نویسنده: نبیل آریاییپس از خروج ایالات متحده امریکا از افغانستان اطلاعات زیادی از طریق رسانه‌ها در پوشش دیدارهای دیپلماتیک، مبنی بر علاقمندی جدی ایالات متحده بر سر استقرار تاسیسات نظامی این کشور در آسیای مرکزی منتشر شده اما تمایل امریکا به استقرار نیروهای نظامی در آسیای مرکزی از چه ناشی می‌شود؟

آسیای مرکزی جدا از اینکه موقعیت جغرافیایی مهم و قابل اهمیت در قلب آسیا دارد؛ در همسایگی با بزرگ‌ترین رقیب نظامی ایالات متحده یعنی روسیه قرار دارد. در کنار این همجواری، منابع طبیعی غنی مثل اورانیوم، نفت، گاز، طلا و…، آسیای مرکزی را در ردیف مناطقی قرار داده است که برای تامین منافع ملی واشنگتن بسیار مهم دانسته می‌شود.

ماه‌هاست که این موضوع هم از طریق کانال‌های دیپلماتیک و هم از طریق وزارت دفاع ایالات متحده به طور فعال مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

با توجه به نتایجی که حضور ایالات متحده در کشورهای دیگر داشته است، حالا مساله‌ی حضور این کشور در آسیای مرکزی قابل تامل و بررسی است. از سویی هم موقعیت کشورهای آسیای مرکزی که در نزدیکی روسیه و تحت حمایت این کشور قرار دارد، به اهمیت این مساًله می‌افزاید.

اینجاست که سوالاتی در ذهن‌ها متبادر می‌شود: حضور آمریکایی‌ها برای ایجاد تأسیسات نظامی در آسیای مرکزی، از جمله استقرار تجهیزات و نیروها در چند قدمی پایگاه‌های روسیه و چین در منطقه، تا چه اندازه واقعی است؟ این اقدام چقدر می‌تواند ثبات نسبی منطقه را در خطر نابودی قرار دهد؟

با توجه به پیامدهای منفی حضور ایالت متحده در کشورهای که دخالت نظامی داشته است، آیا سران کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند، روی پیشنهادات ایالات متحده امریکا حساب باز کند؟

تلاش ایالت متحده برای استقرار تاسیسات نظامی‌اش در کشورهای آسیای مرکزی به سال‌های ۱۹۹۰  بر می‌گردد. پس از آن زمانی که  قالب «۵+۱» در سال ۲۰۱۵ به منظور ایجاد روابط و تماس‌های مرتب و برنامه‌ریزی شده میان وزارت امور خارجه ایالات متحده و پنج کشور آسیای میانه ایجاد شد، این تلاش‌ها تقویت شد. اکنون اما با توجه به رفت و آمدهای مکرر مقامات امریکایی به تاجیکستان و ازبکستان، به نظر می‌رسد، ایالت متحده هنوز هم امید خود را برای متقاعد کردن رهبران آسیای میانه در قسمت ایجاد جای پای بیشتر در همسایگی روسیه و چین از دست نداده است.

سفر «دونالد لو» دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای جنوبی و مرکزی و هیأت همراه او از جمله اریک گرین، مدیر ارشد شورای امنیت ملی در امور روسیه و آسیای مرکزی، سفر ربه‌کا زیمرمن، قائم مقام دستیار وزیر دفاع در امور افغانستان، پاکستان، و آسیای مرکزی، همچنان سفر انجلی کائور، قائم مقام دستیار مدیر امور آسیا در اداره توسعه بین المللی ایالات متحده و بازدید ناز الخطیب، قائم مقام رئیس ستاد کارکنان در امور سیاست‌گذاری شرکت تامین مالی توسعه بین المللی ایالات متحده در ۳ جوزا سال ۱۴۰۱ به جمهوری قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان نشان از تلاش ایالات متحده در راستای اقناع کشورها مورد هدف دارد.

در آن زمان وزارت خارجه ایالات متحده هدف این سفر را «تقویت روابط ایالات متحده با منطقه و پیشبرد تلاش‌های مشترک برای ایجاد یک آسیای مرکزی متصل‌تر و مرفه‌تر» اعلام کرده بود.

در 1 مارچ سال 2023 «آنتونی بلینکن» وزیر امور خارجه ایالات متحده طی یک سفر به شهر «آستانه قزاقستان» با وزرای امور خارجه آسیای مرکزی در قالب نشست (C5 +1) دیدار کرد. او در این نشست علاوه بر اعلام یک بسته کمک ۲۵ میلیون دالری بابت غرامت خسارات ناشی از تحریم‌های ضد روسیه، بر ضرورت تقویت همکاری میان ایالات متحده و پنج کشور آسیایی مرکزی تاکید کرد.

اگر نگاهی به چندین سال گذشته بی‌اندازیم؛ ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ دارای تاسیسات نظامی نسبی در منطقه بود. چنانچه در اواخر دهه نود ایالات متحده با ازبکستان و قرقیزستان در مورد ایجاد پایگاه‌های خود در خاک این دو کشور و همچنین توسعه همکاری در حوزه امنیت با قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان همزمان با عملیات نظامی این کشور در افغانستان، به توافقاتی دست یافته بود.

واشنگتن حساب ویژه‌ای روی استفاده از پایگاه هوایی فرودگاه «خان آباد» ازبکستان باز کرده بود، در این پایگاه یک مرکز حمل و نقل بزرگ نیز ایجاد کرده بود که امکان انتقال نیروها و تجهیزات نظامی را به افغانستان با کمک هواپیماهای نظامی-لجستیکی C-130 فراهم می‌کرد. حتی امریکایی‌ها برای استفاده بدون مانع از چنین هواپیماهای بزرگ، باند فرودگاه و به طور کلی زیرساخت‌های فرودگاه را به روز کردند. علاوه بر این، واشنگتن مبالغ بسیار زیادی برای استفاده از این پایگاه هوایی به تاشکند پرداخت کرد.

اما این روند مدت زیادی دوام نکرد؛ ادخالت ایالات متحده در امور داخلی دولت ازبکستان سبب شد تا مقامات ازبکستان نظرشان را عوض کنند. تاشکند به این درک رسید که وعده کمک و دموکراسی ایالات متحده بر هیچ جغرافیا، جز ابزاری در جهت بی‌ثباتی آن کشور را در پی ندارد.

بنابرین در پی ماجرای دخالت واشنگتن در امور داخلی ازبکستان، تاشکند در یک واکنش به شدت منفی از «درس‌های به ظاهر دموکراسی و شراکت‌های نظامی ایالات متحده در جهان بیرون، بر ضرورت بستن پایگاه‌های واشنگتن در ازبکستان خبر داد و در پایان سال 2005 انجام شد. 

بدین ترتیب ایالات متحده با وعده‌های چرب‌تر سراغ قزاقستان رفت و برخی از تاسیسات را از کرشی-خان آباد به «ماناس» قرغزستان منتقل کرد.

البته این اقدام آمریکا غیرمعمول نبود، زیرا بر همگان روشن است که واشنگتن در آسیای مرکزی صرفاً برای کمک نه، بلکه به خاطر تحقق اهداف ژئوپولیتیک خود در رقابت با روسیه، علاقه بر استقرار پایگاه نظامی در این کشورها دارد.

پس از خروج امریکا از افغانستان و روی کار آمدن امارت اسلامی، تعداد زیادی از هواپیماها و خلبان‌های ارتش جمهوری اسلامی افغانستان در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان جابجا شدند که تعداد این هواپیماها  به ۴۶ فروند می‌رسید.

به گزارش وبسایت «پولیتیکو» در آستانه سفر آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با وزاری امور خارجه آسیایی مرکزی در قالب نشست «C5 +1» گفته شده، ایالت متحده قصد دارد این هواپیماها را به دولت ازبکستان و تاجیکستان بدهد. از جمله هواپیماهایی که از افغانستان خارج شده اند، می‌توان به هواپیما سی-۲۰۸، هواپیماهای سبک تهاجمی اِی-۲۹ سوپر توکانو، بالگردهای می-۲۵، می-۱۷ و یو اچ-۶۰ بلک هاوک اشاره کرد.

به گفته وبسایت «پولیتیکو» واشنگتن در نظر دارد، تا از این هواپیماها «به عنوان اهرم فشار» برای به دست آوردن جای پا در منطقه‌ای که ارتش آمریکا دیگر در آن حضور ندارد، استفاده کند. ایالات متحده قصد دارد در ازای یک توافق غیررسمی برای «تعمیق روابط امنیتی» و مبارزه با تروریسم، این هواپیماها را در اختیار دولت‌های ازبکستان و تاجیکستان قرار دهد.

در واقع ایالات متحده امریکا به این هواپیماها نیاز ندارد. اول اینکه این تجهیزات استفاده شده هستند و برای بازسازی و نوسازی این هواپیماها در ایالات متحده بودجه فروانی نیاز است. امریکایی‌ها به دنبال استفاده از این هواپیماها نیستند. بنابراین احتمال انتقال مالکیت آنها به تاجیکستان و ازبکستان مطرح است. ایالات متحده با یک تیر دو هدف را نشانه می‌گیرد؛ متخصصان امریکایی هواپیما را بازسازی کرده و همچنین خدمات نگهداری از آن را ارائه خواهند کرد. تاجیکستان و تاشکند باید برای تامین کمک مالی و قطعات مورد نیاز به واشنگتن مراجعه کنند. علاوه بر این، یک جنبه مهم دیگر هم وجود دارد و آن آموزش مهندسان خواهد بود. در این صورت، در کشورهای آسیای مرکزی، اگرهم به اندازه کوچک، اما به هر حال «جای پایی برای آمریکا» باز خواهد شد.

در جهان امروزی بر هیچ فرد پوشیده نیست که ایالات متحده با حضور در کشورهای عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه، لیبی، ویتنام و اخیراً اوکراین، در قالب کمک‌های نظامی و انسان دوستانه چه فجایع جبران ناپذیر بر سر این کشورها به بار آورد. تاریخ گواه است، ایالات متحده برای تحکیم موقعیت خود در هر جغرافیایی از طریق کمک‌های اقتصادی و سیاسی در نیل آمدن اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند که همین رویکرد را اخیراً در آسیایی مرکزی روی دست گرفته است.

هرچند این روند هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است و روشن نیست که سران آسیای مرکزی با این مورد موافقت می‌کنند یا خیر؛ اما اگر رهبران آسیای مرکزی برای منافع کوتاه‌مدت با ایالات متحده به چنین توافقی برسند؛ در واقع مرتکب اشتباه بزرگ و جبران ناپذیری خواهند شد. آسیای مرکزی با توجه به نزدیکی به روسیه و چین دو رقیب ایالات متحده، ممکن با این توافق در رویارویی با روسیه و چین قرار گیرد. با اینکه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری سابق، کشورهای آسیایی میانه تحت سلطه روسیه قرار ندارند؛ اما تاثیرات و نفوذ روسیه بر کشورهای آسیای میانه بر همگان آشکار است. بنابراین هرگونه توافقات در این زمینه جدا از اینکه رویارویی روسیه و ایالات متحده را در آسیایی مرکزی به همراه خواهد داشت، همچنین آسیایی میانه حمایت روسیه را از دست خواهد داد و همانند اوکراین به منطقه مورد نبرد میان دو ابرقدرت مبدل خواهد شد.