دومین جشنواره ادبی-فرهنگی صلصال در سویدن. این اتحادیه از سوی شماری از نویسندگان، هنرمندان و شاعران افغانستان در تبعید تاسیس شده و تاکنون موفقیت‌های چشم‌گیری داشته است.

حوزه‌ی فعالیت‌های ادبی در افغانستان تحت کنترل امارت اسلامی با رکود کم‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. تهدیدها و محدودیت‌هایی که علیه شاعران، نویسندگان و تولیدکنندگان متون ادبی وجود دارد، بسیاری از آنان را وادار به ترک افغانستان کرده است. اما در این گزارش می‌خوانید که شاعران در تبعید، به ویژه زنان شاعر چگونه تلاش می‌کنند تا محدودیت‌ها علیه زنان، ضدیت با هنر و سلب آزادی شهروندان از سوی امارت اسلامی را به چالش بکشند.

اخیرا کتابی با عنوان فرانسوی «nulle prison n’enermera ton poeme» که ترجمه‌ی فارسی آن می‌شود «هیچ زندانی نمی‌تواند شعر را محصور کند» در فرانسه چاپ شده و این کتاب حاصل کارزاری است که فعالان و شاعران افغانستان راه‌اندازی کرده بودند و با همراهی بیش از صد شاعر از کشورهای مختلف همراه شد.

سمیه رامش، یک شاعر و فعال حقوق زنان با ابتکاری خلاقانه و در پاسخ به محدودیت‌های طالبان بر شاعران این کارزار را راه‌اندازی کرد. او از شاعران جهان خواست تا با لحن اعتراضی در شعرهای خود، با شاعران افغانستان همراه شوند و در این راه، شعر بسرایند. من به بهانه‌ی چاپ این کتاب گفتگویی را با سمیه ترتیب دادم و از او پرسیدم که پیام کلی این فراخوان که با همراهی بسیاری از شاعران همراه شده چیست؟

گفتگویم با سمیه مرا به یاد مصاحبه‌ای از احمد شاملو انداخت. آنجا که می‌گفت «ترجیح می‌دهم شعر شیپور باشد، نه لالایی.» سمیه نیز معتقد است که شعر بیدارباشی برای همه است چرا که به گفته‌ی شاملو، «اکنون ما در آستانه‌ی توفانی روبنده ایستاده‌ایم.»

آنچه که سمیه را برای مقابله‌ی جهانی با وضعیت موجود در افغانستان برانگیخت، ترس از سکوت در مقابل انسانیت‌زدایی است: «آله‌های موسیقی شکستانده می‌شود، هنرستان‌ها و هر مکان و امکان برای پرداختن به هنر از بین می‌رود و مسدود می‌شود. افغانستان در جهان تنها کشوری است که هنر در آن ممنوع است و سکوت در برابر چنین وضعیتی خود یک جنایت است . برای همین من از تمام شاعران جهان دعوت کردم تا علیه این وضعیت بشورند و سکوت خود را بشکنانند.»

سمیه رامش معتقد است که «بخشی از رسالت ادبیات شوریدن علیه سیاهی است» و اکنون سیاهی چیره شده و هر امکانی را به فرصتی برای جنایت در آینده تبدیل خواهد کرد. او فراخوان داد و کارزاری راه‌انداخت که نه تنها وضعیت موجود را به چالش می‌کشد بلکه اکنون به کانالی برای ایجاد شبکه میان شاعران افغانستان و شاعران جهان تبدیل شده است: «با این فراخوان بیش از صد شاعر با من همراه شدند. صدها شعر علیه سانسور و سرکوب هنر در افغانستان و در برای همبستگی با شاعران افغانستان نوشته شد و کار ترجمه‌ی این شعرها به زبان‌های مختلف ادامه دارد.»

شاملو این وضعیت را به «غباری طاعونی» که از «آفاق برخاسته» باشد تشبیه می‌کرد و سمیه می‌گوید که این وضعیت «چرکین و زشت» از «دل شر و شرارت برمی‌خیزد» که نباید برای در امان بودن آن «به‌دخمه‌های سکوت پناه برد.» او راه مبارزه را انتخاب کرده و «فریادی آگاه‌کننده» که «حدوث توفان» را اعلام می‌کند.

کتابی که با عنوان فرانسوی «nulle prison n’enermera ton poeme» در فرانسه چاپ شده و این کتاب حاصل کارزاری است که فعالان و شاعران افغانستان راه‌اندازی کرده بودند و با همراهی بیش از صد شاعر از کشورهای مختلف همراه شد.

شعرهایی که در این کارزار سروده شده‌اند، به زبان فرانسوی ترجمه شده و کتابی با عنوان «nulle prison n’enermera ton poem» (هیچ زندانی نمیتواند شعر را محصور کند) در ماه گذشته توسط انتشارات Oxybia منتشر شد و قبل از آن به زبان جاپانی در جاپان نیز منتشر شده بود.

سمیه رامش در صفحه‌ی فیسبوک خود به انتشار این کتاب در فرانسه اشاره کرده و نوشته است که «آنتولوژی شعر جهان در حمایت از شاعران آفغانستان و علیه سانسور و سرکوب به زبان فرانسوی و در فرانسه منتشر شده است».

این تلاش‌ها نه تنها نشان از قدرت و اثرگذاری شعر و هنر در مقابله با سانسور و سرکوب است، بلکه نمادی از اراده و اعتقاد شاعران به قدرت تحول و بهبود وضعیت در افغانستان را نمایان می‌سازد.

با انتشار این کتاب در فرانسه، صدای شعران افغانستان به یک پژواک جهانی دست یافته که در نوع خود سابقه نداشته است. این کتاب، در قالب یک آنتولوژی شعری، شعران افغانستان را به همراه شاعرانی از سراسر جهان نشان می‌دهد که در راستای یک هدف مشترک تلاش می‌کنند و نتیجه‌ی کار آنان با لحنی اعتراضی و آگاه‌کننده همراه شده است.

ترجمه شعرهای افغانستانی به زبان فرانسوی، علاوه بر انتشار و شناخت بین‌المللی بیشتر، امکان ارائه و بازشناسی غیرمستقیم مسائل و مشکلات در افغانستان به ویژه مشکلات زنان را نیز فراهم می‌سازد. این اثر بازتابی است از درون‌گرایی و انسان‌محوری که در شعر حاضر است و با تمرکز بر مسائل اجتماعی و جنبش زنان، پلی بین فرهنگ‌ها و جوامع مختلف برقرار می‌کند.

از طرفی، نشر این کتاب در فرانسه به عنوان یک قلمرو ادبی و فرهنگی مهم، فرصتی است برای به اشتراک‌گذاری و تبادل ایده‌ها و تجارب بین شعران جهان با شعران افغانستان. این امر می‌تواند ضمن تقویت همبستگی و ارتباطات فرهنگی، به توسعه و پیشرفت حوزه‌ی ادبی در افغانستان کمک کند.

با این حال، در شرایط کنونی که افغانستان با چالش‌ها و نیازهای فراوان روبه‌رو است، تلاش‌های شاعران و نویسندگان برای حفظ هویت و فرهنگ خود و در عین حال، بازتاب وضعیت زنان و مسائل اجتماعی در شعر و ادبیات، بسیار ارزشمند و قابل تحسین است.

من زنده ام
با گلوله‌ای در قلبم
دونده‌ای
در اطراف دیورند
مرزها زنده بودنم را به رسمیت نمی‌شناسند
به نیم روز میروم
نیم خاكستر
نیم آتش
مرزبان یرانی
شلیک دیگریست
و
خون بهای من
آبی ست كه گلوی هریرود را میفشارد
من زنده ام
از دریاها عبور میکنم
از دشتها
از سیم های خار دار
از دهان سگ های گرسنه میگذرم
مینشینم روبروی مامور اداره ی پناهندگی
نگاهم نمیکند
شلیک نمیکند
من را در یک عدد هشت رقمی خلاصه میکند

با این وجود، شاعران افغانستان که در داخل زندگی‌ می‌کنند همچنان با چالش‌های بسیاری روبرو هستند. ضدیت طالبان علاوه بر تهدید جانی، باعث ایجاد محدودیت‌ها و خطرات بسیاری برای شاعران شده است. برخی از شاعران به تبعید رفته‌اند و در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند و تلاش می‌کنند تا از راه دور به وضعیت زنان در افغانستان پاسخ دهند.

در نهایت، تلاش شاعران برای بازتاب وضعیت زنان در افغانستان اثرگذاری بزرگی دارد. آنها با شعرهای خود، امید و انرژی به زنان افغانستان می‌دهند و ارزش‌ها و حقوق زنان را ترویج می‌دهند. این تلاش‌ها نه تنها برای آزادی و توانمندسازی زنان در افغانستان بلکه برای تحقق عدالت و برابری جنسیتی در سراسر جهان اهمیت دارند.

شعر به عنوان یکی از هنرهای ادبی بر تمام جوانب زندگی انسان تأثیر می‌گذارد و قدرتی برای القای احساسات، انتقال ایده‌ها و تأمل در مسائل اجتماعی دارد. در افغانستان، شعر به ویژه درباره وضعیت زنان، ابزاری قدرتمند برای بیان اعتراضات و امیدواری‌ها شده است.

یکی از اثرات قابل توجه شعر در افغانستان، تأثیر بر روی افکار و احساسات مردم است. شعر با استفاده از زبان شاعرانه و تصویرسازی قوی، می‌تواند احساسات عمیقی را در افراد به وجود آورده و آنها را به فکر و تأمل در مسائل مختلف بیندازد. در مورد وضعیت زنان، شعر می‌تواند احساسات تنفر از سرکوب و تبعیض را در میان مردم برانگیزد و امید و انگیزه برای تغییر و بهبود را به آنها منتقل کند.

همچنین، شعر به عنوان یک رسانه فرهنگی می‌تواند به شکلی غیرمستقیم در تغییر نگرش‌ها و ارزش‌های اجتماعی نقش داشته باشد. شاعران افغانستان با بیان ایده‌ها و مسائلی مانند حقوق زنان، برابری جنسیتی و آزادی فردی، می‌توانند به تحولات فرهنگی و اجتماعی در کشور کمک کنند. شعر می‌تواند ذهنیت جامعه را به سمت تحول و تغییر هدایت کند و به فهم بهتری از مسائل زنان و نیازهای آنها منجر شود.

علاوه بر این، شعر به عنوان یک ابزار انتقادی و اعتراضی، می‌تواند به قدرتمندتر شدن جنبش‌ها و فعالیت‌های مدنی در افغانستان کمک کند. شاعران آفغانستان با بیان اعتراضات خود در مورد سرکوب و تبعیض، می‌توانند مردم را به اعتراض و اقدام متحد کنند و تحرک اجتماعی را ترویج دهند. شعر می‌تواند نقشی مهم در تحریک همبستگی و یکپارچگی اجتماعی داشته باشد و به شکلی غیرمستقیم در تغییرات سیاسی و اجتماعی نقش ایفا کند.