چهارشنبه مارس 14, 2018

افغانستان چطور در سه جنگ پاکستان و حامیانش را شکست داد؟

نوشته شده توسط رویین رهنوش - ی جوزا ۲۱ ۱۳۹۶, ۱:۳۲ ب.ظ

نویسنده: 

محمد شفیق همدم، فعال مدنی، نویسنده و پژوهشگر امور سیاسی

بعد از دو حمله‌ای مرگبار تروریستی ماه جوزای ۱۳۹۶ وضعیت کشور دگرگون‌شده است. شهادت و جراحت صدها افغان در دو روز باعث فشارهای روزافزون علیه حکومت وحدت ملی بال خصوص رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی و رئیس اجرائیه دکتور عبدالله عبدالله گردیده است. اخبار منفی و تبعیض‌آمیز در صفحات رسانه‌های اجتماعی باعث تنش‌های لسانی،‌ قومی و سمتی گردیده است.‌ عوامل،‌ عاملین و راه‌حل این بحران چیست؟ کی ها در این‌چنین شرایط سود می‌برند؟ این سؤالات اساسی است که هر افغان حق دارد تا پاسخ آن را بداند.

بدون شک که جهانیان به شمول دوستان و دشمنان افغانستان اوضاع کنونی را از نزدیک نظارت می‌کنند. اما بدبختانه که وضعیت به حد نازک است که بدترین دشمنان افغانستان از چنین مواقع استفاده اعظمی می‌کنند. تاکتیک جنگ طالبان و حامیان پاکستانی ایشان تغییر کرده است. این بار طالبان و حامیان ایشان وارد یک جنگ ترکیبی تروریستی و روانی مسنجم و طرح‌ریزی‌شده گردیده‌اند، که این جنگ‌ها فراتر از میدان‌های نبرد ها قربانی میگیرد.

در کنار جنگ‌های مسلحانه جنگ‌های روانی، سیاسی و اقتصادی از ابزار جنگ‌های عصری بشمار می‌روند. متخصصین امنیت ملی و نظامی به این باور هستند که استفاده جنگ‌های روانی،‌ سیاسی و اقتصادی در کنار جنگ‌های مسلحانه مهلک‌ترین ابزار جنگ‌های عصری هستند. به‌طور مثال باوجوداینکه فدراتیف روسیه ازلحاظ ظرفیت‌های نظامی به‌مراتب ضعیف‌تر از اتحادیه جماهیر شوری است،‌ اما ریس جمهور پوتین توسط جنگ‌های سیاسی و روانی با بزرگ‌ترین رقیب‌هایش چون ایالات‌متحده آمریکا و اتحادیه اروپا مصروف جنگ‌های شدید است و توانسته که از این طریق رقیبان اش را با چالش‌های وسیع مواجه سازد. اکنون تاکتیک‌های جنگ‌های روانی و سیاسی روسیه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها به دولت و مردم ایالات‌متحده آمریکا به شمار می‌رود. روسیه توانست که توسط این ابزار روند انتخابات ۲۰۱۶ ایالات‌متحده آمریکا را تا حد متضرر کند،‌ که حتی تا سال‌های بعد آمریکایی‌ها مصروف درمان تأثیرات روانی این جنگ خواهند بود.

افغانستان که از چهار دهه بدین سو قربانی جنگ‌های جهانی،‌ منطقه‌ی و داخلی است و به‌آسانی نمی‌تواند که با قدرت‌های بزرگ منطقه‌ی چون پاکستان،‌ ایران و روسیه درگیر جنگ‌های نظامی،‌ سیاسی و روانی شود،‌ اما اگر مورد یورش قرار گیرد مجبور است که از تا آخرین رمق خویش مبارزه کند.

افغانستان از سال‌ها بدین سو در یک جنگ اعلان ناشده با پاکستان مواجه است. پاکستانی ها و حامیان افغان ایشان اینک تاکتیک جنگی‌ خویش را تغیر داده و فعالیت‌هایشان را بیشتر متمرکز بر جنگ‌های سیاسی، روانی و اقتصادی نموده اند. سازمان‌های استخباراتی پاکستان بال خصوص ای ایس ای در رأس این کارها قرار دارد. نخست پاکستان با حملات متواتر توپخانه‌ای در ولایات مشرقی افغانستان و حمله‌بر قرارگاه‌های نیروهای امنیتی افغانستان در اطراف خط دیورند باعث کشته و مجروح شدن ده‌ها تن از افغانان بی‌گناه و قهرمانان قوای مسلح گردید. افغان ها با تمام مشکلات خود در جنگ‌های رویاروی به قیمت جان‌های خود به تجاوز پاکستان پاسخ دندان‌شکن دادند.

بعد از شکست جنگ‌های مسلحانه پاکستان خواست که یک جنگ اقتصادی را با افغانستان آغاز کند. سال گذشته نخست پاکستان با تعرفه‌های بلند بر مواد صادراتی و وارداتی أفغانستان خواست که أفغانستان را با بحران اقتصادی مواجه سازد. و در نهایت حتی انتقال مواد خوراکی و ادویه را از مسیر پاکستان به افغانستان محدود ساخت. افغانستان توانست که راه‌های بدیل را جستجو نموده و از طریق ایران و خط آهن چین بعض از مشکلات مردم را مرفوع سازد. توافق پارسال در مورد بندر چابهار ایران میان افغانستان،‌ هندوستان و ایران یک شکست تاریخی پاکستان در تاریخ منطقه بشمار می‌رود. حکومت پاکستان نه تنها در جنگ اقتصادی با یک شکست غیرمترقبه مواجه شد،‌ بلکه با شدیدترین نقد و حتی خیزش‌های مردمی مواجه شد. در کنار مردم،‌ تاجران، صاحب‌نظران و احزاب سیاسی پاکستان شکست حکومت را در یک جنگ اقتصادی با کشور چون افغانستان غیرقابل‌تصور دانسته رهبری حکومت پاکستان را برای این باخت تحت شدیدترین فشارها قراردادند، حتی مقامات ارشد نظامی پاکستان قرارداد سه جانبه چابهار را یک تحدید جدی علیه امنیت ملی پاکستان خوانده و حکومت را مقصر این باخت خواند.

پاکستان که در عرصه‌ای نظامی و اقتصادی جنگ را باخته حساب می‌کند یکجا با همکاران سیاسی‌اش در افغانستان خواستند که یک جنگ سیاسی را تحت عنوان خط دیورند آغاز کنند. بعض از حرکت‌های سیاسی که در داخل افغانستان برای منافع پاکستان و با حمایت مالی و استخباراتی سازمان آی ایس ای فعالیت می‌کنند دست به تشنج‌های سیاسی زده و موضوع خط دیورند را دامن زدند. خط فرضی دیورند که چون یک سرطان مزمن از دهه ها بدین سو لاینحل باقی مانده است و همه‌روزه قربانی می‌گرد،‌ یکی از حساس‌ترین بحث‌های سیاسی کشور محسوب می‌شود. پاکستان در کنار بحث خط دیورند و خیزش‌های حامیان پاکستان برای دفاع از موقف پاکستان در افغانستان توانست که در تورخم دروازه بسازد،‌ اما طرح بزرگ ایشان که ایجاد یک جنگ داخلی میان افغان‌ها بود ناکام شد.

پاکستان که در جنگ‌های مسلحانه، اقتصادی و سیاسی با افغانستان بارها با شکست مواجه شد است، اینک مصروف یک جنگ ترکیبی که حملات تروریستی توأم با یک جنگ روانی و سیاسی است، وارد نبرد شده است. باوجوداینکه درگذشته‌ها طالبان مسئولیت بیشترین حملات را به عهده می‌گرفتند و حتی در بعض موارد مسئولیت حملات را که توسط گروه‌های دیگر رهبری می‌شد نیز طالبان مسئولیت اش را به عهده میگرفتند،‌ اما برخلاف عرف ایشان طالبان مسئولیت حمله چهار شنبه کابل که یکی از خونین‌ترین حملات تروریستی بود و به تعقیب آن حمله وحشیانه بر جنازه معترضین را نپذیرفتند و بسیار با سرعت مسئولیت این حملات را رد کردند. رد مسئولیت چنین حملات تروریستی توسط طالبان میان آگاهان امور سؤال‌برانگیز است، اما این عمل توانست که خشم مردم را علیه حکومت چندان ساخته و مردم حکومت را مقصر چنین حملات بدانند.

رسانه‌های پاکستان و صفحات تقلبی در رسانه‌های اجتماعی که توسط سازمان استخباراتی پاکستان کنترول می‌شود همزمان با این حملات از احساسات و اندوه مردم استفاده نموده دست به تبلیغات سو و نفاق میان مردم زدند. امنیت ملی افغانستان هزارن حسابات فیس‌بوک را که توسط ای ایس ای برای ترویج و تشدید تبعیض و تحریک اقوام ایجادشده شناسایی نموده و این موضوع را علناً به سمع مردم رسانده است. این حساب‌ها که به نام‌های مستعار یا به نام‌های افغان‌ها ساخته‌شده‌اند همواره می‌کوشند که به تعصبات سمتی، قومی و منطقه‌ی دامن زده در چنین مواقع باعث افزایش نفرت و انزجار شوند.

قابل‌ذکر است در جریان دو سال گذشته یکی از بزرگ‌ترین چالش دولت آمریکا و رسانه‌های این کشور اخبار دروغ و یا هم موضوعات تعصب‌آمیز در صفحه‌های اجتماعی است. در دو سال گذشته صدها هزار حساب‌های تقلبی و هزاران خبر دروغ که برای مختل نمودن روند انتخابات آمریکا و ترویج تبعیض میان آمریکایی‌ها ساخته‌شده بود توسط شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی و دولت آمریکا شناسایی گرده است. اما آمریکا با تمام قدرت اش و به حیث یک کشور که مالک بیشترین رسانه‌های اجتماعی دنیا است هنوز هم با چنین چالش مواجه است. پس از افغانستان با تمام مشکلات که دارد نمی‌توان که توقع داشت با چنین پدیده مبارزه جدی کند. در چنین وضعیت بر هر فرد افغان لازم است تا با در نظر داشت منافع علیای ملی باهوش کامل در مقابل دشمان وطن و آرامی خویش نه تنها در مبارزات مسلحانه بلکه در مبارزات روانی راسخ ایستاده و نگزارند که دشمنان کشور به اهداف خود برسند.

بلی بحث روی اصلاحات حکومت وحدت ملی و تحقق آرمان‌های مردم را باید پیگری نموده و مردم باید به دادخواهی‌های سیاسی و مدنی خویش برای یک فردای پر امن و مرفه ادامه بدهند. آما اینجا بحث روی تجاوز خارجی و یک جنگ داغ است که این دو موضوع را نباید با یکدیگر خلط کرد. این نوشته به مفهوم مخالفت با حرکت‌ها و اعتراضات مدنی نه، بلکه برای آگاهی این فعالین است،‌ تا این قشر محترم و مبارز قربانی یک توطه و یا هم ابزار بیگانگان نشوند. مخالفین مسلح و حامیان ایشان نفاق و اختلافات را در شهرها، قریه‌ها و حتی فامیل‌ها دامن می‌زنند. یگانه وسیله مبارزه با چنین جنگ‌های روانی فقط حفظ وحدت ملی و گفتمان‌های ملی است. مردم و دولت باید در چنین شرایط حساس بجای جوش از هوش کار بگیرید و اگرنه ندامت سود نخواهد داشت.

تماس با نویسنده:
Facebook:   www.fb.com/shafiq.hamdam  Twitter: @shafiqhamdam

خبرگزاری خامه پرس - فارسی را دنبال کنید با تویتر, فسبک. و آر اس اس

نظر دهید

Advertisement