولات زراعتی برای صنعت را در مبانی فلسفه های موجودی این مکاتب به بحث گرفته اند. در مکتب سوداگری/مرکانتلیزم برای اینکه ثروت ملی در قالب طلا و نقره افزایش می یافت تاکید بر تولیدات و فرآوردن صنعتی در قلمرو یک کشور بود. در مکتب طبیعیون/فیزیوکراسی تاکید عمده بر صنعت زراعت معطوف بوده است.

در مباحث صنعت و تاثیر آن بر رشد اقتصادی بایستی از جامعه شناسی صنعتی هم دانست و در  این قسمت می خواهم اندکی در این رابطه نیز گفتمانی داشته باشیم. جامعه شناسی صنعتی: رشته است که جامعه صنعتی را بررسی می کند و به عبارت خوبتر جامعه شناسی صنعتی به تحلیل نهادها و سازمانهای صنعتی، روابط میان آنها و پیوندهای میان پدیده های صنعتی و نهادهای جامعه بزرگتر می پردازد. صنعتی شدن که تحول جامعه از طریق توسعه صنعت و تکنولوژی می باشد و تحولات اجتماعی و سیاسی دور دست تری را نیز همراهی خواهد کرد و فراگرد واقعی تغییر از جامعه کشاورزی یا تجارتی قبلی به سوی جامعه صنعتی است، بدون در نظرداشت جامعه شناسی صنعتی امکان پذیر نیست.صنعتگرایی و صنعتی شدن از منظر هابر مارس باید از سه تحولات افق تاریخی به مطالعه و تحلیل گرفته شود؛ اول: پیشامدرنته که در آن زراعت/کشاورزی شکل می گیرد و اساس و پایه های صنعت و صنعتی شدن بر آن ها استوار است. دوم: مدرنیته که در آن صنعت و صنایع در امور اقتصادی-اجتماعی جایگاه خود را دریافته و جامعه به رفاه نسبی دست می یابند. سوم: پسامدرنیته که در آن صنعت و صنایع به اطلاعات مبدل شده و آن وضیعت را صنعتی بودن می نامیم. ژاک الول دوره پسامدرنیته را دور تکنالوژیکال می نامد که در ان صنعت به نقاط اوج خود رسیده است.

صنایع محرک اصلی اشتغال و رشد اقتصادی محسوب میشوند که با رونق بخشی فعالیتهای صنعتی، میتوان پویایی جامعه را مشاهده کرد.رشد اقتصادی با صنایع و رشد صنعت همبستگی نزدیک دارد. این همبستگی از اثر گذاری عوامل متعددی  شکل می گیرد. صنایع و صنعت از منابع تراکم ثروت در هر اقتصاد به شمار می رود. در مکتب مرکانتلیزم منابع ثروت فلزات گرانبها همچون طلا و نقره را در فلسفه خود مد نظر داشتند و برای تراکم و ذخیره آن دولت های و جوامع همواره تلاش می ورزیدند. سوداگران/مرکاتلیست ها طلا و نقره را یکی از بهترین اشکال ثروت اقتصادی می دانستند و تمام قدرت خود را برای حصول این فلزات گرانبها مصرف می کردند. آنها اعتقاد داشتند که ثروت و قدرت اقتصادی شرط لازم برای قدرت سیاسی برای تشکیل مستعمرات می باشد. آنها برای نیل به این اهداف سیاستهای مختلف را پیشنهاد کردند. خلاصه، موضوع مرکانتلیست ها در قبال فلزات گرانبها به منزله ثروت ملی در واقیعت یک دوکتورین خاص پولی بود به این مفهوم که پول به منزله قدرت و ثروت ملی تلقی شده و بنابرین تمام فعالیت ها برای کسب آن تنظیم می شد.

از دید من با درنظرداشت دوکتورین مرکانتلیزم/سوداگری تراکم فلزات گرانبها یا در انتها ذخیره پولی یک کشور و حتا شگوفایی اقتصادی در ذات خود با رشد صنایع و صنعتی شدن گره خورده است. کشور ها نمی توانند به رفاه، اشتغال و بلند ترین نرخ بهره دست یابند اگر صنایع و صنعت را در اقتصاد خود چشم انداز کنند. قدرت اقتصادی و ثروت ملی که شرط لازم برای قدرت سیاسی تلقی می شود ازاین جهت دولت ها باید در اولویت های استراتیژیک خود صنایع و صنعت را ارجحیت دهند.

صنایع و تولیدات صنعتی در افزایش صادرات در کشور نقشی مهم ایفا می کند. صنایع در تجارت بین الملل موازنه تجارتی و موازنه پرداختها که مهم ترین ابزار های تحلیل اقتصادی در یک کشور محسوب می شوند؛ به صادرات و واردات مرئی و نامرئی اطلاق می شوند و باعث سرمایه گذاری های کوتاه مدت شده در نتیجه تقاضای کل در یک اجتماع را بالا برده باعث تسریع تولیدات و رشد اقتصادی می گردد.

برخی از دانشمندان را عقیده بر آن است که افزایش دخیره ارزی در یک کشور از اثر صادرات بیشتر بعد از افزایش حجم تولیدات داخلی باعث مثبت شدن تراز تجارت می گردد. رشد صنایع در نهاد خود با استفاده از سیاست های حمایوی کشور ها در دراز مدت باعث به وجود ثروت ملی شده و اقتصاد را به شگوفائی سوق می دهد.

از دید نظریه مقدار پول در یک اقتصاد رشد و تسریع صنعتی شدن باعث افزایش و صادرات شده و مستلزم گردش بیشتر پول در اقتصاد می باشد. به گونه مثال چنانچه رابظه بین عرضه پول و فعالیت اقتصادی رابطه مستقیم وجود دارد و به اساس آن هر آنگاه که عرضه پول افزایش یابد-چنانچه سایر عوامل ثابت بماند- این عامل موجب افزایش حجم تولید شده و فعالیت های اقتصادی را تسریع می بخشد.

منابع و ماخذات:

David McClelland, The Achieving Society 1961-

Spencer Pollard, How Capitalism Can Succeed 1966-

Max Weber, The Protestant Ethic and Spirit of Capitalism 1904-

Irvin Fisher, Quantity Theory of Money 1920-

  1. M. Keynes, General Theory of Employment, Interest and Money 1933-

Adam Smith, An Enquiry into the Wealth of Nations 1776-

خبرگزاری خامه پرس - فارسی را دنبال کنید با تویتر, فسبک. و آر اس اس

نظر دهید

Advertisement