زندگی زنان در افغانستان به‌دلیل محدودیت‌های وضع‌شده شدیدا محدود شده است. آنان در کشور خودشان اجازه‌ی کار و تحصیل ندارند و طبق پژوهش‌های انجام‌شده، نه تنها به‌عنوان قربانی در معرض جنایت علیه بشریت قرار گرفته‌اند بلکه در سیستم عدلی و قضایی امارت اسلامی از دسترسی به عدالت نیز محروم شده‌اند. این امر سبب مهاجرت گسترده‌ی زنان از کشور شده و در این گزارش روایت دختری را می‌خوانید که پس ممنوعیت تحصیل و کار، افغانستان را ترک کرده است.

خالده اکنون ۲۳ ساله است. او پس از بازگشت امارت اسلامی بر اریکه‌ی قدرت افغانستان را ترک کرد؛ جغرافیایی که به گفته‌ی خودش، عزیزترین کسانش را از او گرفته بود و حالا با بی‌سرنوشتی در پاکستان دست‌وپنجه نرم می‌کند. خالده می‌گوید: افغانستان را ترک کردم، برای چند سال یا شاید برای همیشه.

او قبل از رویکار آمدن امارت اسلامی ضمن تحصیل در دانشگاه، در یکی از شرکت‌های مخابراتی نیز کار می‌کرد و از این طریق مصارف خود و تحصیلش را فراهم می‌کرد. اما پس از تغییرات سیاسی در افغانستان، او نیز به جمع هزاران دختری پیوست که با خانه، خانواده، دوست و دانشگاه خداحافطی کرده و راهی جغرافیای دیگر می‌شدند.

خالده حدود ۸ سال قبل مادر و پدر خود را در یک انفجار مهیب در شهر کابل از دست داد. به گفته‌ی خودش: مادر و پدرم را به یکبارگی در یک روز و در یک تاریخ از دست دادم درحالی که ۱۶ سال سن داشتم.»

چه چیزی خالده را مجبور کرد تا سرزمین مادری‌اش را ترک و خود را به سرنوشت مبهم و مجهول بسپارد؟ او می‌گوید «شیرین‌ترین افراد زندگی خود را در افغانستان از دست دادم و هیچ گاهی دست به مهاجرت نزدم و اما ممنوعیت تحصیل  و کار برایم اجازه نداد تا بیشتر در افغانستان بمانم.»

ممنوعیت کار و تحصیل زنان که جبراً و غالبا با توصل به زور در افغانستان اجرا می‌شود، لایه‌های مختلف زندگی زنان را در افغانستان تحت تاثیر قرار داده است. آنان از داشتن هرگونه استقلالیت مالی و تحصیلی محروم شده‌اند. طبق نظرسنجی خامه‌پرس، بعد از رویکار آمدن امارت اسلامی، جایگاه و تاثیرگذاری زنان در خانواده‌ها نیز تحت تاثیر قرار گرفته به نوعی که عاملیت زنان در چارچوب خانواده کاهش چشمگیری را تجربه کرده است.

خالده می‌گوید انسان‌های قوی همیشه از میان باری از مشکلات و سختی‌ها ظهور می‌کند. او پس از مرگ مادر و پدرش تلاش کرد تا خودکفا شود و با گذشت هر روز خود را در برابر آرمان‌هایش مسوول می‌دانست. او برای رسیدن به آنچه که می‌خواست سخت تلاش می‌کرد اما رویکار آمدن امارت اسلامی تمام تلاش او را بی‌نتیجه گذاشت: «تلاش کردم تا در برابر مشکلات  قوی بمانم اما در افغانستانی که طالب آنرا اداره می‌کرد، امکان‌ کوچکترین تحرک هم ازم سلب شده بود و باید فرار می‌کردم.»

او نهایتا نیمی از اعضای خانواده‌اش را ترک کرد و با خواهر کوچکش که ازدواج کرده بود به پاکستان رفتند.

دشواری‌های مهاجرت به روایت خالده

خالده می‌گوید «هنگام ترک افغانستان احساس می‌کردم نیمی از وجودم سنگین‌تر از آن است که با خود ببرم و تمام مهاجران این را درک می‌کنند که مجبورند سبک سفر کنند و تمام آنها به این ترتیب، نیمی از وجودشان به شمول خانواده، دوست، دانشگاه را فراموش می‌کنند.»

گزارش‌ها از وضعیت زنان در پاکستان حاکی است که موارد سقط جنین در میان مهاجرانی که کیس مهاجرتی دارند شدیدا افزایش یافته است چون طفلی که بدون برنامه‌ریزی متولد شود پرونده‌های مهاجرتی را دچار مشکل می‌سازد. خواهر خالده پرونده‌ی مهاجرتی امریکا داشت اما کودک تازه‌متولدشده‌اش را مجبور شد که پیش خالده بگذارد و این روایت بسیاری از مهاجران است.

سرپرستی کودک شش ماه برای دختری که خودش در کودکی طعم تلخ بی مادری را چیشده است کار دشواری نیست اما از انجایب که برای خالده کار و تحصیل ارزش دارد پس از آغاز سرپرستی کودک شش ماه که اکنون یک سال سن دارد برای ادامه زندگی خالده یک سری مشکلات را خلق کرده است.

خالده مهاجرت و سختی‌های این پدیده را در یک جمله خلاصه می‌کند: «مهاجرت مجازات است.» او نه تنها در ترس از اخراج شدن بسر می‌برد بلکه یک‌بار موقع بازگشت از کار به خانه، تمام آنچه که با خود داشت را در رویارویی با دزدان از دست داد و به کمک مردم محل به شفاخانه منتقل شد.

او در پیوند به تصمیم تازه دولت موقت پاکستان مبنی بر اخراج مهاجران اهل افغانستان گفت که در ترس به سر می‌برد و بیشتر وقت خود را در یک اطاق  که دارای یک پنجره است با جمعی از دختران مهاجر سپری می‌کند.

خالده از تمام امکانات لازم مالی در پاکستان برخوردار است اما بی سرنوشتی، اخراج اجباری، حس بیگانه بودن در یک کشور دیگر او را با مشکلات حاد روحی مواجه کرده است.

تلاش کردیم تا با هم اطاقی خالده در پاکستان صحبت داشته باشیم او گفت:” خالده موهای بلند داشت و  بدون شک برای دختر چیزی مهمتر از موهایش نیست و اما همزمان با تشدید مشکلات روحی اش یک روز به گونه غیر نارمل قیچی را از جا گرفت و به صورت کامل موهای خود را با دست‌های خود کوتاه تر از حد معمول آن کرد.»

یافته‌های خامه پرس که حاصل گفتگو با دختران مهاجر است نشان می‌دهد که ممنوعیت تحصیل و کار زنان در افغانستان عامل اصلی مهاجرت خانواده‌ها است.