چهارشنبه نوامبر 21, 2018

ظهور امت واحد و هراس امریکا، ایران و حکام خلیجی

نوشته شده توسط رویین رهنوش - ش ثور ۲۰ ۱۳۹۳, ۱۱:۳۲ ق.ظ

images

نوشته از: روزالدین کابلی

در قرون وسطی که به قرون تاریک در تاریخ اروپا مشهور است؛ مردم اروپا با وجود ظلم و ستم کلیسا و خانه‌واده‌های شاهی، باز هم از آنان پیروی می‌نمودند. زیرا کلیسا مردم اروپا را قناعت داده بود که هر موجود در «سلسلۀ عظیم هستی» در جای‌گاه خاصی خلق شده‌است. در صدر این سلسله یا زنجیر خدا قرار داشت، بعدا فرشته‌ها، بعداً پاپ، شاه و روحانیون کلیسا و پایین‌تر اشراف و زمین‎داران قرار داشتند، پایین تر از آن طبقۀ دهقان، سپس کارگران و برده‎گان و هم‌چنان پایین‌تر از آن حیوانات و در اخیر سنگ و چوب و سایر اشیاء قرار داشت. کلیسا مردم اروپا را طوری قناعت داده بود که گویا افرادی که در سمت بالایی این زنجیر قرار دارند به همان اندازه به خدا نزدیک‌تراند و برعکس به سمت پایین زنجیر اشخاص و اشیا حقیرترند و از خدا دورتر. اما مهم‌تر از همه این نکته است که آنان به مردم طوری تفهیم نموده بودند که جای‌گاه اشخاص در زنجیر مذکور از طرف خدا تعیین گردیده است. پس کسی که تلاش نماید جای‌گاهش را تغیر دهد، بدین معنی‌ست که می‌خواهد علیه نظام طبیعت برخاسته و نظم آن را برهم زند. بناً نظم همین است که کلیسا تعریف کرده‌است. بدین ترتیب برای قرن‌ها مردم اروپا در تحت سلطه و ستم کلیسا قرار داشتند. تا این‌که در میان آنان تحرکات فکری ایجاد گردیده و مفاهیم و دلایل کلیسا، از قبیل زنجیر بزرگ هستی و سایر افکار را تحت سوال قرار دادند. کلیسا بسیار تلاش کرد تا به هر قیمتی که شده باید ازین گونه تحرکات در اروپا جلوگیری نماید، ولی نتوانست. بل‌که این بیداری فکری در میان مردم اروپا از قرن ۱۷ آغاز شده و به پیش رفت. با گذشت زمان مردم اروپا علیه کلیسا قد علم نموده و نتیجتاً کلیسا را در جایش نشاندند.

آنچه می خواهم بیان نمایم، به هیچ وجه تاریخ اروپا و چگونه‌گی کنار رفتن کلیسا از سلطۀ امور اروپا نیست، بل‌که می‌خواهم توجه برادران و خواهران خود را به مسئلۀ مهمی جلب نمایم که انشالله نوید خوبی برای تمام مسلمانان خواهد بود.

ذلت مسلمانان زمانی آغاز گردید که حکومت واحد اسلامی در سطح جهان رو به ضعف نهاد. این ضعف به عوامل متعددی برمی‌گردد که از حوصلۀ بحث کنونی خارج است. اما زمانی‌که خلافت اسلامی در سال ۱۹۲۴ میلادی سقوط نموده و توأم با آن مجد و عزت امت اسلامی نیز برباد رفت. امت اسلامی بیشتر از پیش با چالش ها و ناملایمات روزگار مواجه گردید؛ چنان‌چه غرب از سالیان متمادی بدین‌سو توانسته‌است که مشتی دست‎نشانده‌گانش را بر مسلمانان مسلط سازد تا غلامی آنان را به خوبی به جا نمایند. گماشته‎گان آنان نیز به نوبۀ خود توانستند که برای مدت طولانی امت اسلامی را تحت عناوین مختلفی زیر یوغ استعمار اقتصادی، سیاسی، فکری و فرهنگی غرب درآورند. اما بعد از تأسیس اسرائیل در قلب امت مسلمه، مسلمانان دست به تحرکات عمیق فکری و سیاسی زده و علیه استعمار و عُمال آنان قد علم نمودند. اثرات این تحرک فکری اسلامی را شاید بعضی‌ها به زودی متوجه نشوند، ولی اگر وضعیت و حالت مسلمانان امروز را با ۶۰ سال گذشته مقایسه نمائیم، این تغیر به خوبی محسوس است. امروز حکام از ترس خیزش‌های بزرگ مسلمانان دست به یک سلسله اقدامات بزرگ تسلیحاتی و وقایوی می‌زنند، که این‌گونه اقدامات چند دهه قبل در میان آنان نادر بوده‌است.

باید متوجه باشیم که تغیرات بنیادین و انقلاب‌ها، هیچ‌گاه دفعتاً و بدون کدام مقدمه‌یی به وقوع نمی‌پیوندد. بل‌که انقلاب‌های اساسی بعد از سال‌ها زحمت و تلاش فکری و سیاسی شکل می‌گیرد. بناً انقلاب امت در شرق میانه و به خصوص در سرزمین مبارک شام از اثر زحمات چندین‌سالۀ دعوت فکری و سیاسی به سوی تأسیس خلافت واحد اسلامی صورت گرفته‌است. انقلاب مذکور که تکان عجیبی را در میان امت مسلمه به خصوص در حوزۀ شرق میانه به وجود آورد مسلمانان را بیدار و عُمال غربی را سراسیمه ساخت. هنوز چند‌ماهی از قیام مردم مسلمان و مجاهد سوریه علیه نظام بشار نگذشته بود که عربستان سعودی با سراسیمه‎گی مبالغ هنگفتی را صرف خریداری اسلحه و مهماتی از جرمنی کرد که کاربرد ویژه‌یی در زمان تظاهرات و خیزش‌ها دارد، نمود. از طرفی در اواخر ماه مارچ سال ۲۰۱۴ میلادی، عربستان سعودی پیش‌نهادی را به کشور های عضو “شورای هم‌کاری‌های خلیج” پیش‌کش نمود که در آن خواهان ایجاد سازمانی همانند پیمان اتلانتیک شمالی یا ناتو در میان اعضای این شورا به اضافۀ اردن و مراکش، گردید.

علت ایجاد این پیمان را که می‌توان آن را «ناتوی عربی» خطاب کرد، می‌توانیم به ۴ نکته خلاصه نماییم:

  1. نزدیکی ایالات متحدۀ امریکا با ایران و احتمال گسترش نفوذ ایران در منطقه.
  2. کم‌رنگ‌شدن حضور نظامی امریکا در شرق میانه و حوزۀ خلیج.
  3. ضعیف‌شدن اعتماد این ممالک به امریکا. زیرا آنان درک نمودند که امریکا دیگر نمی‌تواند حامی قابل اعتمادی برای آنان در مقابل ایران و یا از همه مهم‌تر در مقابل قیام و خیزش امت باشد.
  4. حفظ حکومت خانه‌واده‌های شاهی در سراسر کشورهای عضو این شورا.

بدین ترتیب کشورهای خلیج به رهبری عربستان سعودی، جهت حفظ قدرت خانه‌واده‌های شاهی درین ممالک همانند اشرافیون و خانه‌واده‌های شاهی اروپای قرون وسطی، تلاش دارند تا با هم‌دیگر نهادهای تدافعی ایجاد و آنرا تقویه نمایند.

امریکا از آن‌طرف نیز ایجاد این‌گونه پیمان‌ها را در میان اعضای کشورهای خلیج ترغیب می‌نماید. زیرا امریکا با سرنگون‌کردن رژیم صدام در عراق توازن قوا را در این منطقه برهم زده و ایران را در امر گسترش نفوذش رها نمود. اینک امریکا جهت برقراری توازن قوا در منطقه باید قدرت دیگری علیه ایران ایجاد نماید که در صورت لزوم از خودسری‌های ایران جلوگیری نماید. این موقف فعلاً به عربستان سعودی مساعدتر می‎نُماید، زیرا عربستان سعودی انگیزۀ استقامت و بسیج‌ساختن سایر قوت‌های منطقه‌یی علیه ایران را بیش‌تر دارد. اینجاست که امریکا نیز زمینۀ ایجاد هم‌چو پیمان‌های ملی و وطنی عربی را مساعد می‌سازد، تا باشد که در صورت لزوم هم علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد و هم در صورت ظهور خلافت اسلامی آن را منحیث حربۀ سیاسی و نظامی علیه حکومت اسلامی به کار گیرد.

با ایجاد پیمان به اصطلاح «ناتوی عربی» امریکا علاوه بر مسائل فوق به چند هدف دیگر نزدیک‌تر خواهد گردید. ابتدا این‌که امریکا از طریق ایران تلاش خواهد کرد که فضای شدید و انگیزۀ جدی در میان کشور های خلیج علیه ایران ایجاد نماید. از آن‌طرف ایران نیز با اشارۀ امریکا دست به یک سلسله اقدامات در عراق، سوریه، لبنان، مناطق شرق عربستان، افغانستان و سایر مناطق می‌زند که باعث تشدید این نگرانی‌ها و اقدام به تشکیل این گونه پیمان ها در میان کشور‌های عربی گردد. با این حال امریکا تلاش دارد تا فضای بیداری اسلامی را با جدی‌نشان‌دادن تنش‌ها میان ایران و کشورهای خلیج یا به اصطلاح دیگر میان تشییع و تسنن به سمت دیگری منحرف ساخته و از توحید فکری مسلمین برای برانداختن نظام‌های مستبد بشری و اقامۀ خلافت اسلامی جلوگیری نماید. ثانیاً امریکا می‌خواهد در منطقه توازن قوا را طوری ایجاد نماید که همیشه اوضاع را به منفعت خود مهندسی کرده بتواند.

از بهار سال ۲۰۱۱ بدین‌سو، تحرکات در میان امت اسلامی تشدید یافته و نگرانی‌ها در میان خانه‌واده‌های شاهی عربی و حکام عجمی به صورت ملموسی افزایش یافته‌است. خیزش و قیام مسلمانان در سوریه، مقاومت و تحرکات در عراق، یمن، افغانستان، فلسطین، پاکستان، کشمیر، تونس، مصر و سایر نقاط جهان اسلام نشان دهندۀ این واقعیت است که اوضاع در منطقه از کنترول امریکا و هم‌پیمانان آن خارج شده و باعث نگرانی شدید امریکا، رژیم ایران و خانه‌واده‌های شاهی عربی گردیده‌است. آنان هرچند می‌خواهند تا علیه این پدیدۀ«خلافت اسلامی» متحدانه عمل نمایند، اما نکات افتراق آنان نسبت به اشتراک بیش‌تر و عمیق‌تر است.

حقیقت امر این است که امریکا و هم‌پیمانانش از چندی بدین‌سو تحرکات جدی فکری را در میان امت اسلامی درک کرده‌اند و از پوتانسیل آن نیز واقف اند، که به زودی این خیزش‌ها و تحرکات همه‎گانی و فراگیر می‌شوند و این امت علیه نظام‌های ساختۀ دست بشر با متانت و استواری می‌ایستد. ازین‌رو امریکا تلاش دارد تا منطقه را به دو قطب شیعه و سنی مجزا ساخته و این دو جناح را علیه یک‌دیگر طوری استفاده نماید که مسلمین از وحدت و هم‌فکری دور بمانند. آنان همانند کلیسای قرون وسطی در اروپا تلاش دارند تا زنجیر استعمار و برده‎گی را به صورت مدرن آن همواره بر گردن امت با افتخار رسول الله ص نگه دارند. در حالی‌که امت نیرومند اسلامی دیگر بیدار شده‌است و زود است که این زنجیر پلید و منفور نظام دیموکراسی- سرمایه‎داری را پاره کرده و یک‌بار دیگر بر سرنوشت جهان مسلط گردیده به جهانیان نشان دهد که چگونه باید بشریت را رهبری و سرپرستی کرد.

خبرگزاری خامه پرس - فارسی را دنبال کنید با تویتر, فسبک. و آر اس اس

نظر دهید

Advertisement