امارت اسلامی یکی از دست‌آوردهای خود در دو سال گذشته را کاهش درگیری‌ها و حاکم شدن امنیت سرتاسری عنوان می‌کند. این ادعای امارت اسلامی تا جایی که به درگیری‌های مسلحانه مربوط می‌شود خیلی دور از واقعیت نیست اما آیا امنیت شهروندان با کاهش درگیر‌ی‌ گروه‌های متخاصم تامین می‌شود؟ و مردم اکنون در امنیت کامل به زندگی ادامه می‌دهند؟

افغانستان دست‌کم در چهار دهه‌ی گذشته بستر جنگ و ناامنی‌های مختلف بود که قربانیان عمده‌ی این ناامنی‌ها را غیرنظامیان تشکیل می‌داد. با بازگشت امارت اسلامی به قدرت در ۱۵ اگست ۲۰۲۱، جنگ به معنایی که در چهار دهه‌ی قبل بر افغانستان حاکم بود عملا به پایان رسید. به گفته‌ی رستم خیداروف، کارشناس تاجیکستانی باشگاه والدای روسیه، طالبان در حال تحکیم قدرت خود هستند و برای حکومت درازمدت در افغانستان آماده می‌شوند.

این کارشناس در مقاله‌ای تحت عنوان «چالش در افغانستان: آیا مشکل در حال کاهش است؟» مدعی شده که «صلح» از نوع «بد» آن جایگزین «جنگ» از نوع «خوب» شده است. اما در پیوند به مفاهیم «صلح بد» و «جنگ خوب» توضیح نداده است. به‌نظر می‌رسد افغانستان که قبلا قربانی جنگ شده بود با رویکار آمدن دوباره‌ی امارت اسلامی قربانی «صلح بد» و پیامدهای آن شده است که ادعای امارت اسلامی در پیوند به برقراری امنیت را زیر سوال می‌برد.

اینکه جنگ در افغانستان به پایان رسیده را نمی‌شود انکار کرد و اطلاعات انالیزشده از میزان حملات، درگیری‌های مسلحانه و سایر انواع خصومت‌هایی که زیل تعریف جنگ جای می‌گیرند نیز نشان می‌دهد که درگیری در افغانستان کاهش چشم‌گیری را تجربه کرده است. اما آیا امنیت مردم از نظر اجتماعی یا «امنیت اجتماعی» شهروندان نیز تامین شده است؟ پاسخ این پرسش در مفهوم «صلح بد» و پیامدهای آن که اکنون بر مردم افغانستان تحمیل شده قابل شناسایی است.

«امنیت اجتماعی» یک ترکیب جامعه‌شناختی است که تعریف‌های مختلفی برای آن ارایه شده اما عام‌ترین تعریف آن با تکیه بر «احساس ترس از جرم در محیط اجتماع» حاکی است که «امنیت اجتماعی، چیزی نیست جز حالتی از آسودگی مردم از ترس، تهدید و اضطراب و مصون ماندن جان، مال، ناموس، هویت و اعتقادات آنان از هرگونه تهدید و تعرض.» با این تعریف از «امنیت اجتماعی» می‌شود گفت که علی‌رغم کاهش چشم‌گیر درگیر‌ی‌های مسلحانه در افغانستان، «امنیت اجتماعی» مردم شدیدا تضعیف شده و ترس، تهدید و تعرض در ابعاد محتلف آن زندگی مردم را در افغانستان تهدید می‌کند.

در کنار «امنیت اجتماعی»، احساس امنیت نیز در در ردیف شاخص‌های قابل توجه کیفیت آموزش، کیفیت سلامت، استاندارد زندگی، انتخاب آزاد، رضایت از زندگی، شغل ایده‌آل، اعتماد به دولت‌های ملی، فعالیت‌های حفظ محیط زیست و اعتماد به سیستم قضایی به عنوان یکی از شاخص‌های رفاه اجتماعی در گزارش سالانه‌ی سازمان ملل برای توسعه‌ی در نظر گرفته شده است.

اما واقعیت‌های موجود در افغانستان نه‌تنها معیارهای ارایه‌شده در مورد «امنیت اجتماعی» را تامین نمی‌کند بلکه در بسیاری موارد کاملا آنرا نقض می‌کند. گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل از وضعیت زنان در افغانستان یکی از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد، ممکن است «جنایت علیه بشریت» در افغانستان اعمال شده باشد و کارشناسان این شورا هشدار می‌دهند که تداوم وضعیت جاری در افغانستان به «آزار و اذیت جنسی» منتهی خواهد شد که در اساسنامه‌ی روم به‌عنوان یک «جنایت بین‌المللی» جرم‌انگاری شده است.

حقوق بشر نیز شدیدا در افغانستان تضعیف شده و گزارش نهاد ناظر بر حقوق بشر (رواداری) حاکی است که زنان در نظام قضایی طالبان کاملا از دسترسی به عدالت محروم شده‌اند.

همچنان نهاد حقوق بشری «افغان ویتنس» در پژوهش جدید خود اعلام کرده که مأموران دادگاه‌های امارت اسلامی از ماه اکتبر سال گذشته تاکنون، بیش از ۴۰۰ نفر را به اتهاماتی چون «زنای محصنه، لواط و سرقت» شلاق زده‌اند، دست‌کم دو نفر را نیز اعدام کرده‌‌اند و حداقل یک نفر را نیز سنگ‌سار شده است.

پژوهش دیگری از همین نهاد نشان می‌دهد که خشونت‌ و ضدیت‌ها علیه زنان در فرامین امارت اسلامی خلاصه نشده بلکه در فضای آنلاین نیز شدیدا گسترش یافته است و زنان را وادار به سکوت می‌کند.

تمام مستنداتی که از نقض حقوق بشر و عدم استقرار امنیت اجتماعی در افغانستان حکایت می‌کند از پیامدهای «صلح بد» است که به گفته‌ی رستم خیداروف، کارشناس تاجیکستانی باشگاه والدای روسیه، «امروز بازیگران اصلی جهانی و منطقه‌ای در فضای ژئوپلیتیک منطقه ما به جای جنگ خوب با طالبان، صلح بد با طالبان را برگزیده‌اند» و عواقب آن زندگی مردم را دچار بحران کرده است.