پنجشنبه اكتبر 4, 2018

“ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد”

نوشته شده توسط فرخنده زهرا نادری - ش سرطان ۰۷ ۱۳۹۳, ۲:۳۵ ب.ظ

نویسنده: فرخنده زهرا نادری، عضو مجلس نماینده‌گان

Farkhunda Zahra Naderiصدای قدرت جویانه معترضان تیم هم‌گرایی نمایان‌گرسرکشی این گروه از قانون، سرکشی از حاکمیت قانون و مردمسالاری است. در اصول دموکراسی قطع نظر از سلیقه های گروهی تیم همگرایی، عرف جهانی این است که کمیسیون مستقل انتخابات اعلام نتایج را انجام داده یکی از نامزدان را رییس جمهور معرفی می‎کند، اما  در عرف خشونت، گروه خاص، خود را ما فوق قانون شمرده قانون را بدست گرفته و با شعار های تیوریک شاعرانه شان راجع به منافع مردم بیرون از مرز های قانون زورگویی می‌کنند و در نهایت این گروه سلطه جو در عدم اصول دموکراسی، ایشان را برنده قدرت اعلان کرده خواهان ترویج عرف خشونت در میان مردم با حرکات زور گویی می‌گردند که در نتیجه قدرتی که از آن بوجود خواهد آمد، قدرت افراط‌ گری و دیکتاتوری خواهد بود که حافظه تاریخ ما چنین گذشته‌ها را به اشکال مختلف تجربه نموده است.

ریختن مردم در جاده‌ها در اعتراض به تقلب یک امر خیلی به‌جا و ارزنده است، اما متاسفانه بیرون شدن این گروه، نه نماینده گی از ملت می‌کند و نه خواسته ها و آواز مردم (مبارزه علیه تقلب) را انعکاس می‌دهد، بلکه بیرون شدن آن‌ها ممثل تقاضای غیر قانونی تیم همگرایی که به هر قیمتی خواهان گرفتن قدرت اند، میباشد (ما برنده هستیم!)؛ چون ایشان قدرت را اجازه فلتر (تصفیه) نداده خواهان فلج سازی ماشین های تصفیه قدرت در پروسه دموکراسی (کمیسیون های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی) اند. تیم همگرایی در پشت دروازه ارگ حق مالکیت آن‌جا را ادعا نموده هشدار دادند و با نقض حقوق میلیون‌ها اتباع دیگر این کشور که در روز انتخابات رای داده اند و زعیم ملی را انتخاب کرده اند، جهت منافع و سلیقه گروه خود، رییس جمهور اعلان مینمایند.

تاثیرات این اعتراضات

به‌جا میدانم راجع به تاثیرات این صدا های بی تاثیرسلطه جویانه اندکی بیشتر تبصره نمایم.

گفته میشود افغانستان تقریباً بین ٢۵-٣٠ میلیون نفوس دارد که از این جمله برای  ١۵-٢٠ میلیون آن کارت رای دهی توزیع شده است و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٣ نظر به آمار رسمی ارایه شده کمیسیون مستقل انتخابات بین ٧-٨ میلیون تن در سراسر کشور رای داده اند.

اما نقطه قابل عطف این‌جاست که تیم محترم اصلاحات با همگرایی غیر قانونی شان تظاهرات غیر دموکراتیک را در سه ولایت بشمول پایتخت به‌خاطر نمایش زورگویی و تمرین کودتا براه انداختند که بدون تردید اثری در نتایج انتخابات وارد نمیتواند. بطور نمونه از بین همایش که در سه ولایت (بادغیس تقریباً ۶٠٠ نفر، بلخ ١٢٠٠نفر و در کابل در حدود ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠ تن اشتراک کننده) به‌وقوع پیوست گسترده ترین آنرا که در کابل با زحمات بیکران و موجودیت فزیکی رهبران محترم تیم همگرایی صورت گرفت، مورد بحث قرار دهم.

در کابل تقریباً در حدود ۵ میلیون تن سکونت دارند و از این آمار تقریباً ۸۰۰۰۰۰ آن رای داده اند و با سخاوت آمار میخواهم بگویم که تقریباً ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠تن از هوإداران تیم هم‌گرایی که تعداد قابل ملاحظه شان‌را شهروندان بیرونی و غیر واجد شرایط رای دهی از لحاظ سنی تشکیل میدادند به روز جمعه روی سرک ها و خیابان های شهر کابل ریختند. حال در این صورت آیا ١۵ – ١٧ هزار هواداران همگرایی میتوانند حق تخمیناً ۵ میلیون کابلی را سلب نموده تاثیرات بر آرای ۸۰۰۰۰۰ شهروندان کابل که در پروسه ملی انتخابات جهت انتخاب سیاسی سهم گرفتند بوجود بیاورد؟

اصلاً نه! قطع نظر از اینکه آمار معترضان محترم همگرایی در سه ولایت مزبور حتی نفوس کوچک ترین ولایت این کشور را تشکیل داده نمیتواند.

نکته دیگر اینکه این معترضان خلاف قانون با الفاظ خشونت بارصدا بلند می‌کردند و شعار می‌دادند. شاید تعدادی زیاد از معترضان نظر به جبر زمان ناخود آگاه و احساساتی، اما با مهندسی کتله های کوچک شعار های ضد دموکراسی، ضد صلح و ضد قانون مداری را سرمی‌دادند که در نتیجهٓ فریاد های غیر مسولانه تیم همگرایی، این گروه خواهان حاکم ساختن قدرت سه دهه جنگ شدند. شاید بیشتر جوانان که در این گروه بودند با احساس پاک شان به‌سوی صدای طبل ی که راه آینده شان را به ترکستان می برد، میرفتند، زیرا نسل ٢۵ ساله امروز ماکه در زمان رژیم پیشین (طالبان) ۵ ساله و در ختم آن قدرت بعد از ٧ سال به‌سن ١٢ساله‌گی رسیده بودند، حالا با ١٣ سال دموکراسی، ٢۵ ساله هستند و این نسل تنها رژیم گذشته را با درد هایش و دموکراسی را با نواقص آن میدانند، اما اینکه چی ضعف حکومت‌داری سبب شد تا آن رژیم‌ در کشور ما پیاده شود، مقاومت مرز های کشور ما را ازبین برده عناصر بیگانه‌گان در کشور ما جا گیرد، این موضوع به ندرت از سوی تعداد کمی از جوانان تحلیل و بررسی می‌شود. علاوه بر این یک افغان ی که در زمان ورود دموکراسی در سال ۲۰۰۱، ۵ ساله بود، حالا در سن ١٨ ساله‌گی قرار دارد و این نسل دموکراسی تا اندازه تعریف بحران سازی را تجربه نکرده و نمیدانند، اما با احساسات پاک خود گرفتار بازی های فرسوده و کهنه ی می‌شوند که نتیجه اش را درست نمیدانند تا اینکه تجربه کنند؛ اما قطع نظر از اینکه چی تعداد از نسل جوان ما به چی میزان از گذشته تحلیل دارند، خرابی های کابل حافظه اش را نباخته است، پس کابل و شهروندان کابل و تمام ولایات افغانستان تاریخ زنده از جنگ سه دهه اند و فراتر از طالبان ودموکراسی حافظه دارند، بنابرآن این ملت، ضعف مقاومت اش را و از بین رفتن نهاد های حکومتی اش را بخاطر قدرت هیچ سیاسیون در این زمان مردم‌سالاری، قربانی نمیکنند و تصمیم این ملت در راستای امضای توافقنامه امنیتی کابل-واشنگتن در لویه جرگه عنعنوی بزرگ‌ترین مصداق این ادعا است.

جالب اینکه تیم همگرایی بی‌خبراز تاریخ جنگی کشور ما ادعای حکومت‌داری سالم را در سطح عالی و مطابق به معیار های غربی که صدها سال عمر دارد، دارند و در غیر آن حوصله‌مندی ساختن و رشد آن‌را در سیاست شان نمی‌پذیرند. در ضمن این تیم نهاد‌های نو پای ١٣ ساله دموکراسی را به جرم آوردن مردم‌سالاری و اصول گرایی محکوم به جرم فرد (جرم یک عمل شخصی است تعقیب،گرفتاری یا توقف متهم و تطبیق جزا بر او به شخصی دیگری سرایت نمیکند. ماده ٢۶ قانون اساسی افغانستان) نموده تفکیک شخص حکمی و حقوقی را کاملاً در سیاست شان حذف نموده، خلاف قانون اساسی سرایت جرم را نه تنها از فرد به فرد بل به نهاد نیز جایز میدانند. در نتیجه این افکار و پالیسی فرا قانونی تیم محترم همگرایی، نهاد های دموکراتیک بالخصوص کمیسیون های که بابسا چالش ها، وظیفه تصفیه قدرت را ازخون ریزی دهه های گذشته به‌رنگ ریزی امروز مبدل نموده اند، مجرمین ۳ دهه جنگ شناخته شده از سوی این تیم در این انتخابات به‌مرگ محکوم شده اند.

اما این تیم  بی‌خبراز این‌که چنین فضای امن و آزادی برای درد باختن و ماتم سرایی قدرت شان مبین قدرت دموکراسی و نهاد های اند که ایشان به آن‌ها شعار های خشونت آمیز هم‌چو “مرگ باد” و “نابودی” را روا می‌دارند.

 اما مهندسان قدرت همگرایی ما باید بدانند که مردم به هیچ صورت این‌گونه ژست‌های خشونت‌زا را که زخم و اضطراب جنگ های داخلی گذشته را در ذهن آن‌ها دوباره بیدار سازد نمی پذیرند و فرصت تکرار تاریخ را نمی‌دهند!

آیا این حرکات مدنی نامیده میشود؟

ماده ٣۶ قانون اساسی افغانستان، اتباع کشور را حق تظاهرات برای تأمین مقاصد جایز و صلح آمیز شان بدون حمل سلاح را داده است که در هیاهوی روز جمعه این نکات جداً نقض شد.

نخست تلویزون نور با پخش آهنگ که مردم را تحریک به خشونت می‌کرد و عملا از گرفتن سلاح نام می‌برد صریحاً این ماده را نقض نموده است (مطلع آهنگ: دشمن تو تانگ دارد از تو تفنگ است).

بیایید فرض کنیم که اگر در مقابل این گروه پر هلهله ی زورگو در یک سرک کابل شهروندی کابلی که از تیم تحول با چهره شناخته شده مقابل می‌شد، چی واقع می‌شد؟

تقاضا های خلاف قانون و شعار های کودتای و نفرت‌زای تیم هم‌گرایی به روز جمعه مردم را تحریک به خشونت می‌نمود. چند نمونه از شعار های تیم همگرایی که نماینده‌گی ازحرکت مدنی، افکار حکومت‌داری و ساختن نه بل نمایان‌گر خشونت و از بین بردن دموکراسی استند یاد می‌کنم:

– مرگ به کمیسیون مستقل انتخابات!

– مرگ به ارگ!

– مرگ به ارگ نشینان!

– ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد!

– یا ارگ یا مرگ!

– رییس جمهور ما داکترعبدالله است، به هیچ چیزی دیگری قناعت نداریم!

– ما برنده هستیم!

– مرگ به اشرف غنی احمد زی!

این تقاضا های غیر قانونی و سلیقه جویانه، انتهای تحرک نفرت را در سرزمین که نه تنها بیش از ٣ دهه جنگ را پشت سر گذاشته بل همین اکنون در حال جنگ بوده و مردم هر روز خون را در مقابل چشمان شان می‌بینند، می‌کارد. پس با صراحت لهجه میتوان گفت که تظاهرات اخیر مدنی بوده نمیتواند!

به بازی گرفتن احساسات مردم در این نمایش های سلطه جویانه با شعار های‌که به‌دلیل اصل نبودن اش هیچگاه نتوانست وارد مناظره گردد از یک طرف و از طرف دیگر نادیده گرفتن نهاد های قانونی با بهانه چالش های اجتماعی نیروی کاذب به مهندسان زور گوی قدرت داده که در نتیجه “تظاهرات” چنین وادار نمایند که میتوانندبا شدت بخشیدن آتش احساسات مردم جنگ های داخلی را دوباره در افغانستان حاکم سازند تا باشد به‌وسیله چنین فشار یا ریس جمهور (ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد) و یا کمیسیون های مستقل انتخابات (رییس جمهور ما داکتر عبدالله است، به هیچ چیز دیگری قناعت نداریم) را وادار به تسلیم قدرت به تیم همگرایی نماید، اما خوش‌بختانه قدرت دموکراسی و مردم‌سالاری فراتر از نمایش های زورگویانه است.

گرفتن قدرت با چنین هشدار ها و محاصره شدن ارگ از سوی رهبری تیم همگرایی و سردادن شعار های غیر دموکراتیک (ارگ باید تخلیه شود و بطور مسالمت‌آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد) مبین این واقعیت است که تیم همگرایی به‌جز از رسیدن به قدرت مطلقه به هیچ چیزی دیگری قناعت ندارند. بالاخره با بهانه های کمبودی و ضعف در نهاد های دموکراسی به هر قیمت آماده حمله و گرفتن قدرت استند وبس! اینجا مهندسان همگرایی ما بر دموکراسی منت میگذارند که از واژه “مسالمت‌آمیز” استفاده نموده هشدار خود را مدنی ساخته اند.این مانند آن است که یک انگشت که با علامه (۱) اخطار میدهد، (۴) انگشت دیگر به‌سوی هشدار دهنده می‌آید اما متاسفانه اشتیاق قدرت، چشم بینایی درآن چهار انگشت نمانده است.

واقعاً به روز جمعه بزرگ‌ترین نمایش از اعتراضات تیم همگرایی را شاهد بودیم چون‌که از این بیشتر برای شان امکان پذیر نبود. در تظاهرات دور قبل آن‌ها، مردم صلح جوی افغانستان نخواستند که به جاده ها بیرون شده هم خود و هم ملت جنگ دیده را اذیت کنند، اما این بار رهبران این تیم برای امتیاز گیری و ایجاد اضطراب و ترس در ذهن مردم خود بیرون آمده آخرین ضربه های قدرت شانرا استفاده نمودند و روز را هم روز جمعه انتخاب کردند تا باشد در این رخصتی عمومی ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠ تن را از مسجد‌ها با شعار های جنگی و احساساتی شان بیرون بکشانند. اما یک‌بار دیگر باید گفت که مردم این‌جا حاکم اند نه یک گروه خاص!

 پیشنهادها:

رهبران این کشور جنگ دیده نباید فرهنگ خشونت را با الفاظ نفرت‌زا درقالب دموکراسی پیاده کنند بل با الفاظ صلح پرور شان باید الگوساز فرهنگ دموکراسی که همانا فرهنگ هم‌زیستی، همدیگر پذیری، ساختن و پیش رفتن است، باشند، نه به بن‌بست کشانیدن و عقب بردن مردم!

تیم محترم هم‌گرایی:

  1. به‌خاطر دید بزرگ رهبریت و ادعای زعامت باید کمیسیون ها را به‌صورت نهاد های یکبار مصرف ندیده بلکه اجازه رشد و پیش‌رفت آن‌ها را در سرزمین جنگ زده و خون‌ریز جهت ارزش و پاس‌داری ازخون افغان‌های شهید این پروسه و انگشتان که به‌خاطر رنگ کمیسیون با رنگ خون شان حلال شدند، داده و به پروسه احترام بگذارند.
  1. شما با وصف این‌که نظر به کاستی های دموکراسی نو پا نتوانستید آپوزیسیون را قوی و روشن تعریف نمایید، موجودیت شما در صحنه سیاست برای توازن بخشیدن به فضای پرچالش سیاسی کشور ما غنیمت بوده و در بسا موارد قابل توجه است، پس این تفکیک ی که بین شما و آپوزیسون مسلح (طالبان) دولت وجود دارد را حفظ نموده بجای کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی و قوه قضا، محکمه صحرایی نیافرینید.
  1. به مردم در هر دو حالت باید اطمینان دهید که اگر حکومت هستید یا آپوزیسیون، نه اینکه خشونت میکارید بلکه در هر دوحالت دموکرات پرور استید نه خشونت پرور!
  1. تیم تحول و تداوم که شریک شما در این پروسه اند در داخل کمیسیون ها در انتظار حضور شماست، با وصف این‌که پروسه به صورت عادی پیش می‌رود، اما حضور شما در کمیسیون تعهد شما را در دموکراسی نشان میدهد. در ضمن هردو تیم با تعریف جدید از سیاست، داخل صحنه ی گرفتن قدرت شده اند و آن اینکه با هم دشمن نیستند بلکه مبنی بر دیدگاه و برنامه تقسیم شده اند که حتی در نتیجه بازی نیز با هم شرکا باقی مانده یکی حکومت و دیگری آپوزیسیون خواهد بود.

خبرگزاری خامه پرس - فارسی را دنبال کنید با تویتر, فسبک. و آر اس اس

نظر دهید

Advertisement