خبرنگار: اولتر از همه تشكر ميكنم كه وقت تان را در اختيار ما گذاشتيد. بهتر است از اينجا آغاز كنم كه شما در تيم تحول و تداوم چه جای‌گاهی داريد؟

Farkhunda Zahra Naderi (Profile Picture)زهرا نادری: تشکر از شما كه تشريف آورديد. در تیم تحول و تداوم که بحری از برنامه ها، حقوق شهروندی و حکومت داری مدرن را تعریف میکند، من قطره ی ازین بحر محسوب میشوم. اما من تنها به صفت یک فرد نه بل به عنوان نماینده مردم با تیم تحول و تداوم همکاری میکنم، یعنی با آمدن درین تیم، وظیفه ام را به حیث نماینده ی مردم از دست نداده بلکه به عنوان نماینده ملت که تا به حال پیوسته کوشای بلند نمودن صدای مردم بودم، درینجا نیز برای حقوق و صدای مردم پیوسته ام تا بدینوسیله مرحمی برای دردهای درمان نشدۀ مردم دریابیم. چون پارلمان افغانستان از ناهنجاری های سیاسی رنج میبرد، حکومت چالش های مختلف خود را دارد، تمام نقشه­ی افغانستان از فساد گسترده رنج برده و بعد از جنگ های گذشته ما را به این نام مشهور ساخته است و در بخش دموکراسی، بدترین یافته هایش ما را در جهان مشهور ساخته است. ما امیدواریم که به عنوان نماینده­ی مردم در این تیم، بتوانیم این صداها را بلند کنیم. بناً امیدواری به یک افغانستانِ باثبات، موفق و با تهداب قوی برای نسل های آینده، در این تیم وجود دارد.

خبرنگار: كانديدان خيلي زياد بود -چه دليلي وجود داشت كه شما و حزب پيوند ملی افغانستان از ميان يازده تكت – تيم تحول و تداوم را برگزيديد؟

زهرا نادری: واقعاً انتخاب خيلي دشوار بود، چون من حتي در انتخابات قبلي از ديدگاه، مرام و شخصيت داكتر صاحب خوشم مي‌آمد و از آن حمايت مي‌كردم، اما در انتخابات دوم رياست جمهوري – من نه براي داكتر اشرف غني كمپاين كردم و نه هم رأي دادم. زيرا ما با تصميم جمعي و كتله‌اي براي حامد كرزي، هم‌ كمپاين كرديم و هم رأي داديم و من نيز به عنوان جزو از اين كتله، رأي خود را به نفع ايشان انداختم.در آن وقت من وارد سياست نشده بودم . اما در انتخابات سوم رياست جمهوري، از يك سو من رسما وارد سياست افغانستان شدم و دريافتم كه درد مردم افغانستان بزرگتر از آن چيزي است كه ما از آن مي ناليم و از سوي ديگر توانستيم يك گفتمان سياسي گسترده تري را جهت انتخاب شخص مورد نظر مان، ايجاد كنيم.

كانديدان محترم كه من به همه‌ي آنان احترام دارم، هر كدام شان يك بعد خاصي را با خود داشت. اما داكتر صاحب اشرف  غني احمدزي، يك شخص چند بعدي است، تحصيلات اكادميك دارد، تجربهء خوبي در عرصه حكومت داري دارد و در ميان مردم افغانستان و جهان از شهرت نيك‌ی برخوردار میباشد.

اما فلاً هم من نه تنها به صورت فردی که طرفدار برنامه های اشرف غنی بوده نیامده بل به صورت گروهی و دسته جمعی به حمایت دکتراشرف غنی وارد کار و زار رقابتهای انتخاباتی شده ایم. البته در وقت تصميم گيري مشكلات و چالش هاي وجود داشت، اما ما با گفتماني كه در بین ما ايجاد كرده بوديم، با در نظرداشت منافع مردم تصمیم گرفتیم.– چون داكتر صاحب اشرف غني يك شخصيت متفاوت تر از ديگر كانديدان است. وی یک شخصيت مردمي است كه با ارزش‌ها و برنامه‌هاي دموكراتيك آراسته بوده و توانايي مديريت اين برنامه‌ها را دارد. یعنی در حقيقت از ميان خوبان، خوبترين را برگزيديم – چون در اين گزينش بايد خيلي دقت صورت مي گرفت، زيرا از يك سو بايد آيندهء افغانستان مدنظر مي گرفته می شد و از سويي هم، چالش‌هاي موجود، تا بتوان براي بيرون رفت از بحران كنوني، كسي را انتخاب کرد كه توانايي بيرون راندن افغانستان را از بحران كنوني داشته باشد، زيرا بحران كنوني خيلي پيچيده و گسترده است چون بعد از بيرون رفتن نيروهاي خارجي از افغانستان ما نياز مبرم به زعیم ملی داريم كه بتواند افغانستان را از اين همه نگراني‌ها بيرون نموده توانايي مبارزه با فساد اداري، جنگ و نابساماني هاي اجتماعي و جذب حمایت و کمکهای بین المللی را نيز داشته باشد.

خبرنگار: اگر شما در ميان كانديدان بخصوص دو كانديداي پيشتاز –داكتر اشرف غني احمدزي و داكتر عبدالله عبدالله- به چند ويژگي‌اي مشخص داكتر صاحب احمدزي اشاره كنيد، چه‌ها خواهد بود؟

زهرا نادری: ويژه‌گيهاي مشخص داكتر صاحب اشرف غني احمدزي برنامه داشتن، قاطعيت اراده سياسي و دانش سياسي و اقتصادي وي است. او يك شخصيت ملي و بين المللي است. در شرايط كنوني ما براي نجات افغانستان به اشخاصي چون اشرف غني ضرورت داريم، تا بتوانيم كشورمان را از بحران ها رهايي بخشيم. چيزي كه من روي آن بيشتر از همه تأكيد دارم اینست که وی یک سیاست مدار قوی اکادمیک و برنامه محور بوده که می تواند سیاست سنتی افغانستان را با برنامه های مردم محوری و حکومت داری مدرن تحول بخشد. وي در انتخابات گذشته به عنوان یک شخصیت علمی مطرح بود اما در مقابل سیاست سنتی و خشونت محور به چالش روبرو شد، اما او در مدت 5 سال گذشته شامل پروسه انتقال در چوکات حکومت شده پیوسته تلاش کرد تا ارتباطش را با مردم مستحکم نموده و دیدگاه های آنها را شامل برنامه های خود سازد، که در نتیجه آن امروز نه تنها به عنوان یک دانشمند توانا بل به حیث یک سیاست مدار برجسته و قوی وارد پیکارهای انتخاباتی شده است.

خبرنگار: و آيا توقعاتي كه شما در انتخابات دوم رياست جمهوري از آقاي كرزي داشتيد، برآورده شد؟ و حال خواستها و توقعات شما از تيم تحول و تداوم بعد از پيروزي چيست؟

زهرا نادری: در انتخابات قبلي بعد از پيروزي ريس جمهور حامد كرزي، متاسفانه به خواستهاي مردم ما جواب مثبت داده نه‌شد. ببينيد، وقتي كه ما به سوي مفكورهء بزرگ دولت داري مي رويم –تمام مردم مطرح بحث است –برتري‌جويي مطرح بحث نيست. من هيچگاهي طرفدار اين نيستم كه يك قوم، يك مذهب، يك نژاد، يك قشر ويا يك طبقه نسبت به ديگري برتري داشته باشد، اما كشور ما از اقوام، مذاهب و كيش‌هاي مختلف تشكيل شده است كه از يك سو باعث زيبايي‌اش شده و از سويي هم همين ساختار توسط سياستمداران و رهبران ما به چالش كشيده شده است. اگر ما همين گوناگوني را بصورت مثبت بكار گيريم مطمئناً مي توانيم در هر عرصه‌اي در سطح منطقه و جهان به مثابه یک ملت قوی عرض اندام کنیم. چون افغانستان متشكل از اقوام و مذاهب مختلف است، هر قوم خصوصيات منحصر به خود را دارد و در تقسيم قدرت نيز همه بايد سهيم باشند. توقع مردم از دموكراسي اینست که صدای آنها در حکومت داری انعکاس یابد اما متأسفانه در حكومت پیشین در برابر خواسته های مردم چالش وجود داشت – اما باوجود این چالشها آقاي كرزي با انتقال قدرت بصورت مسالمت آميز به رئيس جمهور آينده، بزرگترین جبران تاریخی را در برابر نارسایی های حکومتش انجام خواهد داد.

حالا بر می گردیم روی توقعات و خواستهاي ما از رئيس جمهور آينده- دکتر اشرف غنی احمدزی. ما رئيس جمهور ي مي خواهيم كه از تمام مردم افغانستان باشد- منحصر به يك قشر، طبقه، قوم، مذهب و… خاصي نباشد. ببينيد، با آنكه رای دهنده گان با رای شان به فرد مورد نظر یک قرارداد اجتماعی را عقد می کنند که از لحاظ حقوقی حکومت تشکیل شده به خواستهای این مردم پاسخ مثبت دهد، اما حتی آنانیکه رای نمی دهند نیز جزء مسوولیت و تحت پوشش یک حکومت فراگیر ملی قرار می گیرند. يعني در دموكراسي تنها اقليت و اكثريت نيست؛ مؤلفه‌هايي چون –عدالت، احترام اقليت ها، مشاركت اجتماعي و حفظ ارزش‌هاي دموكراتيك نيز جزو مؤلفه هاي دموكراسي به شمار مي رود. اما بدون ترديد مردمیکه به يك فرد مشخص راي ميدهند طبيعي است كه خواهان مشاهده سیمای شان در آيينه‌ي قدرت هستند. ما امیدواریم که در حكومت آینده رای دهنده گان پاسخ خواست ها و انعکاس صدای خود را در قدرت ببینند.

خبرنگار: شما در کدام بخش ها فعالیت دارید؟

زهرا نادری: وقتي وكيل مي باشي –بسياري مسائل به وكالت ربط مي گيرد- اما من مشخصاً در بخش بانوان و جوانان فعاليت دارم. چون این دو بخش همیش از داشتن قدرت بازداشته شده و به حاشیه کشانیده شده؛ من مي خواهم جوانان و بانوان در فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي سهيم شوند و جزء قدرت باشند، اما اگر زمانی دریابم كه آنان در اوج قدرت سياسي و اجتماعي قدم مي زنند، من اين بخش را رها خواهم کرد.

خبرنگار: اگر يك پرانتيز باز كنيم كه چرا خانم‌ها در بخش مشخص بانوان فعاليت مي‌كنند، نمي شود كه زن به عنوان يك انسان در تمام عرصه‌ها دست به فعاليت بزند.

زهرا نادری: تيم تحول و تداوم و شخصاً داكتر صاحب در مورد اين دو بخش خيلي جدي است؛ گرچند اين بخش‌ها با مشكلات زيادي روبرو است اما قاطعيت در اين بخش‌ها مي تواند مثمر واقع شود؛ در بخش جوانان ما با فرهنگ بزرگ سالاري روبرو مي‌شويم و در بخش زنان ما با فرهنگ مردسالاري. اينجاست كه ما احساس مي كنيم كه در اين دو مورد بايد بيشتر كار شود تا از مشكلات فرا راه جوانان و زنان رهايي يابيم. اما وقتي كه مسئله‌ي دولت داري مي‌آيد، جوانان و زنان نيز بايد خود را جزو از قدرت بدانند. زنان و جوانان نبايد فقط بدليل اينكه جوان هستند يا زن هستند، از ميدان بيرون كشيده شوند، چون اين كنش معقول نيست. به‌همين خاطر كسانيكه در سياست هست، بايد صدايي براي آنان باشند. اينها بايد مورد توجه‌ي جدي قرار گيرد زيرا اين دو قشر مي تواند در عرصه‌ي توسعه سياست مدرن مفيد واقع شوند چون اين‌ها در حوزه‌هاي اكادميك فرهنگ جديد سياسي، نظام مردم سالاري را مي آموزند و مي توانند آنان را براي بهبود وضعيت بكار گيرد، به همين دليل است بايد به آنان توجه‌ء جدي شود، اما فرهنگ سياسي ما يك فرهنگ بزرگ سالار است. مثال در يك خانواده، زن نمي تواند تصميم جداگانه اتخاذ كند، در خانواده همه –خرد، بزرگ، پير، جوان، زن و مرد هستند، بايد همه در تصاميم سهمي داشته باشند. اما اينكه چگونه اين خانواده كانون مشترك همه باشد كه همه بصورت صلح‌آميز و آسوده زندگي كنند، مطرح بحث ما و شماست. مثلا براي مردان بيرون شدن از خانه و رفتن بسوي هدف مشخص خيلي عادي است اما براي يك زن بيرون شدن از خانه و رفتن به جاي ديگر بدون كدام خشونتي خيلي سخت است. اما مردان مشكل است اين را به آساني درك كنند زيرا آنان طبيعت، محيط، خانه، و همه چيز را از خود مي پندارند اما در برابر زنان آنقدر تبعيض وجود روا داشته شده كه ما حتي طبيعت را نمي توانيم جزو خود بدانيم. اينجاست كه همه چيز انحصاري شده است و صحبت از برابري و تبعيض نه تنها بجاست بلكه نياز مبرم است. زيرا با گفتمان مي شود دركي بوجود بيايد. گرچند خانم ها يك اندازه مرد ها را درك مي كنند، زيرا همواره متوجه برادرش، پدرش و شوهرش بوده و هست. درحاليكه مردان چنين نيستند؛ مثلا خواهري متوجه مي شود كه برادرش به چه نياز دارد و چه گونه همراه اش صحبت شود. اما شماری زیادی مردان، خيلي چيزها را عادي مي پندارند و فكر مي كنند كه اگر اين مسئله را به خواهرش بياموزاند -شايد چيزي مهمي نباشد- كه اين ذهنيت بايد تغيير کند. درك از دو طرف صورت مي گيرد، يك طرفه نيست، بخصوص در كانون خانواده.

خبرنگار: با شايعات فيسبوكي چطوريد؟ و چگونه با تيم تان با اين شايعات مبارزه مي كنيد؟ -گاهي بر شما اهانت مي كنند و گاهي هم به اشرف غني احمدزي نسبت متعصب بودن را مي دهند.

زهرا نادری: من از لحاظ كريكتر شخصي، خاصيت هاي منحصر به فرد خود را دارم، من در زندگي ام طوري بزرگ شده ام كه هيچگاهي بر خود حق نداده ام، كه به كسي توهين و تحقير و اهانت روا بدارم و به هيچ كسي چنين حقي را نداده ام به من ناحق تند بگويد و اين به عنوان يك اصول براي هميش در زندگي شخصي ام بوده است. اما سياست جهان خاص خود را دارد. چون وقتی با یک مفکوره بزرگ و بینش وسیع وارد سياست مي شوي دیگر میدانی که خودت مثل یک فرد مورد بحث نیستی بل باری سنگینی از مسوولیت های مباحث چالش برانگیزی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را با خود حمل می کنی، که درین صورت فضای ناسالم سیاسی در صورت مخالف بودن با افکارت بعدهای کاری و شخصی ات را بی رحمانه یکجا ساخته مورد حمله قرار میدهد. یعنی باید یک فرد سیاسی درک نماید زمانیکه برای مردم کار میکنی تا حد امکان باید به صداهای که منحصر به کرکتر شان میشود، جهت درمان به درد شان گوش شنوا داشته باشی، هرچند که از آزادی بیان حرف میزنی باید روی دیفیمیشن (Defamation) توجه جدی حقوقی داشته باشیم. اما خوشبختانه و یا متاسفانه چنین رفتارهای ناسالم میتواند باعث رشد دموکراسی گردد و این خوشبینانه ترین طرز بینش اینگونه رفتار است. البته موارد تند و خشونت آمیز خوشایند نیست، اما اینگونه حرکات بهتر از گرفتن تفنگ و ریختن خون به حساب می رود. ما کشوری هستیم که همیشه با تفنگ صحبت کردیم و زمانی موارد مارا قهر ساخته نخواستیم تحلیل کنیم، بلکه خواستیم با هرچیزی که در اطراف ما است طرف مقابل را مورد حمله قرار دهیم. اما حالا وقتیکه میخواهی تفنگ را به سخن تبدیل کنی، طبیعی است که الفاظ به صورت ناگهانی، آرام و ملایم نمی گردد بل در ابتدا سخن از همان فضای خونریزی و خشونت آمیز سرچشمه می گیرد. اما در نهایت وقتیکه تفنگ را به سخن تبدیل میکنی یک دستاورد بزرگ است.

من به دیدگاه های همه احترام دارم و امیدوارم هستم که دوستان به جای اتهام بستن به دیدگاه یک دیگر احترام بگذارند. اما کسانیکه به مثل گرد و غبار صحبت می کنند، باعث این میشود که به گپهای شان توجه نشود. من در فسبک برعلاوه خودم یک تیم مشخصی دارم؛ آن ها بعضی دیدگاه های فسبکی که خیلی ناراحت کننده و دور از ارزشهایی سخن باشد، قبل ازینکه من ببینم حذف می کنند. اما من طرفدار این نیستم. همیشه به آنها توصیه میکنم که انتقاد را هیچ وقتی حذف نکنند و بگذارند که در فسبکم باشند، اما بلی ان چیزهای که خارج از نقد باشد و شایسته زبان نباشد، باید حذف شوند. من امیدوارم که کسانیکه دیدگاه مخالف دارند به عضو صحبت های خشونت آمیز بیایند انتقاد کنند و بحث کنند. بگذار دقيق‌تر در جواب سوال شما بگويم كه اگر شايعاتي که در مورد داکتر صاحب منتشر میشود واقعيت مي داشت، نه علاقه مندي مي‌داشتم و نه هم عضويت تيم تحول و تداوم را مي گرفتم- اما يقين دارم كه شايعات است و حقيقت ندارد. من نه تنها طرفدار تيم هستم بلكه تا آخرين نقطهء انرژي ام براي پيروزي تيم مبارزه مي كنم. از سوي ديگر من يك افغان هستم. افغانيت ما چتري است كه در زير خود گلهاي زيباي اقوام را جاي داده است. كساني كه تيم تحول و تداوم را منحصر به قوم پشتون مي دانند و ديدگاه فاشستي را به آن نسبت مي دهند، بايد بدانند كه من و هزاران شخص ديگر كه عضويت تيم را دارند، پشتون نيستند، اما در دور يك ميز خود را خيلي راحت‌تر احساس مي كنند. اين خودش مبيين اين واقعيت است كه شايعاتي كه در بيرون وجود دارد، اصلا حقيقت ندارد. بايد گفت كه اگر داكتر صاحب با چنين ديدگاه كوچك وارد می شد، نمي توانست اقوام مختلف را با خود داشته باشد.

خبرنگار: يك سوال غير تحولي، در عرصه‌ي سياست شما به صورت مقطعي و تدريجي پيش‌نرفته‌ايد، به يكبارگي وارد ميدان سياسي شده ايد، كه تا به حال هم خوب درخشيده ايد. آيا تا هنوز هيچ فكر كرده ايد كه روزي –در يك فرصتي- يكي از كانديداي رياست جمهوري باشيد؟

زهرا نادری: در نخست از سیاست اصلاً خوشم نمي آمد. یکی از خصوصیاتم این است که به چیزی که علاقمندی نداشته باشم نمی خواهم در آن مورد بیاموزم، اما پدرم از طفوليت مرا به اين راه تشويق مي كرد. من در خانوادۀ بودم که همواره شاهد تحولات مختلف سياسي بوده است، اما هيچگاهي به عمق سياست نرفتم. باوجودیکه تشویق شده بودم، درک میکردم که پدرم می خواست به مردم خدمت کنم، من به خود توجیه میکردم که خدمت کردن تنها بودن در سیاست نیست، بلکه به خود میگفتم که میتوان از طریق جامعه مدنی و راه های مختلف دیگر به مردم خدمت کرد. عدم تعریف قوی از سیاست باعث این شده که سیاست همیش یک پدیده بدنام باشد، اما من فکر میکنم که تعریف واقعی از سیاست اینست که سياست واقعي، وظيفه‌ي است با معيار خیلی قوی و بلند که تمام عرصه‌های ديگر را زير چتر خود دارد. اما متاسفانه سیاست هیچگاهی معیاری نبوده، سیاست معمولاً از سوی افرادی که مسلکی نبوده اند تعریف شده؛ در بعضی موارد از سیاست سوء استفاده شده است.

من وقتی در سال 2007 به افغانستان برگشتم، چندین سال به کار و فعالیتهای داووطلبانه (فخری) مشغول بودم. بیشتر با زنان و جوانان مصروف بودم. اما در مورد آخرين بخش از سوال تان، پست رياست جمهوري- اين پستي است كه بايد هر زني افغان در موردش بينديشد، بايد هم بينديشد. نه تنها سمبوليك بلكه با جديت و ثبوت. ما نیاز داریم برای جامعۀ که علیه زن تبعیض دارند ثابت کنیم كه دیگر زنان ابزار خواهشات نیست، زنان موجود است که مانند مردان باید احترام شوند. دیدگاه ابزاری که نسبت به زنان در طول چندین سال جنگ و خشونت در افغانستان ایجاد شده، ما باید این دیدگاه را از میان برداریم. و اين را می توان با قدرت مديريت زن و جديت زن در عرصه هاي مختلف باالخصوص در ریاست جمهوری از میان برداشت. اما در بخش خودم، من بعد از اينكه دورۀ وکالتم به اتمام برسد، یک بررسی از فعالیتها و دستاوردهای گذشتۀ خود خواهم داشت و براساس نتایج این بررسی ها در مورد برنامه های آینده ام تصمیم خواهم گرفت. درین صورت نمی دانم که بعد ازین مرحله در سیاست خواهم بود یا خیر.

خبرنگار: اگر بعد از ده سال، جمعي از خانم‌ها و احزاب از شما بخواهند كه كانديدای رياست جمهوري شويد، در آن صورت چه تصميمي خواهيد گرفت؟

زهرا نادری: زمانیکه من وارد سیاست باشم، یکی از ابعاد آن خواسته های مردم است. خواسته ها، توقعات و حفظ باورهای آنها خیلی مهم است. در سیاست یکی از بخشهای بزرگ و مهم متشکل از ارزشها است. اما نمي دانم كه بعد از پنج يا ده سال بعد در سیاست خواهم بود یا خیر. اما چیزی که مهم است اینکه زنان به صورت سمبولک بخشهای بزرگی چون ریاست جمهوری نشوند. باور دارم زنان در چنین بخشها باید خیلی با جدیت و بابرنامه های جامع وارد شوند.

خبرنگار: در مدتیکه در پارلمان بوده ايد –پالمان با چه چالش‌هايي مواجه بوده است؟

زهرا نادری: عدم سيستم در پارلمان، چون وقتي ما از مردم سالاري صحبت مي كنيم؛ بايد سيستمي جوابگو به صداي مردم موجود باشد. چون در دموكراسي، ديكتاتوري اصلاً قابل پذیرش نیست. اگر متوجه سياست افغانستان باشيم در مي يابيم كه ما در مدت دوازده سال، «ديكتاتورهاي دموكراتيك» را پرورانده ايم، اعضای مجلس نماینده‌گان نباید تنها افرادی باشند که شورای ملی را ببچرخانند، بلكه پارلمان به عنوان يك نهاد قوي و داراي سيستم عرض وجود كند. اينجاست كه نمايندگان به وكالت شان مي پردازند و بعد از پنج سال براي چهره هاي جديد، جا خالي مي كند. اما در نبود يك سيستم دموكراتيك و كارا، كارهاي ما زياد موفق نبوده است و بيشتر فردگرايانه عمل شده است.

خبرنگار: اگر بصورت درصدي بگيريم، درصد نارضايتي شما در چه سطحی است و بعضي ها مي گويند كه انتخابات به دور دوم نمي رود، نظر شما چيست؟

زهرا نادری: از لحاظ اینکه من به عنوان یک فرد با توقعات خیلی بلند واردپارلمان شده بودم، امروز بي‌نهايت ناراضي هستم، منحیث یک شخص سیاست مدار (سیاست مدار نه با تعریف سنتی که ریا و نیرنگ است بلکه به معنای سیاستی که حقایق جامعه را با تفکر و عقلانی تحلیل می کند)، در یک بخش رضایت داریم اینکه مدت چهار سالی که در پارلمان هستم، این سالها دشوار ترین مقطع زمانی برای دموکراسی این کشور بود، چون قبلاً جامعه جهانی به افغانستان و نهادهای مختلف آن خیلی توجه داشت و در مدت 5 سال گذشته جهان نسبتاً از افغانستان دلسرد شده بود؛ جامعه جهانی ضرب العجل تعیین کرد که آنها در 2014 افغانستان را ترک خواهد کرد و باید همه کارها و مسوولیت ها را ما به دوش بگیریم. فضای دموکراسی برای افغانستان دشوار شد حتی انتخابات در افغانستان زیر سوال رفته بود. اما ما بعد از چانه‌زني ها و كشمكش هاي خيلي زياد توانستيم، دموكراسي را در افغانستان نجات دهيم. ما در زمينه اصول هاي عمومي، تطبيق و حاكميت قانون صدا بلند كرديم و خاموش نه‌نشستيم. مثلاً من بارها مسئله دور دوم انتخابات را مطرح كرده ام.  رفتن انتخابات به دور دوم نه تنها، يك ژست سياسي است بلكه موضوع بسيار مهم حقوقی یعنی قانون اساسي افغانستان است. ائتلاف كردن در دور اول، به اين معناست كه با تمام زحمات مردم افغانستان كه به قيمت جان شان مايه گذاشته بودند، است و به معناي زير پا كردن قانون اساسي و دموكراسي در افغانستان است زيرا وقتي بزرگان سياسي از انتخابات ابا مي روزند و مي گويند كه بياييد ما مي نشينيم و مثل دوران گذشته در مورد سرنوشت ميليون ها افغان تصميم مي گيريم، خيلي سوال برآنگيز است. پس رفتن به دور دوم نه تنها از لحاظ سياسي حتمي است بلكه از لحاظ حقوقي هم ضروري است.

رفتن انتخابات به دور دوم به نفع ملت است؛ ملت یعنی کسانیکه به داکتر صاحب عبدالله، داکتر صاحب اشرف غنی و سایر نامزدان رای ریخته اند، نه تنها یک گروه مشخص.

خبرنگار: آيا در پارلمان زنان ديگر هم با شما همصدا هستند كه به مواردی چون حقوق زن و حقوق جوانان، به دور از سياست قومي، سمتي و زباني بينديشند؟

زهرا نادري: سياست در افغانستان، مجزا از سياست قومي نيست، چون این ساختار از دیر مدتی با یک عمر طولانی درین کشور وجود داشته است. يك بخشي از شورا را نیز چنين چيزي تشكيل مي دهد، نه كل آنرا. و بيرون كردن سياست از لاك هاي قومي، زباني و سمتي زمان‌بر است. اما در پارلمان، در ميان نمايندگان زن، وقتي مسائلي زنان مطرح باشد يك هماهنگي وجود دارد، اما متاسفانه اين هماهنگي ها مقطعي است. اما از آنجايي كه جايگاه زن در سياست افغانستان تازه است. عملكردهاي شان نيز به عنوان صدايي است كه به نفع زنان افغانستان است. اميدوارم روزي اين صدا نه‌تنها اينجا بلكه در هر گوشه‌اي از قرا و قصبات افغانستان شنيده شود.

خبرنگار: آيا شما در پهلوي حزب پيوند ملي، نهادهايي ديگري هم داريد كه براي منافع زنان و جوانان و روند رشد دموكراسي فعاليت كنند؟

زهرا نادری: قبل از اينكه به عنوان وكيل وارد عرصه ي سياست شوم، من در حزب پيوند ملي در بخش جوانان و زنان فعاليت داشتم. چراكه مي خواستم به اين دو قشر نيرو بخشم كه وارد سياست شده و سياست ورزي را بياموزند. اما در افغانستان احزاب جايگاه خاص خود را ندارد و من هميشه در اين زمينه داد خواهي كرده ام. اميدوارم در آينده احزاب سياسي بتواند جايگاه خود را دريابد، تا اينكه ما بتوانيم خارج از سیستم سیاست فردگرایی يك سيستم حكومت داري خوب را كه يك نهاد به نهاد ديگر همكاري كند و جوابگو باشد را بسازيم. در تفكيك قوا ما قوه قضائيه، قوه مقننه و قوه‌ي اجرائيه داريم كه اين قوا مي تواند با يكديگر همكار باشد. اگر چنين نباشد انحصارگرايي شكل مي گيرد كه اين به ضرر دموكراسي است.

خبرنگار: پيوند ملي و شخصيت آغا صاحب سید منصور نادری، هميشه در ادوار مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي روي روند كلي سياست در افغانستان تاثير گذار بوده است، رمز موفقيت شما در چيست؟

زهرانادري: حزب پيوند ملي موفقيتش در نامش است، در همان پيوندي است كه ميان تمام اقوام افغانستان زده است. درست است كه ما از اقوام و مذاهب مختلف هستيم و هر قوم خصوصيات منحصر به فرد خود را دارد اما احترام به همه‌ي اقوام و مذاهب و عدم انحصارگرايي دو كليدي از اين رمزهاست. پيوند به معناي پيوند خوردن تمام اقوام و مذاهب افغانستان است. من به این باور هستم که همگرایی و همدیگر پذیری بزرگترین فرهنگ قوی سیاسی بوده میتواند که حتی نهاد و یا برنامه ها با وجود نداشتن مفکوره واحد، در راستای دموکراسی و مردم سالاری مفید بوده می تواند.

تحول: در نهايت، مي خواهم بپرسم كه چرا مردم به اشرف غني احمدزي رأي بدهند؟ و گفتني اي كه پرسيده نشده باشد، را مي شود يادآور شويد.

زهرا نادري: اگر مردم افغانستان از سياست هاي سنتي گذشته خسته شده اند، اگر ديگر مردم افغانستان نمي خواهند كه در دسترخوان شان بجاي نانو آب، عزاداری وخون باشد، پس وقتش آمده كه بر چهره‌ی رأي دهند كه آن شخص بتواند در بين اقوام مختلف، مبني بر منطق، علم، مديريت و معيارهايي كه بجاي روابط ضوابط حاکم شود، را تعریف کند. كسي كه با درد این ملت آشنا بود، سالها زحمت كشيد و علم آموخت تا روزی برای درد این ملت التیام بخش باشد. پس بیایید برای آيندۀ مطلوب به دکتراشرف غنی احمدزی رای دهیم.