نویسنده: محموی صابری

این نمایشگاه، با ارائه ۱۲ اثر نقاشی از بناهای تاریخی، آداب و رسوم زندگی عشایر، و آیین‌های سنتی افغانستان، به بررسی یکی از زیباترین داستان‌های فرهنگی و تاریخی این سرزمین پرداخته است. مراسم «بزکشی» که به مناسبت ایام نوروز برگزار شده است، نیز به عنوان نمادی از پویایی و رنگارنگی فرهنگ افغانستان در طول تاریخ، در این نمایشگاه بازتاب یافته است.

این مجموعه، که مالکیت آن به شخصیت بزرگ و هنردوست، فریدالله ادیب آیین، از جمله نقاشان برجسته افغانستان، تعلق دارد، نه تنها آثار هنری بی‌نظیری ارائه می‌دهد، بلکه مسئولیت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین را نیز بر عهده دارد.

تابلوی «مقبره حضرت سخی»

اثر هنری است که توسط هنرمند برجسته “نصرالله سروری” در سال 1378 هجری شمسی خلق شده است. این اثر با الهام از زیارتگاه سَخی در منطقه کارته‌سخی کابل، با موضوع فلسفی خلق شده و نمادی از اتحاد بین اهل سنت و شیعه در افغانستان می‌باشد. زیارتگاه سَخی، در دامنه غربی کوه آسمایی در کابل قرار دارد و خرقه منتسب به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) در آن قرار گرفته است.

این مکان از زمانی که حضرت علی (ع) در کنار خرقه، نماز خوانده است، به مکانی مقدس برای همگان تبدیل شده است. بنای نخستین این زیارتگاه توسط احمدخان ابدالی احداث شده و در اطراف آن چاه آبی و درختانی نیز وجود دارد. در مراسم نوروز و تحویل سال جدید، پرچم حضرت علی (ع) تا ۴۰ روز برافراشته می‌شود و مردم شیعه و سنی در این مکان با هم جشن می‌گیرند. متأسفانه، این بنا تاریخی چندین بار هدف حملات تروریستی قرار گرفته و مردم بیگناه افغانستان در این حملات جان خود را از دست داده‌اند.

هنرمند نصرالله سروری با ایجاد این اثر، زیبایی و تاریخچه یکی از آثار باستانی کابل را بازنمایی کرده و علاقه خود به اتحاد میان اهل سنت و شیعه را نیز بیان کرده است. در تصویر این اثر، بازاری با فروشگاه‌های مختلف نقاشی شده است. افراد با لباس‌های محلی در حال خرید و فروش محصولات مختلف هستند. همچنین، تصویری از کسب‌وکارهای سنتی مانند کبابی سنتی و فروش چای برای زائران نیز در این اثر جا داده شده است. استاد سروری با خلق این اثر، نه تنها جلب توجه به جمال و تاریخچه این مکان مقدس را موفقانه انجام داده است، بلکه با نمایش تنوع فرهنگی و اقتصادی مردم افغانستان، پیام اتحاد و همبستگی بین اقوام و گروه‌های مختلف را منتقل کرده است. این اثر یک یادآور قدرت اجتماعی و فرهنگی ملت افغانستان است که در مقابل چالش‌ها و حملات تروریستی، همچنان به وحدت و تعامل پایدار دست یافته است.

تابلوی «بزکشی»

“بزکشی” اثری هنری از استاد نصرالله سروری است که در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی در افغانستان خلق شده است. این اثر با موضوع زندگی اجتماعی و الهام گرفته از شهر بلخ، به یک بازی سنتی گروهی به نام “بزکشی” اشاره دارد. در این بازی، شرکت‌کنندگان سوار بر اسب، لاشه یک بز یا گوساله تازه ذبح شده را به دیگران جابجا می‌کنند. بازی بزکشی معمولاً در جشن‌های عروسی و ختنه‌کنان انجام می‌شود و در استان‌های کابل و بلخ افغانستان شایع است. شرکت‌کنندگان، چاپ‌اندازها نامیده می‌شوند و برای مهارت در این بازی به سال‌ها تمرین نیاز دارند. لاشه بز برای بازی معمولاً ذبح شده و دست و پاهایش از زانو به پایین قطع می‌شود. در توصیف این اثر هنری، استاد سروری یک مسابقه بزکشی را به تصویر کشیده و جزئیاتی از آن را با دقت نقاشی کرده است. شرکت‌کنندگان با محافظت از خود در برابر شلاق‌ها، از کلاه محافظ، ساق بند و زانو بند استفاده می‌کنند. همچنین، زمین بازی از آثار گرد و غبار ناشی از سم اسبان پر است و آسمان ابری و تیره است، که به تناسب با جو بازی احساس تیرگی و جذابیت را به تصویر می‌کشد. با این اثر هنری، نصرالله سروری توانسته است یکی از سنت‌های رایج و جذاب افغانستان را به زیبایی و با دقت به تصویر بکشد. این نقاشی به عنوان یک یادگار برای نسل‌های آینده باقی مانده و جزئی از تاریخ و فرهنگ این منطقه شده است.

تابلوی «پایتخت آسیا»

در اثر هنری به نام “پایتخت آسیا”، هنرمند برجسته نصرالله سروری با الهام گیری از شهر غزنی و بناهای تاریخی آن، یک تابلو بی‌نظیر خلق کرده است. شهر غزنی، با تاریخی ۱۵۰۰ ساله، از کهن‌ترین مناطق جهان است و در جنوب شرقی افغانستان واقع شده است. این شهر به عنوان مرکز استان غزنی با آثار باستانی فراوان، به خصوص شهر کهن بالاحصار که مقر سلطنت سلطان محمود غزنوی بوده، شناخته می‌شود.

در تابلو، قلعه باستانی و مناره‌های باستانی مسجد بهرام‌شاه با دقت و زیبایی نقاشی شده‌اند. از رنگهای اخرا برای طراحی این بناها استفاده شده و جاده ابریشم به تصویر کشیده شده است که نماد رونق بازار تجاری غزنی در گذشته بوده و مردمان بومی از این مسیر استفاده می‌کرده‌اند. پرچم سبز نشان از مقبره یک فرد روحانی یا امام زاده دارد. در تصویر، اهالی با لباسهای باستانی به سمت مقبره حرکت می‌کنند و روستایی با بناهای قدیمی در زمینه‌ای سرسبز به تصویر کشیده شده است. همچنین، عشایر با شترانشان و هیزم بر روی شترها در حال عبور از جاده‌ها هستند. تصویری از رشته کوهی و آسمان غروب زیبا نیز در پس‌زمینه دیده می‌شود. نصرالله سروری با این اثر هنری نه تنها زندگی و آداب و سنن مردمان غزنی باستان را به تصویر کشیده، بلکه یکی از کهن‌ترین و بی‌نظیرترین مناطق باستانی جهان را به زیبایی به تصویر کشیده و برای آیندگان به یادگار گذاشته است.

نقاشی بنام بازار چهار چته (سقف)

“بازار چهار چته (سقف)” اثری هنری است که توسط استاد نصرالله سروری در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی با موضوع بناهای تاریخی شهر کابل افغانستان نقاشی شده است. این بازار به عنوان یکی از شاهکارهای عصر بابری شناخته می‌شود و توسط علیمردان خان احداث یافته است. بازار چهار سقف به دلیل داشتن چهار سقف بلند به نام خود شهرت یافته است. این سقف‌های بلند نور را از آئینه‌ها به بازار منعکس می‌کرده و زیبایی و تماشایی بسیار داشته‌اند. بازار چهار چته در قلب شهر کابل واقع شده و به عنوان مرکزی پر از حرکت و هیاهو در زیر سقف‌های بلند خود شناخته می‌شود. دکان‌های این بازار محل کسب و کار مردمان بوده و زندگی روزمره شهروندان کابل در آن به تصویر کشیده شده است.

افراد با لباس‌های سنتی در این بازار به چشم می‌آیند و حرکت و رفت‌وآمد آنجا را با تماشای زندگی مردمان کابل پر کرده است. متأسفانه، بخش اعظم بازار چهار چته در سال ۱۸۷۹ به دلیل حمله قشون انگلیس سوزانده شده است. این بازار به عنوان مکانی که مبارزان ملی تصمیمات خود را در آن می‌گرفتند، به دلیل اهمیت تاریخی و اجتماعی خود سوخته شد. در سال ۱۳۴۳ خورشیدی، به جای بازار چهار چته، یک فضای سبز احداث شده است. این تغییر نشان‌دهنده نادیده‌گرفتن دولت‌ها نسبت به حفظ و مرمت بازار تاریخی است. استاد سروری برخلاف بسیاری از هنرمندان، این اثر را از روی عکس نقاشی نکرده، بلکه با یک نگاه به مکان، آن را به ذهن خود سپرده و سپس با ذوق و زیبایی به تصویر کشیده است. در کل، “بازار چهار سقف” از لحاظ هنری یک شاهکار است که به زیبایی و ژرفایی زندگی و فرهنگ مردمان کابل پرداخته و به عنوان یک اثر هنری بی‌نظیر شناخته می‌شود.

این مجموعه شامل ۱۲۷ اثر تابلوی نقاشی است که در سال ۱۳۹۸ توسط میراث فرهنگی ثبت و تحت حفاظت قرار گرفته است. این زمان‌بندی نشان‌دهنده توجه و اهمیتی است که از گذشته تاکنون به حفظ و ارتقاء میراث فرهنگی افغانستان اختصاص یافته است. همچنین، به دلیل ارزش فرهنگی و تاریخی این کشور، بیش از چهار دهه است که به عنوان نمادی از تلاش مداوم برای نگهداری از ارزش‌های فرهنگی و تاریخی این سرزمین شناخته می‌شود. بازتاب این نمایشگاه، فراتر از مجرد یک اکتشاف هنری است؛ بلکه یک نماد از هم‌زیستی بین تاریخ و هنر، و تلاش برای حفظ و ارزشیابی یکی از میراث‌های بزرگ انسانی است که به نام جاده ابریشم شناخته می‌شود. این رویداد، فرصتی است برای افکار و اندیشه‌هایی که در زمینه تاریخ، فرهنگ، و هنر فعالیت می‌کنند، تا بر آثار این نمایشگاه بیندیشند و به فهم بهتری از جریانات فرهنگی و تاریخی این منطقه دست یابند.